l

کمک و رهایی هنوز دیر نیست - مطالب سنت های دوازده گانه
لطفا" در صورت امکان نظرات خودتان را در یک نظر سنجی راجع به مطالب وب بدهید





» تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :

محصولات ویژه

ﺩاﻧﻠﻮﺩ  ﻛﺘﺎﺏ اﻧﺪﺭﻭﻳﺪ apk اﺻﻮﻝ ﺭﻭﺣﺎﻧﻲ و ﺳﻨﺖ ﻳﻚ
فایل دانلود apk  از
 
مروری بر اصول روحانی 12 سنت :
 اصول روحانی سنت یك:
تسلیم ، پذیرش ، قبول تعهد ، ازخود گذشتگی ، محبت ،گمنامی
 اصول روحانی سنت دوم:
تسلیم-ایمان ، فروتنی ، روشن بینی ، وفاداری ، گمنامی
 اصول روحانی سنت سوم:
تحمل یکدیگر ، هم دردی ، گمنامی ، فروتنی
 اصول روحانی سنت چهارم:
استقلال ، مسئولیت ، روشن بینی ، اتحاد ، گمنامی
 اصول روحانی سنت پنجم:
وفاداری ، مسئولیت ، وحدت ، گمنامی
 اصول روحانی سنت ششم:
فروتنی ، وفاداری ، ایمان ، هماهنگی ، گمنامی
 اصول روحانی سنت هفتم:
قدرشناسی ، احساس مسئولیت ، ایمان ، وفاداری ، گمنامی ، آزادی
 اصول روحانی سنت هشتم:
فروتنی ، دوراندیشی ، گمنامی ، وفاداری
 اصول روحانی سنت نهم:
فروتنی ، احتیاط ، وفاداری ، گمنامی
اصول روحانی سنت دهم :
وحدت ، مسئولیت پذیری ، احتیاط ، دوراندیشی ، فروتنی ، گمنامی
 اصول روحانی سنت یازدهم :
ایمان ، خدمت ، گمنامی
 اصل روحانی سنت دوازدهم ؛
گمنامی
ﻛﺘﺎﺏ اﻧﺪﺭﻭﻳﺪ اﺻﻮﻝ ﺭﻭﺣﺎﻧﻲ و ﺳﻨﺖ ﻳﻚ ﺩاﻧﻠﻮﺩ ﻛﻨﻴﺪ
‼️جهت عضویت:ﺩﺭ ﮔﺮﻭﻩ و. ﻭﺑﻼﮒ کمک و رهایی
داداش خسته نباشی  در صورت  امکان  لینک ما رو هم  در اختیار دوستان همدرد بزار ممنون می شویم کانال کمک و رهایی 
بی کلام اینجا باش
                فقط باش.. ارتباط با ادمین
بودنت با دل من بی صدا هم زیباست.
..............
ﻛﺘﺎﺏ اﻧﺪﺭﻭﻳﺪ اﺻﻮﻝ ﺭﻭﺣﺎﻧﻲ و ﺳﻨﺖ ﻳﻚ ﺩاﻧﻠﻮﺩ ﻛﻨﻴﺪhttps://t.me/joinchat/AAAAAELrwNCz6DvsZ0NwiA
اصول روحانی سنت 1: 
 تسلیم ، پذیرش ، تعهد ، ازخودگذشتگی ، محبت ، گمنامی 
 تسلیم : کنار گذاشتن تمایلات و منافع شخصی
 نتیجه : همکاری گروهی آسانتر می شود ، وحدت حفظ شده و منافع مشترک در راس قرار می گیرد. 
 پذیرش : قبول کردن راهکارهایی که باعث پیشرفت انجمن می شود ، چون ابزارها و روشهای ما متفاوتند .
 نتیجه : نمی توانیم عقاید خود را درباره وحدت به دیگران تحمیل کنیم در واقع وحدت ما از هدف ما نشات می گیرد . 
 تعهد : قبول کردن بخشی از کارهای خدماتی که با یک برنامه متعادل بهبودی جور در می آید .
 نتیجه : همیشه بخشی از راه حل هستیم و نقشی در اتحاد داریم ، خدمت می کنیم و به بهبودی شخصی و رشد انجمن کمک می کنیم . 
 ازخودگذشتگی : احتیاجات گروه را به خواسته های خود ترجیح دادن و در سطح انجمن احتیاجات انجمن را به خواسته های گروه ترجیح دادن .
 نتیجه : گروه ما سالم می ماند و موجب رشد و ارتقای انجمن می شود . 
 محبت : ابراز علاقه کردن به دیگران در هنگام صحبت و برخورد و سهیم کردن دیگران در تجربه و امید خود .
 نتیجه : باعث جلب تازه واردها و تقویت اعضا می شود،احساس آرامش و امنیت در اعضا شکل می گیرد و روحیه وحدت و رفاه عمومی را افزایش می دهد . 
 گمنامی : کنار گذاشتن تعصبات ، خواسته ها و تفاوتهای که باعث تفرقه و عدم ارتباط ما با یکدیگر می شود .
 نتیجه : باعث می شود همه با هم مساوی باشیم و فقط بر هویت مشترک خود به عنوان یک معتاد تمرکز کنیم و در رشد و اتحاد انجمن مسئولیتی مساوی داشته باشیم. سوال 1-
مفهوم سنت اول از نظر شما چیست ؟
 مفهوم سنت اول اینست که ما اعضای انجمن ، همگی شبیه یکدیگر و یک شکل نیستیم ، و کارهایی که در گذشته کرده ایم و حتی خصوصیات ما هم با یکدیگر تفاوت‌هایی دارد . اما نقاط مشترک مهمی با یکدیگر داریم ، که تاکید بر روی این نقاط مشترک (بیماری اعتیاد و بهبودی) ، باعث می شود که اتحاد و همبستگی بیشتری پیدا کنیم . 
چیزهایی وجود دارد که همه ما داریم از آن سود می بریم و نیز برای ادامه بهبودی شخصی مان ، به بقای آنها احتیاج داریم . پس باید تلاش کنیم تا منفعت جمعی را ، به منافع شخصی خود ، ترجیح دهیم . 
زیرا اگر این جمع نباشد و کل انجمن وجود نداشته باشد ، ما هم نیستیم و جایی برای دنبال کردن بهبودی خود نداریم .
 نکات مهم :
 گروه مهمتر از ماست ، زیرا گروه ثابت است ، اما اعضا ثابت نیستند . می آیند و می روند .
 سنت اول باعث میشود که گروههای NA ، مثل یک زنجیر به هم پیوسته باشند . و ما را موظف می کند ، هر چیزی را که مانع پیشرفت در بهبودی اعضایمان است ، از سر راه برداریم و کنار بزنیم .
 غرایض شخصی در انجمن ما هیچ جایی ندارد .
 ما باید حامی و پشتیبان یکدیگر باشیم .
 سنت اول همبستگی را بین اعضا بیشتر می نماید .
 همانطور که ما برای ادامه ی راه نیاز به NA داریم ، NA هم به اعضای خود نیاز دارد .(رابطه ی دو طرفه بین ما و انجمن وجود دارد)
 گردهمایی های ما ، گرفتن دست یکدیگر ، در آغوش کشیدن همدردانمان و کمک به حل مشکلات یکدیگر ، نشانه ای قوی از اتحاد ماست 
اسوال 2 -
آیا بین قدم اول و سنت اول وجه مشترکی وجود دارد ؟
 بله 
در قدم اول با بیماری اعتیاد و بهبودی ، بعنوان دو واقعیت ، آشنا شدیم .
در سنت اول هم ، نقاط مشترک و وجه تشابه ما با یکدیگر ، وجود بیماری اعتیاد و بهبودی است .
در قدم اول اصل روحانی تسلیم وجود دارد ، چه در برابر بیماری اعتیاد و چه در برابر اصول برنامه .
در سنت اول هم باید در برابر خواست گروهی و منافع جمعی گروه ، تسلیم باشیم .
در برابر خواسته های شخصی خود تسلیم باشم و خود را بعنوان جزئی از کل بدانم .
قدم اول به من خویشتن پذیری و همچنین پذیرفتن دیگران را یاد داد .
سنت اول هم می گوید که ، خودم و دیگر اعضا را ، همانگونه که هست بپذیرم و سعی نکنم کسی را تغییر دهم . ‼️ https://t.me/joinchat/AAAAAELrwNCz6DvsZ0



:: مرتبط با: دیدگاه , سنت های دوازده گانه ,
:: برچسب‌ها: تسلیم , تعهد , ازخودگذشتگی , محبت , گمنامی , خویشتن پذیری , بیماری اعتیاد و بهبودی ,
:: لینک های مرتبط: دانلود کتاب apk , گروه کمک و رهایی در تلگرام , کانال کمک و رهایی ما را در این گروه و کانال یاری رسانید ,
ن : محمد یحیی (ص )
ت : دوشنبه 22 خرداد 1396
کمک و رهایی در کانال تلگرام

 کمک و رهایی
داداش خسته نباشی  در صورت  امکان  لینک ما رو هم  در اختیار دوستان همدرد بزار ممنون می شویم  


:: مرتبط با: سنت های دوازده گانه , اصول روحانی ,
:: لینک های مرتبط: کمک و رهایی ,
ن : محمد یحیی (ص )
ت : جمعه 18 فروردین 1396

تمرین اصل روشن بینى در قدم یك

بدین شكل است كه ما باور كنیم ،

ممكن است راه دیگرى نیز در زندگى

وجود داشته باشد وتمایل نشان دهیم

كه آن را ازمایش كنیم .

ما احساسات، عواطف، هوسها و اعمال خود را زیر نظر مى گیریم.

به طورمرتب، مراقب خود هستیم و بدین ترتیب مى توانیم از تکرار اعمالى که باعث بد شدن حال مان مى شوند، خوددارى کنیم

ما دریافتیم، آنها که به ما بد کرده

انـد احتمـالاً از نظـر روحــانی بیمــار

بــوده انــد.

مــا از علائــم بیمــاری آنهــا خوشــمان

نمــیآمــد و  آزارمــان مــیداد، ولــی بــا

ایــن حــال آنهــا هــم مثــل خــود مــا

بیمــار بودنــد..!!

فروتنی یعنی 

 هیچگاه نگران نبودن ، عصبانی نشدن ،آزرده یا دلریش نشدن . یعنی از هر چه برایم پیش می آید حیرت نکنم و احساس کنم هیچ اتفاقی برایم نیفتاده است

فروتنی یعنی وقتی هیچ کس از من تعریف نمی کند ، راحتم و وقتی متهم یا تحقیر می شوم ، خانه ای در درونم به من اعطا شده که به آن می روم و در را می بندم و در خلوت ،در مقابل پدرم زانو می زنم و همچون غوطه ور شدن در دریای ساکن ، در آرامشم . در حالیکه همه چیز در اطرافم در تشویش است .

در زندگی یاد گرفتم: 

با احمق بحث نکنم و بگذارم در دنیای احمقانه خویش خوشبخت زندگی کند.

با وقیح جدل نکنم چون چیزی برای از دست دادن ندارد و روحم را تباه می کند.

از حسود دوری کنم چون اگر دنیا را هم به او تقدیم کنم باز از من بیزار خواهد بود.

تنهایی را به بودن در جمعی که به آن تعلق ندارم ترجیح دهم....

اگر می خواهید

همه بشریت را بیدار کنید،

ابتدا همه خویشتن

خود را بیدار کنید.

اگر می خواهید به رنج و درد

در کل دنیا پایان دهید،

خود از ظلمت و منفی نگری

درون خود خلاص شوید

پذیرش مسئولیت

فراگیری این که چگونه در صلح, رفاقت و برادری کامل با دیگر انسانها زندگی کنیم تجربه ای متاثر کننده و شگفت انگیز است.

هر عضو الکلی های گمنام دریافته است که تنها با بازگشت از راه رفته و بررسی دقیق فروپاشی بشر پیش از بیداریش قادر به پیشرفت در این تجربه شگفت انگیز نیست.

سپاسگزاری 

شکرگزاری یکی از قدرتمندترین احساساتی است که تو می توانی با بکار بردن آن تمام آنچه که می خواهی با وفور محض , وارد زندگی ات کنی.

تو هر کس و هر جا که باشی و شکر گذاری به هر شکلی که باشد , می تواند تمام منفی گرایی ها را در زندگیت از بین ببرد..

بہ او اعتماد ڪن

راه را بگیر ومستقیم جلو برو

اگر تورا تا اینجا آورده

برایت برنامہ وطراحے دارد

وتو را  رها نمے کند




:: مرتبط با: اصول روحانی , سنت های دوازده گانه ,
ن : محمد یحیی (ص )
ت : شنبه 14 اسفند 1395


مروری بر اصول روحانی 12 سنت :

اصول روحانی سنت یك:

تسلیم ، پذیرش ، قبول تعهد ، ازخود گذشتگی ، محبت ،گمنامی

اصول روحانی سنت دوم:

تسلیم-ایمان ، فروتنی ، روشن بینی ، وفاداری ، گمنامی

اصول روحانی سنت سوم:

تحمل یکدیگر ، هم دردی ، گمنامی ، فروتنی

اصول روحانی سنت چهارم:

استقلال ، مسئولیت ، روشن بینی ، اتحاد ، گمنامی

اصول روحانی سنت پنجم:

وفاداری ، مسئولیت ، وحدت ، گمنامی

اصول روحانی سنت ششم:

فروتنی ، وفاداری ، ایمان ، هماهنگی ، گمنامی

اصول روحانی سنت هفتم:

قدرشناسی ، احساس مسئولیت ، ایمان ، وفاداری ، گمنامی ، آزادی

اصول روحانی سنت هشتم:

فروتنی ، دوراندیشی ، گمنامی ، وفاداری

اصول روحانی سنت نهم

فروتنی ، احتیاط ، وفاداری ، گمنامی 

اصول روحانی سنت دهم

وحدت ، مسئولیت پذیری ، احتیاط ، دوراندیشی ، فروتنی ، گمنامی

اصول روحانی سنت یازدهم

ایمان ، خدمت ، گمنامی

اصل روحانی سنت دوازدهم ؛

گمنامی

اصول روحانی سنت 1

تسلیم ، پذیرش ، تعهد ، ازخودگذشتگی ، محبت ، گمنامی

تسلیم : کنار گذاشتن تمایلات و منافع شخصی

نتیجه : همکاری گروهی آسانتر می شود ، وحدت حفظ شده و منافع مشترک در راس قرار می گیرد.

پذیرش : قبول کردن راهکارهایی که باعث پیشرفت انجمن می شود ، چون ابزارها و روشهای ما متفاوتند.

نتیجه : نمی توانیم عقاید خود را درباره وحدت به دیگران تحمیل کنیم در واقع وحدت ما از هدف ما نشات می گیرد .

تعهد : قبول کردن بخشی از کارهای خدماتی که با یک برنامه متعادل بهبودی جور در می آید .

نتیجه : همیشه بخشی از راه حل هستیم و نقشی در اتحاد داریم ، خدمت می کنیم و به بهبودی شخصی و رشد انجمن کمک می کنیم .

ازخودگذشتگی : احتیاجات گروه را به خواسته های خود ترجیح دادن و در سطح انجمن احتیاجات انجمن را به خواسته های گروه ترجیح دادن .

نتیجه : گروه ما سالم می ماند و موجب رشد و ارتقای انجمن می شود .

محبت : ابراز علاقه کردن به دیگران در هنگام صحبت و برخورد و سهیم کردن دیگران در تجربه و امید خود .

نتیجه : باعث جلب تازه واردها و تقویت اعضا می شود،احساس آرامش و امنیت در اعضا شکل می گیرد و روحیه وحدت و رفاه عمومی را افزایش می دهد .

گمنامی : کنار گذاشتن تعصبات ، خواسته ها و تفاوتهای که باعث تفرقه و عدم ارتباط ما با یکدیگر می شود .

نتیجه : باعث می شود همه با هم مساوی باشیم و فقط بر هویت مشترک خود به عنوان یک معتاد تمرکز کنیم و در رشد و اتحاد انجمن مسئولیتی مساوی داشته باشیم.     سوال 1-

مفهوم سنت اول از نظر شما چیست ؟

مفهوم سنت اول اینست که ما اعضای انجمن ، همگی شبیه یکدیگر و یک شکل نیستیم ، و کارهایی که در گذشته کرده ایم و حتی خصوصیات ما هم با یکدیگر تفاوت‌هایی دارد . اما نقاط مشترک مهمی با یکدیگر داریم ، که تاکید بر روی این نقاط مشترک (بیماری اعتیاد و بهبودی) ، باعث می شود که اتحاد و همبستگی بیشتری پیدا کنیم .

چیزهایی وجود دارد که همه ما داریم از آن سود می بریم و نیز برای ادامه بهبودی شخصی مان ، به بقای آنها احتیاج داریم . پس باید تلاش کنیم تا منفعت جمعی را ، به منافع شخصی خود ، ترجیح دهیم .

زیرا اگر این جمع نباشد و کل انجمن وجود نداشته باشد ، ما هم نیستیم و جایی برای دنبال کردن بهبودی خود نداریم .

نکات مهم :

گروه مهمتر از ماست ، زیرا گروه ثابت است ، اما اعضا ثابت نیستند . می آیند و می روند .

سنت اول باعث میشود که گروههای NA ، مثل یک زنجیر به هم پیوسته باشند . و ما را موظف می کند ، هر چیزی را که مانع پیشرفت در بهبودی اعضایمان است ، از سر راه برداریم و کنار بزنیم .

غرایض شخصی در انجمن ما هیچ جایی ندارد .

ما باید حامی و پشتیبان یکدیگر باشیم .

سنت اول همبستگی را بین اعضا بیشتر می نماید .

همانطور که ما برای ادامه ی راه نیاز به NA داریم ، NA هم به اعضای خود نیاز دارد .(رابطه ی دو طرفه بین ما و انجمن وجود دارد)

گردهمایی های ما ، گرفتن دست یکدیگر ، در آغوش کشیدن همدردانمان و کمک به حل مشکلات یکدیگر ، نشانه ای قوی از اتحاد ماست

سوال 2 -

آیا بین قدم اول و سنت اول وجه مشترکی وجود دارد ؟

بله

در قدم اول با بیماری اعتیاد و بهبودی ، بعنوان دو واقعیت ، آشنا شدیم .

در سنت اول هم ، نقاط مشترک و وجه تشابه ما با یکدیگر ، وجود بیماری اعتیاد و بهبودی است .

در قدم اول اصل روحانی تسلیم وجود دارد ، چه در برابر بیماری اعتیاد و چه در برابر اصول برنامه .

در سنت اول هم باید در برابر خواست گروهی و منافع جمعی گروه ، تسلیم باشیم .

در برابر خواسته های شخصی خود تسلیم باشم و خود را بعنوان جزئی از کل بدانم .

قدم اول به من خویشتن پذیری و همچنین پذیرفتن دیگران را یاد داد .

سنت اول هم می گوید که ، خودم و دیگر اعضا را ، همانگونه که هست بپذیرم و سعی نکنم کسی را تغییر دهم .

در قدم اول وقتی قبول می کنم که بیمارم ، با دیگران هم به عنوان یک فرد بیمار برخورد می کنم و مدارا کردن را یاد می گیرم .

در سنت اول هم ، با تمرکز بر وجه مشترک بین اعضا که همان بیماری اعتیاد و بهبودی است ، با دیگران مدارا می کنم و همدلی و همسانی بوجود می آید .

نکات مهم :

همه ی موضوع " جنگ نکردن" است .

درک و پذیرش و تسلیم .

همانطور که از بیماری اعتیاد نمیتوانم فرار کنم ، از خواست گروهی هم نمی توانم فرار کنم .

بزرگترین وجه اشتراک ما با یکدیگر اینست : همانگونه که در قدم اول به تنهایی نتوانستم ، در سنت اول هم به تنهایی نمی توانم .سوال 3 -

آیا این سنت فقط در رابطه با گروه و انجمن کاربرد دارد ، یا در موارد دیگر نیز میتواند کاربرد داشته باشد ؟ و اگر دارد ، در چه مواردی ؟ توضیح دهید .

خیر

در موارد دیگر هم کاربرد دارد .

هر جا که گروهی وجود دارد و آن گروه هدف ، یا اهداف مشخصی را دنبال می کند ، نیاز به وحدت و همبستگی وجود دارد .

چون در هر گروهی ، منافع مشترکی هست ، که همه از آن سود می برند .

مثلا گروه خانواده ، گروه دوستان ، گروه همکاران که در یک محل با هم کار می کنند .

جوامع مختلف مثل مدرسه ، دانشگاه ، جوامع شهری ، کشور و ...

نکات مهم :

این سنت در مورد "قانون مند" بودن است .

ما انسانها در جامعه هم نیاز به کمک یکدیگر داریم و باید به منافع مشترک دیگران و اقشار مختلف جامعه نیز احترام بگذاریم ، تا محیطی سالم و امن برای زندگی داشته باشیم .

آشنایی با سنت اول کمک می کند که من در مقابل خانواده و محیط پیرامون خود ، احساس بیگانگی نکنم و خود را جزئی از این جامعه بدانم .

سنت اول و اجرای آن تعهد نیاز دارد و باید منافع دیگران را هم ، در نظر بگیریم .

احترام گذاشتن به دیگران را ، در سنت اول تمرین می کنیم                                                                      .سوال 4 -

در رابطه با هر یک از موارد سوال قبلی ، مثالی بیاورید که نشان دهد چگونه قبل از پیوستن به انجمن ، این اصل را زیر پا می گذاشتید ؟

خانواده :

 

به خواسته های جمع خانواده احترام نمی گذاشتم . به قوانین خانواده پایبند نبودم . هر موقع که می خواستم ، رفت و آمد میکردم و ساعت و زمان را در نظر نمی گرفتم . اکثر اوقات پرخاشگر و خشمگین بودم و جو منزل را متشنج می کردم . به اعضای خانواده ، به چشم دشمن نگاه می کردم . میخواستم در همه حال ، حرف خودم را به کرسی بنشانم و نظرات و امیال دیگران برایم ، کاملا بی اهمیت بود .

محل کار :

از این شاخه به آن شاخه می پریدم . اگر از یکی از همکاران خوشم نمی آمد ، پشت سرش بدگویی می کردم ، یا برایش نقشه میکشیدم . به قوانین محل کار احترام نمی گذاشتم . وقت شناس نبودم . دیر به محل کارم میرفتم و میخواستم هر چه زودتر هم برگردم . بیشتر با فریب و دروغگویی کار خودم را پیش می بردم . نقاط ضعف همکارانم را برجسته می کردم ، تا خودم را تایید کنم . اینها همه اتحاد و همبستگی بین همکاران را خراب می کرد .

اجتماع :

به قوانین و مقررات اجتماعی ، بی احترامی می کردم . با مصرف مواد مخدر و انجام کارهای خلاف قانون ، چهره ی اجتماع رو زشت کرده بودم . در جامعه ، با کسی رابطه ی خوبی نداشتم ، حتی با هم مصرفی هایم . از افراد جامعه بدم می آمد و با کارهایی که می کردم ، باعث آزار آنها می شدم . بر خلاف عرف جامعه حرکت میکردم و در عین حال ، همیشه حق به جانب هم بودم و فقط حق را به خودم می دادم .

محل تحصیل :

بی نظمی و بلاتکلیفی در تحصیل . حاضر نشدن بر سر کلاس های درس . تقلب در امتحانات . انجام رفتارهای اخلال گرانه در کلاس و مدرسه ، و در نهایت ترک تحصیل .

نکات مهم :

نظر خودم را به دیگران تحمیل می کردم .

اگر برایم سودی نداشت ، هیچ مسئولیتی را قبول نمی کردم .

ساز مخالف زدن و تک روی کردن .

تقصیر را به گردن دیگران انداختن و حقوق دیگران را زیر پا گذاشتن .

هیچ موقع ، هیچ کس را قبول نداشتم .

مشکل اصلی من ، در "قانون گریزی" من بود .

خودمرجعی و خودمرکزی .

خود را تافته ی جدا بافته می دانستم و همیشه مخالف جریان آب ، شنا میکردم .

آنقدرها هم که فکر میکردم ، آدم مهمی نبودم 

ادامه مطلب

:: مرتبط با: اصول روحانی , سنت های دوازده گانه ,
ن : محمد یحیی (ص )
ت : شنبه 14 اسفند 1395
دنیا به نسبت قلب آدم‌ها جاى کوچکیست، اى دوست.....

در «لحظه» باش، از «خواستِ نتیجه» رها شو، نه چون وقتی در لحظه‌ای و نتیجه را رها کرده‌ای حتما آن را به دست می‌آوری و او خودش راهش را به سمت تو کج می‌کند، نه، این تنها روش شیادان است، این خود را فریفتن است. اینگونه در «اکنون» زیستن وسیله‌ای‌ست نه حقیقی؛ اینگونه، تو از «رهاشدن» به عنوان روشی برای «چسبیدن» استفاده می‌کنی و واضح است که اصلا رهایی را تجربه نمی‌کنی. با این شیوه توانسته‌ای با روشی سحرآمیز طلای «پذیرش» را نیز به مس «کنترل» تبدیل کنی.
از نتیجه رها باش، نتیجه کار ما نیست...
گذشته و آینده سارقان زمان هستند. انسان باید گذشته را متبرک کند اما اگر این گذشته او را در اسارت نگاه میدارد آن را به فراموشی بسپارد.
"بازیافتن جوانی گمشده ات محال است اگر به عقب بازگردی امروزت را نیز از دست می دهی"...
یادت باشد انسان باید رها در لحظه زندگی کند❤️❤️

ما از قدر و قیمت خود آگاه نیستیم. 
از گنج بی پایانی كه درونمان نهان داریم آگاه نیستیم و چون از این گنج ناآگاهیم، میل و آرزوی چیزهایی كوچك را در سر می پرورانیم. 
برای چیزهای پست و بی ارزش می جنگیم.
 بر سر چیزهای پیش پا افتاده با یكدیگر رقابت می كنیم. همین كه از زیبایی درونی خویش آگاه شوی، تمام جنگ و دعواها پایان می پذیرند. 
زندگی آرام و بی تلاطم می شود. 
زندگی به برازندگی می رسد. 
ن : محمد یحیی (ص )
ت : پنجشنبه 18 شهریور 1395
 چرا خودرا؟

سلام به همه دوستان
واسه اینکه تازه واردها با اعضای دیگه احساس راحتی بکنن چون اونا خجالت میکشن که خودشونو معتاد معرفی بکنن و یا قبول نمیکنن و ما با معتاد معرفی کردن خودمون میتونیم به تازه واردها کمک کنیم که به ما اعتماد بکنن و این کار برای بقیه در حکم برابری و یکسانییه و این که اینجا همه یک درد مشترک دارن. 




من یک عمر با انکار بیماری و اعتیاد خود بهای سنگین و گزافی برای ان پرداخت کردم و داشته های مادی و معنوی خود را از دست دادم.
ولی وقتی خود را معتاد معرفی کردم دستهای یاری همدردانم برای کمک به من دراز شد و من انها را دیدم . وقتی خودم را معتاد معرفی کردم، حرف و اراده خداوند از زبان و رفتار همدردانم در زندگی من جاری شد. وقتی خودم را معتاد معرفی کردم مثل این بود که بار سنگینی از دوش من برداشته شد.
پس امروز با افتخار اقرار میکنم و سند میزنم من معتادم تا از قید و بند مواد رها شوم تا با نگرشی بهتر و حرکتی عاقلانه تر با ازادی زندگی کنم و برای خانواده و دوستانم مفید واقع شوم.
هیچ اجباری نیست که کسی خود را با پسوند معتاد معرفی کند. ولی خود را با پسوند معتاد معرفی کردن تمرین خوبی برای شکستن غرور میباشد.

یکی از دلایل اینست ک در وهله اول کلمه معتاد همسانی ما را با دیگر اعضا میرساند

برای اینکه بزرگترین اسیب و افت برای یک انجمنی این است که مثل یک ادم عادی فکر و صحبت کند به خاطر همین خودمان را معتاد معرفی میکنیم تا فراموشکاری سراغمان نیاید و احساس تفاوتی با یک تازه وارد نکنیم.

وقتی خودم را معتاد معرفی میکنم احساس ارامش میکنم و میبینم منهم مثل بقیه هستم و کسی با گذشته تلخ و تاریک من کاری ندارد و همگی میتوانیم با هر چقدر پاکی و هر چقدر دانش و هر چقدر ثروت با هم یکرنگ شده و هیچ احساس تفاوتی نکنیم چقدر لذت بخش و ارامش بخش است.

من یک عمر با انکار بیماری و اعتیاد خود بهای سنگین و گزافی برای ان پرداخت کردم و داشته های مادی و معنوی خود را از دست دادم.
ولی وقتی خود را معتاد معرفی کردم دستهای یاری همدردانم برای کمک به من دراز شد و من انها را دیدم. وقتی خود را معتاد معرفی کردم حرف و اراده خداوند از زبان و رفتار همدردانم در زندگی من جاری شد. وقتی خود را معتاد معرفی کردم مثل این بود که بار سنگینی از دوش من برداشته شد.
پس امروز با افتخار اقرار میکنم و سند میزنم من معتادم تا از قید و بند مواد رها شوم تا با نگرشی بهتر و حرکتی عاقلانه تر با ازادی زندگی کنم و برای خانواده و دوستانم مفید واقع شوم.

وقتی دستم را بلند کردم و خودم را معتاد معرفی کردم و به اعتیاد خود اقرار کردم دیگر کسی مرا معتاد خطاب نکرد و چه داخل انجمن و چه بیرون از انجمن دستها برای کمک به سوی من دراز شد.

خودمونو معتاد معرفی میکنیم تا دیگه فکر نکنیم که برای مسابقه وارد انجمن شدیم. تا دیگه القاب و عناوین را بیرون در بگذاریم و بفهمیم که در انجمن معتاد زرنگ و ساده لوح نداریم و همه معتاد درجه یک هستیم. 
در انجمن همه در مسیر خودشناسی و خداشناسی حرکت میکنیم، حالا بعضی تندتر، بعضی کندتر.
مهم در این مسیر پاک شدن از نواقص است ، نه بالا رفتن طول پاکی.
با معرفی کردن خود بعنوان معتاد تمرین برای فروتنی،تواضع،افتادگی،گمنامی میکنیم و با هم همدرد میشویم و میفهمیم در انجمن داشته های معنوی مهم است نه مادی.

اولین قدم برای شکستن غرور و منیت است ، تا آماده شویم اصول روحانی را تجربه کنیم.

به نظر من بخاطر اینکه من بدانم همه با هم برابر هستیم و هیچ عضو درجه یک و درجه دو نداریم. 
اینکه بدانم من فقط معتاد هستم حالا هر چقدر سابقه داشته باشم ، هر چقدر که جنس فروخته باشم ، هر چقدر که دعوا کرده باشم، مهم این استکه نتوانستم درست زندگی کنم.
ولی با بالا رفتن سن پاکی و رشد کردن در برنامه و پیشرفتهای مالی در زندگی و سروسامان گرفتن زندگی و رونق کسب و کار همین معرفی کردن خود با پسوند معتاد باعث شکسته شدن غرور میشود و از منیت و خودخواهی ما جلوگیری میکند



:: مرتبط با: پیام های دوستان همدرد , قدم های دوازده گانه , سنت های دوازده گانه ,
ن : محمد یحیی (ص )
ت : دوشنبه 30 بهمن 1391
به‌نظر شما چرا یك خدمتگزار باید گزارش بده و این گزارش چه ویژگی‌هایی باید داشته‌باشه؟
این کار ضمن اینکه تمرین یک تراز است خدمت گذار با مسئولیتی که دارد بهتر می تواند شفافیت نوع خدمتش را به گروه پاسخگو باشد و در نیز کمکی است تا اعضای گروه بهتر بتوانند در مورد نقاط ضعف و قوت تعمق کرده ودر انجام هدف اصلی بهتر پیام رسانی داشته باشند لازم است خدمتگذاران گزارش موثررا برای گروه داشته باشند
ویژگی های یک گزارش موثر فضایی را به وجود می آورد تا
تعامل همفکری و درک متقابل را تجربه کنیم
رابطه باز و صمیمانه ای بین اعضاء داشته باشیم
گزارشی کامل و شفاف و روشنی را برای دیگران بیان کنیم
به سئوال و جواب دیگران بدون خصومت شخصی پاسخ دهیم
همکاری و هماهنگی بین خدمتگزاران و اعضاء ی گروه را داشته باشیم
خدمت کنیم و فرصت خدمت به دیگران را فراهم سازیم
حضور به موقع و مستمر در جلسات بهبودی و اداری را داشته باشیم 



:: مرتبط با: سنت های دوازده گانه , مفاهیم دوازده گانه ,
ن : محمد یحیی (ص )
ت : جمعه 6 بهمن 1391
این سنت طرز کار انچمن ما را تعریف می‌کند. ما قبل از هر چیز باید بفهمیم كه NA چیست؟ معتادان‌گمنام، از معتادانى تشكیل شده است كه مایل به قطع مصرف هستند و بدین منظور گردهم آمده‌اند. جلسات ما، گردهما‌ی هایى هستند كه اعضاء به منظور پاك ماندن و رسانیدن پیام بهبودى در آن شركت مى‌كنند. قدم‌ها وسنت‌هاى ما با نظم خاصّى تدوین و شماره‌گذارى شده‌ و بدون ترتیب و دلیل نیستند. آن ها سازماندهى شده‌اند امّا این سازماندهى با آن چه كه در سنت نهم مورد نظراست، تفاوت دارد.
انجمنی غیر انتفاعی و غیر حرفه ای که متشکل از زنان و مردانی که اعتیاد مشکل اصلی ما می باشد. ما به هیچ عنوان خدمات درمانی نداریم و هیچ گونه سازمان های تبلیغاتی را هم نداشته که تشکیل از مجموعه موسسات درمانی باشد و ضمنا" بابت انجام کار هایی که انجام می دهیم از کسی شهریه دریافت نمی کنیم که با مقرارت خاصی تحت فرمان و دستور ما باشند ، تنها لازمه عضویت در این انجمن NA تمایل به قطع مصرف مواد مخدر است و پیام رسانی و هدف اصلی ما کمک درمانی یک معتاد به معتاد دیگر است که بصورت عشق بلاعوض در اختیار دوستان همدردمان در جلسات انجمن معتادن گمنام داریم و این موفقیت بخاطر تشکیلات منظم انجمن است تا به طور مستقیم و ساده هدف اصلی برنامه انجمن NA باشد. 
چه لزومی دارد تشکل خدماتی داشته باشیم؟ 
• یکی از علل تشکل کمیته‌ها و هیئت‌ها برای ایجاد اتحاد و وحدت بین گروه‌ها و در کل انجمن می‌باشد و بدون این سنت انجمن به هرج و مرج کشیده می‌شود و اتحاد گروه‌ها به خطر می‌افتد. 
• مشخص شدن شرح وظایف و پاسخگویی به اعضاء و جلوگیری از هدف رفتن وقت و انرژی و سرمایه گروه 
وقتی اعضاء گروهی تشكیل میدهند تا پیام بهبودی را در جلسات انتقال دهند به مراتب رشد كرده آگاهی اعضا بیشتر شده پس در این میان گروه های و هیئت ها و كمیته های خدماتی برای ارتباط و خدمات آماده می شوند تا در راستای هدف اصلی برنامه كمك یك معتاد به معتاد دیگر در تشكل خدماتی سهمی داشته باشند و به نوعی كار ها را با دیگران تقسیم كنند 
تیتر سنت نهم:
NA تحت این عنوان، هرگز نبایست سازماندهى شود، امّا مى‌توانیم هیأت هاى خدماتى یا كمیته‌هایى تشكیل دهیم كه مستقیماً در برابر كسانى كه به آن ها خدمت مى‌كنند، مسئول باشند.
سنت نهم اذ عان كننده اجرا ی هدف اصلی انجمن معتادان گمنام است تا گروه ها ضمن این كه نیاز هایی دارد ساختاری را بوجود آورند و خدمات را كه منافع كل انجمن na است را ادغام كرده مسئولانه حمایت كنند و با نظم هماهنگی و ارتباط هیئت ها و كمیته هایی را تشكیل دهند تا در راستای پیام رسانی فعالیت داشته و با اتحاد و وحدت از پارادوكس روحانی وجدان . ایده . فرد و پول غافل نشوند .

NA تحت این عنوان، هرگز نبایست سازماندهى شود، امّا مى‌توانیم هیأت هاى خدماتى یا كمیته‌هایى تشكیل دهیم كه مستقیماً در برابر كسانى كه به آن ها خدمت مى‌كنند، مسئول باشند.
سنت نهم در مورد هدف اصلی برنامه na صحبت می کند که همرا ه با سلسله مراتب سازمانی ، اداره کردن و کنترل کردن است. ما با ارتباطی دو طرفه ( هیئت های خدماتی و کمیته ها ) کارها را از طرف گروه ها انجام می دهیم و گروه ها را آزاد می گذاریم تا آنچه را که بهتر از همه می توانند انجام دهند ، اما ساده و مستقیم < سنت نهم و کارهایی که از ما میخواهد >
جدا کردن خدمات تشکیل یافته در انجمن NA از گروه ها
پیروی از ساده ترین دستور العمل ها
جا به جا کردن خدمتگذاران در NA < چرخش و تداوم >
آشنایی یا با کار کمیته ها و هیآ ت های خدماتی . ارتباط ،حمایت و راهنمایی
بودجه NA برای رساندن پیام به معتادی که هنوز در عذاب است 



:: مرتبط با: سنت های دوازده گانه ,
ن : محمد یحیی (ص )
ت : شنبه 23 دی 1391
معتادان گمنام همیشه باید غیر حرفه ای باقی بماند اما مراکز خدماتی ما می توانند کارمندان مخصوصی استخدام کنند
هشت خط و مشی از دیدگاه سنت هشتم
  1. کاملا" واضح غیر حرفه ای برخورد کردن با بیماری اعتیاد
  2. ما برای بهبودی از اعتیاد به موسسات خارجی نیاز نداریم (سنت شش)
  3. اعضای NAبرای رساندن پیام نیاز به مدرک تحصیلی یا حرفه ندارند
  4. تجربه دست اول اعضای ما در نتیجه بهبودی،آنها را کاملا" واجد شرایط پیام رسانی نموده است
  5. حرفه و تخصص یک عضو اصلا" ارتباطی به جلسات ندارد
  6. بهبودی خرید و فروش نمی شود ،بلکه به رایگان همراه با عشق و سپاسگذار به مشارکت گذاشته می شود
  7. فقط در صورت نیازNAحرفه ای ها را با تنظیم قرارداد و دادن حقوق استخدام می کند
  8. کارمندان خاص NAملزم به رعایت سنتهای ما می باشند                 



:: مرتبط با: سنت های دوازده گانه ,
ن : محمد یحیی (ص )
ت : جمعه 26 آبان 1391

NA تحت این عنوان، هرگز نبایست سازماندهى شود، امّا مى‌توانیم هیأت هاى خدماتى یا كمیته‌هایى تشكیل دهیم كه مستقیماً در برابر كسانى كه به آن ها خدمت مى‌كنند، مسئول باشند.
سنت نهم اذ عان كننده اجرا ی هدف اصلی انجمن معتادان گمنام است تا گروه ها ضمن این كه نیاز هایی دارد ساختاری را بوجود آورند و خدمات را كه منافع كل انجمن na است را ادغام كرده مسئولانه حمایت كنند و با نظم هماهنگی و ارتباط هیئت ها و كمیته هایی را تشكیل دهند تا در راستای پیام رسانی فعالیت داشته و با اتحاد و وحدت از پارادوكس روحانی وجدان . ایده . فرد و پول غافل نشوند .

NA تحت این عنوان، هرگز نبایست سازماندهى شود، امّا مى‌توانیم هیأت هاى خدماتى یا كمیته‌هایى تشكیل دهیم كه مستقیماً در برابر كسانى كه به آن ها خدمت مى‌كنند، مسئول باشند.
سنت نهم در مورد هدف اصلی برنامه na صحبت می کند که همرا ه با سلسله مراتب سازمانی ، اداره کردن و کنترل کردن است. ما با ارتباطی دو طرفه ( هیئت های خدماتی و کمیته ها ) کارها را از طرف گروه ها انجام می دهیم و گروه ها را آزاد می گذاریم تا آنچه را که بهتر از همه می توانند انجام دهند ، اما ساده و مستقیم < سنت نهم و کارهایی که از ما میخواهد >
جدا کردن خدمات تشکیل یافته در انجمن NA از گروه ها
پیروی از ساده ترین دستور العمل ها
جا به جا کردن خدمتگذاران در NA < چرخش و تداوم >
آشنایی یا با کار کمیته ها و هیآ ت های خدماتی . ارتباط ،حمایت و راهنمایی
بودجه NA برای رساندن پیام به معتادی که هنوز در عذاب است 
چه لزومی دارد تشکل خدماتی داشته باشیم؟ -
وقتی اعضاء گروهی تشكیل میدهند تا پیام بهبودی را در جلسات انتقال دهند به مراتب رشد كرده آگاهی اعضا بیشتر شده پس در این میان گروه های و هیئت ها و كمیته های خدماتی برای ارتباط و خدمات آماده می شوند تا در راستای هدف اصلی برنامه كمك یك معتاد به معتاد دیگر در تشكل خدماتی سهمی داشته باشند و به نوعی كار ها را با دیگران تقسیم كنند 
• یکی از علل تشکل کمیته‌ها و هیئت‌ها برای ایجاد اتحاد و وحدت بین گروه‌ها و در کل انجمن می‌باشد و بدون این سنت انجمن به هرج و مرج کشیده می‌شود و اتحاد گروه‌ها به خطر می‌افتد. 
• مشخص شدن شرح وظایف و پاسخگویی به اعضاء و جلوگیری از هدف رفتن وقت و انرژی و سرمایه گروه 



:: مرتبط با: سنت های دوازده گانه ,
ن : محمد یحیی (ص )
ت : چهارشنبه 17 آبان 1391
منظور از مراكز خدماتى، جایى است كه كمیته‌هاى خدماتى NA در آن به كار مشغول اند. دفتر خدماتى جهانى، یا دفاتر محلى، منطقه‌اى، یا ناحیه‌ای نمونه‌هایى ازمراكز خدماتى هستند. كلوب هاى معتادان، خانه‌هاى بهبودى و مؤسسات مشابه، مراكز خدماتى NA نیستند و هیچ‌گونه وابستگى با مراكز خدماتى NA ندارند. یك مركز خدماتى، جائیست كه خدمات NA به طور مداوم در آن عرضه مى‌شود.کتاب پایه---سنت هشتم       درمورد مراکز خدماتی ما و خدماتی که بطور مداوم در آن‌ها ارائه می‌شود بگویید. 
سنت هشتم برای ثبات naدر كل اهمیت حیاتی دارد گروها تمركز به بهبودی اعضا را دارد و هدف سنت پنجم را عملی می كنند حال مراكز خدماتی na هم همین هدف را دارد و به نوعی كارها رادر بین اعضای خدمتگذار گروه ها ادغام كرده و كمیته های خدماتی شكل گرفته تا هدف اصلی برنامه را برای اعضایی كه تمایل به خدمت كردن را دارند دنبال كنند و چهار چوب سنت های را داشته از اصول naپیروی كنندبه گفتۀ کتاب : مراکز خدماتی جایی است که کمیته های خدماتی N A در آن به کار مشغولند.........
پس ما این مراکز را تأسیس و راه اندازی میکنیم برای متمرکز کردن منابع و خدماتمان ، مثل خطوط تلفنی و جوابگویی به تماس گیرندگان ، ، ، در ضمن از این مراکز جهت برگزاری جلسات هماهنگی ، درون کمیته ای ، برگزاری کارگاههای آموزشی ، و مراجعات احتمالی از بعضی رسانه های جمعی و سازمانها و دریافت و ارسال بعضی مکاتبات نیز بنا به شرائط استفاده میشود 
در این سنت، ما مى‌گوییم كه افراد حرفه‌اى نداریم. منظور از این حرف این است كه ما روانپزشك، پزشك، مشاور و یا وكیل در استخدام‌مان نداریم. برنامه ما ازطریق كمك یك معتاد به معتاد دیگر كار مى‌كند. ما اگر در گروه‌هاى خود افراد حرفه‌اى استخدام كنیم، اتحاد NA را از بین مى‌بریم. ما معتادانى هستیم كه دروضعیتى مساوى و به رایگان یكدیگر را كمك مى‌كنیم.
ما متخصصّین حرفه‌اى را به رسمیت مى‌شناسیم و آن ها را تحسین مى‌كنیم. بسیارى از اعضاى ما در زندگى خصوصى خود، حرفه‌اى هستند، امّا در NA جایى براى حرفه‌اى بودن وجود ندارد.
  سنت هشتم به ما یاد آور می شود كه اعضای انجمن از مساوات برخودار هستند واز طریق كمك درمانی به یكدیگر كمك رسانی می كنند عضو درجه یك و دو نداریم ضمنا" به مسائل مالی . ملكی وشهرت افراد كاری نداشته و اگر به این مسئله بصورت حرفه ای توجه داشته با شیم از اصول انجمن پیروی نمی كنیم . 
ما متخصصین حرفه ای را به رسمیت می شناسیم و آن ها را تحسین می كنیم . بسیاری از اعضای ما در زندگی خصوصی خود حرفه ای هستند اما در na جایی برای حرفه ای بودن وجود ندارد . (كتاب پایه سنت هشتم )
در سنت هشتم ما هیچ یك از اعضای خود را حرفه ای خطاب نمی كنیم و با ندادن لقب حرفه ای به اعضا ی مان" برای همیشه غیر حرفه ای ماندن " انجمن خود را تضمین می كنیم .
HeartHeartHeartHeartHeart
[تصویر:  Desert.jpg]

در اینجا لازم است تفاوت بین حرفه‌اى و كارمندان خاص را روشن و مشخص كنیم. حرفه‌اى‌ها در حرفه به خصوصى فعالیت دارند كه به طور مستقیم د رخدمت NA نیست و نفع شخصى مبناى آن است. حرفه‌اى‌ها از سنت‌هاى NA پیروى نمى‌كنند، امّا كارمندان خاص ما درست، برعكس، در چهارچوب این سنت‌ها كار مى‌كنند و همیشه مستقیماً در مقابل كسانى كه به آنها خدمت مى‌كنند، یعنى انجمن مسئول هستند.حرفه ای کسی است که یک کار تخصصی را به صورت مقطعی برای ما انجام میدهد و هیچ تعهدی در مقابل رعایت اصول N A ندارد و در استخدام دائمی ما نیست بلکه فقط کار خاص خود یا قسمتی از کار خاص خود را انجام میدهد و در راستای حفظ منافع شخصی خود حرکت میکند وخود را ملزم به رعایت سنتهای N A نمی داند ولی کارمندان خاص در چهار چوب اصول و سنتها کار میکنند ، در خدمت N A هستند و میتوانند از اعضائ N A باشند یا نباشند کارمندان خاص ملزم به رعایت اصول N A میباشند و در راستای منافع کاری N A حرکت میکنند و معمولاً به صورت تمام وقت در خدمت N A هستند... 
در این سنت، تأكید شده است كه «مراكز خدماتى ما مى توانند كارمندان خاصى استخدام كنند». منظور از این حرف این است، كه مراكز خدماتى ما مى‌توانندكارمندانى را كه مهارت‌هاى خاصى نظیر، جوابگویى به تلفن، منشى‌گرى و یاچاپ داشته باشند، استخدام كنند. این كارمندان، مستقیماً در برابر كمیته‌هاى خدماتى مربوطه مسئول هستند. همان‌طور كه NA رشد مى‌كند و بزرگتر مى‌شود، به همان نسبت تقاضا براى چنین كارمندانى نیز بیشتر خواهد شد. كارمندان خاص، وجودشان براى حفظ كارآیى انجمن در حال توسعه ما كاملاً ضرورت دارد.در سنت هشتم بر این مسئله تاکید شده که ما تجربه ی بهبودی را نمی فروشیم ما جهت انجام امور خاص مانند وکالت ویا حسابرسی میتوانیم از افراد غیر معتاد استفاده کنیم و در قبال آن دستمزد پرداخت نماییم برای دیگر خدمات که در سطوح مختلف ساختار بدان نیاز داریم میتوانیم از اعضاء انجمن که تجربه آنرا دارند استفاده کنیم به نظر من ما نباید در قبال خدماتی که مستقیماً با بهبودی در ارتباط است از کارمندان خاص استفاده کنیم چون به کمک درمانی یک معتاد به معتاد دیگر تاکید شده است ولی در خصوص خدماتی چون وکالت و حسابرسی و تلفن وچاپ و....... که در قسمت پشتیبانی انجام میگیرد استخدام افراد حرفه ای ( در صورت لزوم) مانعی وجود ندارد اشتباه در برداشت و اجرای این سنت ضربه ی جبران ناپذیری به دیگر سنت ها بخصوص سنت پنجم وارد خواهد نمود. . ما متخصصّین حرفه‌اى را به رسمیت مى‌شناسیم و آن ها را تحسین مى‌كنیم. بسیارى از اعضاى ما در زندگى خصوصى خود، حرفه‌اى هستند، امّا در NA جایى براى حرفه‌اى بودن وجود ندارد....(کتاب پایه سنت هشتم)

در رابطه با شخصی که در حال مصرف است و از ما درخواست کمک میکند تکلیف مان چیست؟ آیا میتوانیم به عنوان یک عضو آن شخص را به مراکز سم زدائی یا درمانی معرفی کنیم و یا ارجاع دهیم 
سنت هشتم به ما یادآوری میکند که همه ما در وضعتی مساوی در انجمن هستیم چرا که اعضای ما به صورت حرفه ای عمل نمی کنند و از راه کمک درمانی یک معتاد به معتاد دیگر با از خود گذشتگی آنچه را که دارند رایگان در اختیار دیگران می گذارند و تاکید سنت هشتم است که اعضای مان،" برای همیشه غیر حرفه ای ماندن" انجمن خود را تضمین می کنند چرا که از سنت های NA پیروی می کنند. در رابطه با شخصی که درخواست کمک دارد سنت ششم به ما هشدار ها ی زیادی را یاد آوری کرده و پیام بهبودی ما برمبنای تجربه ماست و به گفته اکثر دوستان بهبودی " معتادی که بتواندبه هر طریق نیاز و میل به مصرف را حتی برای یک مدت کوتاه،ندیده بگیرد و اختیار افکار غیر ارادی و رفتار اجباری خود راداشته باشد، به نقطه عطفی رسیده که می تواند در بهبودیش سر نوشت ساز باشد ." ک.پ. ف7 پس تصمیم نهایی به خود فرد بستگی دارد که چگونه قطع مصرف مواد کند. بی شک ما با داشتن بیماری اعتیاد در مقابل یک دود یک قرص و یک پیک الکل عاجز هستیم و این موضوع برایمان کاملا" آشکار است که در صورت مصرف بر می گردیم به دوران گذشته متاسفانه در بعضی از گروه ها اعضا به خاطر آگاهی نداشتن به مسائل پزشکی دخالت در روند دارو و درمان می کنند و به اعضا اطلاعات نادرست می دهند این موضوع باعث شده که خیلی از اعضا بخاطر درد های جسمانی و استفاده کردن دارو به پشنهاد بعضی از افراد از جلسات بهبودی دور شوند و به نوعی بنا به گفته بعضی از افراد , لغزش کردی دو مرتبه از اول شروع کن از انجمن رانده می شوند . سنت هشتم به ما یاد آوری می کند که ادعای در مورد مسایل پزشکی ,حرفه ای و روانپزشکی نداریم و دراین امر دخالتی هم نمی کنیم.

 بی شک ما با داشتن بیماری اعتیاد در مقابل یک دود یک قرص و یک پیک الکل عاجز هستیم و این موضوع برایمان کاملا" آشکار است که در صورت مصرف بر می گردیم به دوران گذشته متاسفانه در بعضی از گروه ها اعضا به خاطر آگاهی نداشتن به مسائل پزشکی دخالت در روند دارو و درمان می کنند و به اعضا اطلاعات نادرست می دهند این موضوع باعث شده که خیلی از اعضا بخاطر درد های جسمانی و استفاده کردن دارو به پشنهاد بعضی از افراد از جلسات بهبودی دور شوند و به نوعی بنا به گفته بعضی از افراد , لغزش کردی دو مرتبه از اول شروع کن از انجمن رانده می شوند . سنت هشتم به ما یاد آوری می کند که ادعای در مورد مسایل پزشکی ,حرفه ای و روانپزشکی نداریم و دراین امر دخالتی هم نمی کنیم.
................................................................................​......................................
در انجمن معتادان گمنام افراد متخصص در هر ضمینه ای هست و ما این امر را انکار نمی کنیم اما در راستای حفظ ماهیت روحانی برنامه با بیداری روحانی قدم ها عملکرد داشته باشیم و پیام بهبودی را فروتنانه و بدون چشم داشت در اختیار دیگران بگذاریم و به نوعی خدمت کنیم و کیفیت بهبودی خود را با دیگران ارتقاء دهیم و هدف اصلی را انجمن رایش ببریم چرا که سنت هشتم به ما یادآواری می کند که معتادان گمنام ، بایست همیشه غیر حرفه ای باقی بماند. 



:: مرتبط با: سنت های دوازده گانه ,
ن : محمد یحیی (ص )
ت : یکشنبه 7 آبان 1391

اصول را به شخصیتها ترجیح دادن  

«گمنامی اساس روحانی تمام سنتهای ماست و همواره یادآور این است

که اصول را به شخصیتها ترجیح دهیم.»


«ترجیح اصول به شخصیتها.» بسیاری از ما هرگاه سنتهای دوازدهگانه خوانده میشود، این کلمات را همزمان با خواننده به زبان میآوریم. این حقیقت که این کلمات به کلیشه تبدیل شدهاند، به هیچ وجه از اهمیت آن چه در خدمت و چه در زندگی ما نمیکاهد. این کلمات نوعی تأکید هستند: «به وجدان خود گوش میدهیم و صرف نظر از اینکه چه کسی دخیل است، کار درست را انجام میدهیم.» و این اصل به عنوان یکی از سنگ بناهای بهبودی و سنتهای ما عمل میکند.   

«ترجیح اصول به شخصیتها» واقعاً به چه معناست؟ بدین معناست که ما چه دوست داشته باشیم یا نه، با همه کس با صداقت، فروتنی، همدردی، صبر و تحمل رفتار میکنیم. ترجیح دادن اصول به شخصیتها به ما میآموزد که با همه افراد عادلانه رفتار کنیم. قدم دوازدهم از ما میخواهد که اصول را در همه امور خود به کار گیریم؛ سنت دوازدهم پیشنهاد میدهد که این اصول را در روابط خود با همگان به کار گیریم.     

در روابط خود با دوستان و پس از ترک جلسات نیز اصول را اجرا میکنیم. اجرای اصول برای همه روزها، در رابطه با همه کس و در همه زمینههای زندگی لازم است. 


فقط برای امروز:  به وجدان خود گوش میدهم و عمل درست را انجام میدهم. تمرکز من بر اصول است، نه بر شخصیت.




:: مرتبط با: فقط برای امروز , سنت های دوازده گانه ,
ن : محمد یحیی (ص )
ت : چهارشنبه 3 آبان 1391
روزهای اموزشی گروه چیست؟

هر بار به شخص دیگری می گوئیم : برنامه معتادان گمنـام موثر است ، باور ما نسبت به برنامه تقویت می شود.
به نظر من همه گروه ها نیاز به برگزاری كارگاه آموزشی دارند حتی در ساختار تا از توانایی و ابراز برنامه در راه خدمت رسانی و هدف اصلی استفاده كرده به بی راهه نرویم
.آیا گروه میتواند جلسه ای غیر از ساعات ثبت شده در آدرس جلسات یك جلسه آموزشی برای اعضای گروه خانگی داشته باشد با سپاس .
................................................................................​...........................................
چند روز قبل در جلسه بهبودی گروه ما منشی كه تعهد خدمتی داشت و شرح وظایفش قبلا" با رای وجدان گروه مشخص شده بود را انجام می داد ولی با شیوه جدیدی سخنران را دعوت كرد موضوع جلسه در مورد پنفلت مثلث خود مشغولی بود ایشان پس از آمدن به جایگاه مثل دفعات گذشته روی صندلی نه نشست تا به صورت مشاركتی تجربه خود را برای گروه در میان بگذارد بلكه به سمت تخته وایتبرد رفت و موضوع را به صورت كار گاهی برای اعضا باز كرد ایده جالبی بود تا اعضای گروه رشد كنند . 



ایا در جلسات اموزش میشه مشارکت داد؟
ما در همه جلسات شركت می كنیم ودست خودمونه كه نسبت به موضوع اگر گرداننده جلسه حال جلسه بهبودی یا آموزشی به ما وقت بده مشاركت كنیم و روزهای آموزش هم فرصت مشاركت كردن را به همه می دهند .


 آیا میتوان در روزهای آموزش سبد هفتم را به گردش درآوریم؟
این موضوع برمی گردد به رای وجدان گروهی که در فرمت برگزاری جلسات کار گاهی سبد سنت هفتم به چرخش در بیاد یا خیر من در بشتر جلساتی که کارگاه داشتم این موضوع را دیدم که خوب باعث رشد منابع مالی انجمن می شود تا هزینه های آن در راستای هدف اصلی انجمن باشد و از خرج کردن بیهوده در گروه ها خود داری کرده در رساندن پیام موثر تر استفاده می کنند.


 آیا میتوان در روزهای آموزش سبد هفتم را به گردش درآوریم؟
کارگاه های خدماتی گروه ها،می توانندبه خدمت گزارا ن مورد اعتماد گروه های محلی کمک کنند که تمرکز خود رابر روی هدف اصلی و ابراز موجود جهت پیش برد آن،معطوف نمایند.(راهنمای خدمات محلی ص69)
بله واین موضوع به رای وجدان گروه ها بستگی دارد که سبد گردش پول در جلسات کارگاهی به چرخش دربیاد یا نه و سنت ها ما در مورد استقلال هر گروه به آن ها حق تصمیم گیری داده است اما چه بهتر است که در جهت ارتقای بودجه بندی و هدف اصلی برنامه با به چرخش در آوردن سبد در روز های آموزش هم سا ختار خدماتی را حمایت کنیم تا افزایش اتحاد را در درون معتادان گمنام داشته باشیم و نقشی مثبت در جهت واریزی اضافی را در خزانه کل ایفا کرده باشیم.



:: مرتبط با: سنت های دوازده گانه , دیدگاه ,
ن : محمد یحیی (ص )
ت : دوشنبه 1 آبان 1391
گمنامی، اساس روحانی تمام سنت‌های ما است و همیشه یادآور این است كه اصول را به شخصیت‌ها ترجیح دهیم. 



 سنت دوازدهم 

گمنامی به منزله یک ستون روحانی است که تمامی انجمن معتادان گمنام بر روی آن اساس ساخته شده است . سنت دوازدهم در واقع مجموعه ای از تمام سنتهاست که به صورت واحدی بیان شده و پیام یازده سنت قبلی را به صورتی خلاصه و با تأکید مجدد بازگو می کند .

گمنامی اصلی لزومی است که باعث بقای ثباتی که در انجمن ما لازمه بهبودی شخصی است می گردد . بازیابی چیز ظریفی است که برای رشد احتیاج به ثبات محیط و تعادل و تشویق دارد . هریک از ما و هریک از گروههای مان نقش به خصوصی در تداوم این ثبات به عهده دارد . اتحاد ما آنقدر گرانبهاست که اگر بخواهیم ازبین آرزوهای شخصی خود و حفظ منافع خود و حفظ منافع مشترک انجمن ، یکی را انتخاب کنیم ، منافع جلسات معتادان گمنام را ترجیح می دهیم . ما تنها به دلیل برداشت آگاهانه که از منافع شخصی خود پیدا کرده ایم چنین انتخابی نمی کنیم بلکه چون نسبت به منافع اعضاء معتاد دیگر هم احساس مسئولیت پیدا کرده ایم . اتحاد معتادان گمنام اصلی است که مهمتر از جامعه عمل پوشاندن به خواستهای شخصی مان می باشد .

گمنامی اصل بنیانی سنت عضویت در انجمن ما می باشد . با وجود اینکه تمامی ما از لحاظ خصوصی تفاوتهایی داریم ولی تنها لازمه عضویت جلسات معتادان گمنام دقیقاً همان چیزی است که بین همه ما مشترکاً وجود دارد ، یعنی : دلمان بخواهد که مصرف را قطع کنیم . این اصل ساده ، شخصیت گوناگون افرادی را که از بیماری ما رنج می برند به خود جلب نموده و آنان را زیر چتر مشترک یک انجمن بهبودی جمع می نماید .

اصل گمنامی فی الواقع جان کلام برداشت انجمن ما از وجدان گروهی می باشد . عقاید هر یک از اعضاء از اهمیت خود برخوردارند ولیکن گروه ، راهنمایی خو را از وجدان دسته جمعی تمام اعضایش بدست می آورد . قبل از آنکه گروه تصمیمی بگیرد ، اعضایش با نیروی برتر خود مشاوره می کنند و از او بابت آن مورد بخصوص درخواست راهنمائی می کنند . صدای هر یک از افراد گروه به گونه ای متواضعانه به صدای نفر دیگر ملحق شده ، ایجاد یک احساس و برداشت دسته جمعی از اراده خداوند برای گروه و در نتیجه بوجود آمدن یک صدای قوی مشترک از مجموع تمام آن صداها می شود که تماممان را راهنمایی می کند . ما نام این صدا را وجدان گروه می گذاریم . همین اصل برای مسئولیت رهبری نیز در جلسات معتادان گمنام بکار می رود . اگرچه افراد عضو به عنوان رهبر جلسات معتادان گمنام خدمت می کنند ، این گردانندگان فقط خدمتگزاران ما هستند که وظائف خود را برطبق وجدان گروه به انجام می رسانند . اصل نفی نفس در خدمت و راهنمایی دسته جمعی از شخصیتهای فردی خدمتگزاران مورد اعتماد ما پیشی می گیرد .

اصل گمنامی فقط راهنمای تکامل وجدان دسته جمعی گروه نمی باشد ، بلکه در مورد استقلال گروه نیز عملکرد دارد . هر گروه جلسات معتادان گمنام البته بطور کامل استقلال دارد که به هر گونه صلاح می داند هدف اصلی را به انجام برساند و به توسعه راه مورد نظر خودش برای عملی کردن آرمانها و ایجاد هویت خود بپردازد . انجمن ما فقط یک محدودیت برای این آزادی تقریباً کامل قائل می شود . گروه حق ندارد به گونه ای ابراز وجود و شخصیت بکند که برای بقیه گروههای محله و یا جلسات معتادان گمنام در کل گران تمام بشود . مصلحت و پیشرفت هر گروه جلسات معتادان گمنام تا حدودی به مصالح تمام گروههای جلسات معتادان گمنام بستگی دارد . گروههای ما دنبال اینکه کاری کنند تا از گروه دیگر بالاتر شمرده شوند نمی باشند بلکه : در همکاری برای مسائل مهمتر کل انجمن به همدیگر کمک می کنند. اصل گمنامی باعث الحاق گروههای خود مختار ما به یکدیگر به منظور جامه عمل پوشاندن به هدف مشترکی که به تمام آنها مربوط می شود می گردد .

اصل گمنامی باعث شکل پیدا کردن هدف اصلی ما می شود . اگرچه آرزوهای شخصی هریک از ما باعث ایجاد انگیزه رشدمان به عنوان یک انسان می شوند ، اما انجمن ما از طریق یک هدف دسته جمعی راه خودش را می یابد : رساندن پیام ما به معتادی که هنوز در رنج است . وقتی که ما وارد معتادان گمنام می شویم نقشه های شخصی مان را پشت در می گذاریم . بجای آنکه فقط به فکر خودمان باشیم ، دنبال کمک به دیگران هستیم . این اصل بیخودی نه آنکه خودجوئی عاملی است که هدف اصلی گروههای ما را مشخص می کند .

گمنامی ، راهنمای همزیستی انجمن ما با جامعه می باشد . مایک انجمن مخفی نیستیم و از اینکه می بیینیم ناممان هر سال در جهان شناخته تر می شود خوشحال هستیم . با این همه ما این نام را برای تأیید و صحه گذاری بر سازمانهایی که امکاناًً به ما در پیشبرد اهداف اصلی مان کمک می کنند بکار می بریم . ماسعی نمی کنیم با استفاده از حیثیتی که نام معتادان گمنام کسب کرده روی مسائل جامعه خود تأثیر بگذاریم . اگر ما هدف اصلی خود را به انجام برسانیم جامعه خودبخود متوجه مفید بودن ما خواهدشد و هیچ احتیاجی نخواهیم داشت پشتیبانی که دیگران ازما می کنند با تأییدی که ما از آنها می کنیم تاخت بزنیم . حرفهای خوبی که دوستان انجمن ما در مورد ما می زنند برای توصیه ما به دیگران کافی است .

گمنامی یکی از اصول بسیار مهمی است که انجمن ما در رابطه با سنت هفتم مورد توجه قرار می دهد . ما معتقدیم که سخاوت در صورتی که نفس در آن دخیل نباشد به خودی خود صفت باارزشی است و به همین دلیل است که ما با حفظ گمنامی از اعضای خودمان کمک دریافت می کنیم .

هم چنین ما بطور کلی تمام گروههای مان را تشویق می کنیم که کاملاًً متکی به خود بشوند و تنها متکی به یکی دو نفر از اعضایشان هم نباشند . بذل و بخشش بدون تکیه بر نفس و چشم داشت به این که کسی متوجه بشود ، یا از ما تقدیر کنند ،اصلی است روحانی که با اصل مسئولیت جمعی شانه به شانه پیش می رود . وقتی این دو اصل رعایت شوند همبستگی روحانی و ثبات مالی گروه های ما تضمین می گردد .

همین اصل فراغت از خود و گمنام بودن اساس روحانی سنت هشتم ما نیز می باشد . در معتادان گمنام ، ما شخصی را که بطور حرفه ای قدم دوازدهم را انجام دهد نداریم ، در عوض بطور رایگان از یک زبان ساده و قابل فهم همگان ، برای بازگو کردن تجربه ی شخصی خود از تجربه ی روحانی که ما انرا بازیابی می نمایم استفاده می کنیم . یک تجربه ی روحانی را نه می توان خرید و نه می شود فروخت فقط می توان به رایگان آنرا با دیگران در میان گذاشت . هر چه بیشتر بلاعوض به مشارکت این تجربه می پردازیم ان حس همدردی که ما را با یکدیگر جوش داده تقویت می شود . این سنت به ما یادآور می شود که اصل گمنامی و بذل و بخش در بی نام و نشانی را به تمام تمایلاتی که به کسب نام یا تشویق داریم ترجیح دهیم . در معتادان گمنام ما از اصل گمنامی در تشکیلات خدماتی خود مدد می گیریم . انجمن ما سلسله مراتب سازمانی ندارد . ما هیئت ها و کمیته هایی داریم که فقط برای خدمت تشکیل شده و حکمرانی نمی کنند . اجزای مختلف ساختار خدماتی ما تنها با د نظر گرفتن هدف اصلی و وجدان دسته جمعی انجمن خط مشی خود را انتخاب کرده و بطور مستقیم برای خدماتی که از سوی ما به انجام می رسانند مسئول می باشند . ما از آنانی که در کمیته ها و هیئت ها مسئولیت پذیرفته اند انتظار داریم که دنبال قدرت ، مالکیت یا شهرت خودشان نباشند بلکه با گذشت از نفس خود به انجمنی که بهبودی شان را ممکن ساخته است خدمت کنند . تقریباً تمام گروه ها ، هیئت های خدماتی و کمیته های معتادان گمنام اعضای خود را در رابطه با موقعیت خدماتی آنان جابجا کرده بر می زنند و بسیار بندرت اتفاق می افتد که از یک عضو درخواست کنیم بیش از یک یا حداکثر دوبار دوره پشت سر هم در یک موقعیت خدماتی باقی بماند .

این تأکید به چرخش اعضاء در واقع از همان اهمیتی که انجمن ما برای گمنامی در خدمات قابل است سرچشمه می گیرد . ما باید توجه داشته باشیم که غالباً خدمات در جلسات معتادان گمنام یک جریان خصوصی نیست بلکه ؛ مسئولیت دسته جمعی انجمن در کل می باشد . البته این سخن بدان معنی نیست که نسبت به توجه ، یا بصیرتی که بعضی از اعضاء در انجام مسئولیت های خدماتی از خود نشان می دهند قدرشناس نباشیم . در جلسات معتادان گمنام ما اصل گمنامی در خدمات را پیشاپیش شخصیت خدمت گزاران مورد اعتمادمان قرار می دهیم . مسئولیت دسته جمعی نه آن که قدرت شخصی نیرویی است که خدمات را در معتادان گمنام هدایت می کند .

رعایت اصل گمنامی همچنین باعث خواهد شد که صدای انجمن ما در جامعه شکل پیدا کند . هر یک از اعضای بیشمار ما درباره ی مسائل مختلف عقیده ای مخصوص به خودش را دارد . ولی از طرف دیگر پیامی که انجمن ما برای جامعه دارد پیام دسته جمعی ما درباره ی تجربه مان در بهبودی از اعتیاد می باشد . ما بعنوان گروه و به عنوان یک انجمن هیچ عقیده ای در مورد هیچ چیز نداریم مگر راجع به خود برنامه جلسات معتادان گمنام در تبادلاتی که با جامعه داریم فقط اصول برنامه مان را ارائه می دهیم ، نه عقاید شخصی اعضای مان را راجع به مسائل دیگر .

گمنامی نه تنها در رابطه با ابراز عقایدمان در سطح جامعه باید مورد توجه قرار گیرد بلکه به خودی خود تمامی و کلیت سیاست و خط مشی روابط عمومی انجمن ما می باشد . در تماس های مان با جامعه ما اعتبار برنامه ی خود را روی مؤثر بودن و کاربرد داشتن جلسات معتادان گمنام بنیان می گذاریم ، نه برروی شهرت و شخصیت یک یا چند عضو . ما بدنبال آن هستیم که معتادان را جذب کنیم و در ضمن جامعه هم نظر خوبی راجع به ما پیدا کند و این کار را فقط توسط ان چه که برای ارائه داریم انجام می دهیم نه توسط تبلیغات و حرفهای بزرگ زدن . مطرح نمودن ادعاهای غلوآمیز جای پیام ساده و ثابت شده ی جلسات معتادان گمنام را بعنوان خط مشی روابط عمومی نخواهد گرفت .

گمنامی سنت دوازدهم یا بی نام و نشانی در انجمن ما ، عملاً باعث انجام پذیر شدن اهداف مختلفی که هر یک از عواقب وسیع روحانی برخوردارند می گردد . با یاداور شدن اینکه آنچه که در جلسه گفته شد در همین جلسه می ماند کمک بسیار اساسی به ادامه جلسات به گونه ای که اعضاء نترسند . حرفهایشان در بیرون نقل قول شود می کنیم . همچنین یادآور شدن اینکه پیام مهم است نه پیام آور متوجه مهمترین اصل در رابطه با مشارکتی که درجلسات انجام می گیرد می شویم .

گمنامی در سنت دوازدهم همچنین بدان معنی است که اگر تجزیه و تحلیل کنیم در نهایت متوجه خواهیم شد که تفاوتهای شخص ما عامل ایجاد هیچ تفاوتی نمی باشند . در جلسات معتادان گمنام در بهبودی و در بازیابی همه ما برابر هستیم . این درست است که همه ما با تاریخچه های شخصی متفاوت ، عادتهای مصرفی متفاوت ، تحصیلات و تخصصهای اجتماعی متفاوت ، استعداد و نواقص اخلاقی متفاوت وارد جلسات معتادان گمنام می شویم . اما در رابطه با هدف بهبودی شخصی مان ، اینکه حرفه ما چیست ، هیچ ارتباطی به استعداد ما برای کمک به یکدیگر ندارد . تحصیلات دانشگاهی ، بیسوادی ، پولداری ، فقر اینگونه مسائل که به نهایت روی زمینه های دیگر زندگی مان در بیرون اثر می گذارند ، نه به ما کمکی خواهد کرد و نه شانس ما را در بازیابی کمتر خواهد نمود . به همین منوال این عوامل نه باعث مؤثرتر شدن و نه باعث اختلال در مساعی ما برای پیام رسانی خواهند شد .

ما در عضویت جلسات معتادان گمنام برابر هستیم . تمام ما در نهایت اعضاء این انجمن بوده و تجزیه کننده آن نمی باشیم . گمنامی به گونه ای که از آن در سنت دوازدهم صحبت می شود به معنی آن است که بالاخره ما آنقدر از بیماری منزوی کننده اعتیاد بدبختی به سرمان آمده ، به جایی تعلق پیدا کرده ایم .

این یک حقیقت است . گمنامی اساس روحانی تمام سنتهای ماست . بدون این گمنامی اتحادی که ادامه بهبودی ما به آن بستگی دارد در نتیجه جنجال و اغتشاشاتی که از برخورد شخصیتهای متضاد بوجود می آید ، از بین خواهد رفت . با رعایت این گمنامی به گروههای ما تعدادی اصول داده می شود که باعث راهنمائی شان است ، همان دوازده سنت که به آنها کمک می کند تا نیروی یکایک اعضایشان را در قالب انجمنی که باعث شکوفایی ، تشویق و حمایت از بهبودی همه ما می شود به یکدیگر ملحق کنند . ما دعا کنیم که معتادان گمنام هرگز به کلکسیونی خاکستری رنگ از معتادان بی صورت و بدون خصوصیات فردی تبدیل نگردد . ما از رنگ همدردی ، قدرت ابداع ، شیطنت ها ، سر زندگی و متنوع بودن شخصیت اعضایمان لذت می بریم . در واقع همین تنوع و گوناگونی قدرت ماست .

ما متوجه می شویم که هر چه اعضای ما قویتر باشد به هما ن نسبت اتحاد انجمن ما قویتر می شود . این یک پارادوکس بزرگ بازیابی در جلسات معتادان گمنام می باشد : وقتی ما به یکدیگر ملحق می گردیم و نسبت به آنچه خیر و صلاح انجمن می باشد متعهد می شویم منفعتی که در جهت خیر و صلاح خود ما نصیبمان می شود نیز ، بسیار فزونی پیدا می کند . وقتی اراده شخصی مان را تسلیم می کنیم با فروتنی تمام ، قدرتی را که داریم در خدمت کل می گذاریم ناگهان قدرت عجیبی پیدا می کنیم که نه تنها از قدرت خودمان برتر است بلکه از قدرت مجموع اجزاء تشکیل دهنده اش نیز برتر است .

وقتی که ما فارغ از خود با رعایت گمنامی به خدمت در برآوردن احتیاجات دیگران می پردازیم متوجه می شویم که احتیاجات خودمان نیز در عوض برآورده می شوند ، خیلی بهتر از آنچه که تصورش را می کردیم . وقتی ما در گمنامی به انجمنی با دیگر معتادان در حال بهبودی ملحق می شویم و منافع گروه را به منافع خودمان ترجیح می دهیم رشد روحانی خودمان نیز به مراتب بیشتر می شود و به هیچوجه کمتر نمی شود . 

این دقیقاً همان چیزی است که منظور سنت دوازدهم می باشد ، وقتی می گوید که : گمنامی اصل روحانی تمام سنتهای ما می باشد . تا زمانی که ما به اصول روحانی اولویت دهیم شخصیت انفرادی ما می تواند رشد کند و از هر زمانی در زندگیمان شکوفاتر بشود و باعث تضمین این بگردد که انجمنمان به شکوفایی خود ادامه بدهد ، قوی و آزاد .

رعایت منافع مشترکمان وابسته به اتحادمان می باشد . تنها امید ما برای حفظ این اتحاد ، با وجود این گوناگونی عظیمی که در معتادان گمنام یاقت می شود ، بکار گرفتن اصول معین مشترکی می باشد : همان اصول سنتهای دوازده گانه .

تا زمانی که ما رعایت این اصول مشترک را به اعمال شخصیت انفرادیمان ترجیح دهیم ، همه چیز درست پیش خواهد رفت 
گمنامی یعنی گمنامی در ( رفتار + گفتار+کردار+اعمال) = با اصول نه شخصیت ها 
 به نظر شما گمنامی با فروتنی ارتباطی دارد؟ شما چطور این دو اصل روحانی را تمرین می کند. چه چیزهایی باعث میشود که این دو اصل زیر پا گذاشته شوند؟ 


 گمنامی و فروتنی 


شاید برای مرحله اول با پذیرفتن قطع مصرف مواد مخدر و تسلیم در برابراعتیادمان فروتنی را تمرین کنیم بعد با پذیرفتن باور های غلط گذشته و سلامت عقل دوباره راهی برای زندگی جدید راشروع کنیم سپس با درک نیروی برتر (خداوند ) با اصول روحانی آشنا شویم واین روند تا قدم هفتم برایمان ناشناخته با شد ولی با کارد قدم های قبلی تصویر واقع بینانه ای از خود در اجتماع خود نشان می دهیم چرا که نقاط ضعف خود را کنار می گذاریم وبا ایمان و اعتماد به خداوند به دنبال رفع کمبود های خود میرویم وخود را از سر راه خداوند کنار می کشیم. << تغییر نکردن و نپذیرفتن اصول برنامه 12 قدم و12 سنت >>
ما تغییر یافته ایم نه تنها راجع به معجزه بهبودی از دیگران شنیده ایم بلکه خود ما قدرت برنامه معتادان گمنام را با تمام وجود حس می کنیم دیگر زندگی روحانی تنها یک تئوری نیست که درباره آن در جلسات بشنویم بلکه اکنون حقیقتی قابل لمس است وتنها کافی است برای دیدن یک معجزه در آینه به خود بنگریم خداوند مارا از خواب و غفلت روحانی ونا امیدی ناشی از اعتیاد نجات داده وبه افرادی با آگاهی روحانی بهبود یافته از اعتیاد و مشتاق به زندگی تبدیل نموده است << کتاب چگونگی عملکرد قدم هفتم>>
اکنون با رعایت اصل گمنامی در قالب گروه با سنت های دوازده گانه و قدم ها شخصیت فردی ما رشد می کند تا الویت های برنامه را در جلسه خانواده واجتماع خود بکار گیریم وکارهای اساسی را از اول انجام دهیم و گمنامی آنها را قبول کنیم
 رعایت كردن گمنامی اساس تمامی سنت های ماست و همیشه یاد آور این است كه اصول را به شخصیت ها ترجیح دهیم)
موضوع : گمنامی سوال: گمنامی یعنی چه؟ 
یعنی نیست شدن / در گروه حل شدن/از خود كذشتن /منافع دیگران را در نظر گرفتن/اصول را به شخصیت ها ترجیح دادن/ نداشتن خود بررگ بینی / اتحاد و همدلی/ فنا شدن به خاطر هدف اصلی وغیره.........................
سوال: جرا اصل گمنامی در انجمن معتادان گمنام ضروری است؟
به خاطر بقای انجمن / به خاطر ایجاد جوی آرام /شركت همه در هر موقعیت زمانی و شغلی در جلسه /رعایت گمنامی ما را در تكامل وجدان دسته جمعی گروه هدایت می كند و همچنین در استقلال گروه /رعایت گمنامی رابطه ما را با جامعه مشخص و هدایت می كند / رعایت گمنامی باعث تحقق بخشیدن به هدف اصلی ما میشود / این اصل گمنامی باعث احساس فداكاری و پرورش احساسات روحانی در ما میشود و به تشكیلات خدماتی ما كمك نیز می شود /این اصل با عث شكل گیری صدای انجمن ما در جامعه می شود 
سوال: وظیفه هر شخص نسبت به رعایت اصل گمنامی چیست ؟
عنوان نكردن مطالب داخل جاسه به خارج از جلسه / عنوان نكردن اسامی اعضا در خارج از انجمن ( آشنایان و اقوام ) /رعایت كردن گمنامی رای های اعضا در جلسات اداری / رجوع نكردن به گفته یا نوشته دیگران / نگه داشتن هویت انجمنی در خارج از برنامه ( افشاء كردن عمومی )/ رعایت كردن گفتار . كردار . اعمال . رفتار در داخل و بیرون جاسه
سوال : چرا باید گمنامی شخصی خود را خارج از انجمن حفظ كنیم ؟
بخاطر اینكه زمانی نا خواسته كاری انجام دادیم كه با شئونات جامعه و اصول برنامه مغایرت داشت افكار عمومی نسبت به انجمن لكه دار نشود و نام نیك انجمن معتادان گمنام حفظ شود / بخاطر داشتن بیماری اعتیاد و نواقص اخلاقی باعث می شود به خود فرد در حین خدمات برون گروهی لطمه بخورد / چون بیشترین پاكی در انجمن 24 ساعت است و تضمینی وجود ندارد اگر گمنامی شخص رعایت نشود سنت هشتم . دهم و دوازدهم را نقض خواهد شد / چون در خارج از انجمن كسانی كه ما را می شناسند رفتار . گفتار . كردار . واعمال ما را می دانند 
 منظور از ترجیح اصول بر شخصیت ها در این سنت چیست؟ ارتباط این موضوع با گمنامی چه می باشد؟ 
ترجیح اصول به غرایض شخصی خود،تاثیرپذیری ازاصول نه ازاسم افراد،درک واشاعه برابری همه اعضادر رابطه با بهبودی وبازیابی،وتاثیرش دررابطه باگمنامی این که همه جزعی ازکل بوده ومجزا نیستیم بدین صورت موجب وصل بودن خوددرحلقه بهبودی وخط گرفتن ازنیروی برتروازخودگذشتگی برای خدمت بیشتر و بهتربدون درنظر گرفتن شخصیت وهویت اعضاوموقعیت انها. 
منظور این است که آنقدر شخصیّت خودمان یا عضوی دیگر (مثلا راهنما) در نظرمان مهم شود که گفته هایش را به اصول ترجیح دهیم و اگر خلاف اصول حرفی زد یا عملی انجام داد از او تبعییت کنیم و ارتباطش با موضوع دقیقا همین است که هیچ شخصیّتی مهمتر از اصول برنامه نیست 
به عنوان اعضاى یك گروه، با یكدیگر مساوى هستیم. هیچ عضوى، كمتر یا بیشتر ازعضو دیگر نیست. انگیزه‌هاى شخصى ما در امور جنسى، مالكیت و موقعیت اجتماعى كه در گذشته بدبختى‌هاى زیادى براى‌مان به بار آورده است، در صورت رعایت اصل گمنامى، به کنار خواهند رفت. گمنامى، یكى از عوامل اصلى و اولیه بهبودى ماست و تمامى سنت‌ها و انجمن ما را در بر مى‌گیرد. ما را دربرابر نقص‌هاى اخلاقى خودمان حفاظت مى‌كند و نفوذ شخصیت‌ها و اختلاف سلیقه‌ها را از میان مى‌برد. رعایت اصل گمنامى، ترجیح شخصیت‌ها براصول را، غیر ممكن مى‌كند.
کتاب پایه- سنت دوازدهم
شما چگونه این اصل را تمرین میکنید .؟ در مورد رعایت کردن و نکردن این اصل در گروهها و ساختار خدماتی تجربیات خود را بیان کنید. با تغییر دادن شخصیت و تمرین كردن اصل روحانی گمنامی در گفتار " كردار " اعمال " رفتار . در گروه و خارج از گروه

اصل روحانی گمنامی به ما یاد آوری می کند که در گروه هایمان در انجمن معتادان گمنام هیچ عضوی کمتر یا بیشتر از عضو دیگری نیست با این حال همه ما با یکدیگر مساوی هستیم.
گمنامی یکی از عوامل اصلی و اولیه بهبودی ماست و تمامی سنت ها و انجمن ما را در بر می گیرد. ما را در برابر نقص های اخلاقی خودمان حفاظت می کند و نفوذ شخصیت ها و اختلاف سلیقه ها را از میان می برد. رعایت اصل گمنامی ،ترجیح شخصیت ها بر اصول را ،غیر ممکن می کند. ( کتاب پایه فصل ششم سنت دوازده) 



:: مرتبط با: سنت های دوازده گانه ,
ن : محمد یحیی (ص )
ت : دوشنبه 1 آبان 1391
گمنامی، اساس روحانی تمام سنت‌های ما است و همیشه یادآور این است كه اصول را به شخصیت‌ها ترجیح دهیم. 



 سنت دوازدهم 

گمنامی به منزله یک ستون روحانی است که تمامی انجمن معتادان گمنام بر روی آن اساس ساخته شده است . سنت دوازدهم در واقع مجموعه ای از تمام سنتهاست که به صورت واحدی بیان شده و پیام یازده سنت قبلی را به صورتی خلاصه و با تأکید مجدد بازگو می کند .

گمنامی اصلی لزومی است که باعث بقای ثباتی که در انجمن ما لازمه بهبودی شخصی است می گردد . بازیابی چیز ظریفی است که برای رشد احتیاج به ثبات محیط و تعادل و تشویق دارد . هریک از ما و هریک از گروههای مان نقش به خصوصی در تداوم این ثبات به عهده دارد . اتحاد ما آنقدر گرانبهاست که اگر بخواهیم ازبین آرزوهای شخصی خود و حفظ منافع خود و حفظ منافع مشترک انجمن ، یکی را انتخاب کنیم ، منافع جلسات معتادان گمنام را ترجیح می دهیم . ما تنها به دلیل برداشت آگاهانه که از منافع شخصی خود پیدا کرده ایم چنین انتخابی نمی کنیم بلکه چون نسبت به منافع اعضاء معتاد دیگر هم احساس مسئولیت پیدا کرده ایم . اتحاد معتادان گمنام اصلی است که مهمتر از جامعه عمل پوشاندن به خواستهای شخصی مان می باشد .

گمنامی اصل بنیانی سنت عضویت در انجمن ما می باشد . با وجود اینکه تمامی ما از لحاظ خصوصی تفاوتهایی داریم ولی تنها لازمه عضویت جلسات معتادان گمنام دقیقاً همان چیزی است که بین همه ما مشترکاً وجود دارد ، یعنی : دلمان بخواهد که مصرف را قطع کنیم . این اصل ساده ، شخصیت گوناگون افرادی را که از بیماری ما رنج می برند به خود جلب نموده و آنان را زیر چتر مشترک یک انجمن بهبودی جمع می نماید .

اصل گمنامی فی الواقع جان کلام برداشت انجمن ما از وجدان گروهی می باشد . عقاید هر یک از اعضاء از اهمیت خود برخوردارند ولیکن گروه ، راهنمایی خو را از وجدان دسته جمعی تمام اعضایش بدست می آورد . قبل از آنکه گروه تصمیمی بگیرد ، اعضایش با نیروی برتر خود مشاوره می کنند و از او بابت آن مورد بخصوص درخواست راهنمائی می کنند . صدای هر یک از افراد گروه به گونه ای متواضعانه به صدای نفر دیگر ملحق شده ، ایجاد یک احساس و برداشت دسته جمعی از اراده خداوند برای گروه و در نتیجه بوجود آمدن یک صدای قوی مشترک از مجموع تمام آن صداها می شود که تماممان را راهنمایی می کند . ما نام این صدا را وجدان گروه می گذاریم . همین اصل برای مسئولیت رهبری نیز در جلسات معتادان گمنام بکار می رود . اگرچه افراد عضو به عنوان رهبر جلسات معتادان گمنام خدمت می کنند ، این گردانندگان فقط خدمتگزاران ما هستند که وظائف خود را برطبق وجدان گروه به انجام می رسانند . اصل نفی نفس در خدمت و راهنمایی دسته جمعی از شخصیتهای فردی خدمتگزاران مورد اعتماد ما پیشی می گیرد .

اصل گمنامی فقط راهنمای تکامل وجدان دسته جمعی گروه نمی باشد ، بلکه در مورد استقلال گروه نیز عملکرد دارد . هر گروه جلسات معتادان گمنام البته بطور کامل استقلال دارد که به هر گونه صلاح می داند هدف اصلی را به انجام برساند و به توسعه راه مورد نظر خودش برای عملی کردن آرمانها و ایجاد هویت خود بپردازد . انجمن ما فقط یک محدودیت برای این آزادی تقریباً کامل قائل می شود . گروه حق ندارد به گونه ای ابراز وجود و شخصیت بکند که برای بقیه گروههای محله و یا جلسات معتادان گمنام در کل گران تمام بشود . مصلحت و پیشرفت هر گروه جلسات معتادان گمنام تا حدودی به مصالح تمام گروههای جلسات معتادان گمنام بستگی دارد . گروههای ما دنبال اینکه کاری کنند تا از گروه دیگر بالاتر شمرده شوند نمی باشند بلکه : در همکاری برای مسائل مهمتر کل انجمن به همدیگر کمک می کنند. اصل گمنامی باعث الحاق گروههای خود مختار ما به یکدیگر به منظور جامه عمل پوشاندن به هدف مشترکی که به تمام آنها مربوط می شود می گردد .

اصل گمنامی باعث شکل پیدا کردن هدف اصلی ما می شود . اگرچه آرزوهای شخصی هریک از ما باعث ایجاد انگیزه رشدمان به عنوان یک انسان می شوند ، اما انجمن ما از طریق یک هدف دسته جمعی راه خودش را می یابد : رساندن پیام ما به معتادی که هنوز در رنج است . وقتی که ما وارد معتادان گمنام می شویم نقشه های شخصی مان را پشت در می گذاریم . بجای آنکه فقط به فکر خودمان باشیم ، دنبال کمک به دیگران هستیم . این اصل بیخودی نه آنکه خودجوئی عاملی است که هدف اصلی گروههای ما را مشخص می کند .

گمنامی ، راهنمای همزیستی انجمن ما با جامعه می باشد . مایک انجمن مخفی نیستیم و از اینکه می بیینیم ناممان هر سال در جهان شناخته تر می شود خوشحال هستیم . با این همه ما این نام را برای تأیید و صحه گذاری بر سازمانهایی که امکاناًً به ما در پیشبرد اهداف اصلی مان کمک می کنند بکار می بریم . ماسعی نمی کنیم با استفاده از حیثیتی که نام معتادان گمنام کسب کرده روی مسائل جامعه خود تأثیر بگذاریم . اگر ما هدف اصلی خود را به انجام برسانیم جامعه خودبخود متوجه مفید بودن ما خواهدشد و هیچ احتیاجی نخواهیم داشت پشتیبانی که دیگران ازما می کنند با تأییدی که ما از آنها می کنیم تاخت بزنیم . حرفهای خوبی که دوستان انجمن ما در مورد ما می زنند برای توصیه ما به دیگران کافی است .

گمنامی یکی از اصول بسیار مهمی است که انجمن ما در رابطه با سنت هفتم مورد توجه قرار می دهد . ما معتقدیم که سخاوت در صورتی که نفس در آن دخیل نباشد به خودی خود صفت باارزشی است و به همین دلیل است که ما با حفظ گمنامی از اعضای خودمان کمک دریافت می کنیم .

هم چنین ما بطور کلی تمام گروههای مان را تشویق می کنیم که کاملاًً متکی به خود بشوند و تنها متکی به یکی دو نفر از اعضایشان هم نباشند . بذل و بخشش بدون تکیه بر نفس و چشم داشت به این که کسی متوجه بشود ، یا از ما تقدیر کنند ،اصلی است روحانی که با اصل مسئولیت جمعی شانه به شانه پیش می رود . وقتی این دو اصل رعایت شوند همبستگی روحانی و ثبات مالی گروه های ما تضمین می گردد .

همین اصل فراغت از خود و گمنام بودن اساس روحانی سنت هشتم ما نیز می باشد . در معتادان گمنام ، ما شخصی را که بطور حرفه ای قدم دوازدهم را انجام دهد نداریم ، در عوض بطور رایگان از یک زبان ساده و قابل فهم همگان ، برای بازگو کردن تجربه ی شخصی خود از تجربه ی روحانی که ما انرا بازیابی می نمایم استفاده می کنیم . یک تجربه ی روحانی را نه می توان خرید و نه می شود فروخت فقط می توان به رایگان آنرا با دیگران در میان گذاشت . هر چه بیشتر بلاعوض به مشارکت این تجربه می پردازیم ان حس همدردی که ما را با یکدیگر جوش داده تقویت می شود . این سنت به ما یادآور می شود که اصل گمنامی و بذل و بخش در بی نام و نشانی را به تمام تمایلاتی که به کسب نام یا تشویق داریم ترجیح دهیم . در معتادان گمنام ما از اصل گمنامی در تشکیلات خدماتی خود مدد می گیریم . انجمن ما سلسله مراتب سازمانی ندارد . ما هیئت ها و کمیته هایی داریم که فقط برای خدمت تشکیل شده و حکمرانی نمی کنند . اجزای مختلف ساختار خدماتی ما تنها با د نظر گرفتن هدف اصلی و وجدان دسته جمعی انجمن خط مشی خود را انتخاب کرده و بطور مستقیم برای خدماتی که از سوی ما به انجام می رسانند مسئول می باشند . ما از آنانی که در کمیته ها و هیئت ها مسئولیت پذیرفته اند انتظار داریم که دنبال قدرت ، مالکیت یا شهرت خودشان نباشند بلکه با گذشت از نفس خود به انجمنی که بهبودی شان را ممکن ساخته است خدمت کنند . تقریباً تمام گروه ها ، هیئت های خدماتی و کمیته های معتادان گمنام اعضای خود را در رابطه با موقعیت خدماتی آنان جابجا کرده بر می زنند و بسیار بندرت اتفاق می افتد که از یک عضو درخواست کنیم بیش از یک یا حداکثر دوبار دوره پشت سر هم در یک موقعیت خدماتی باقی بماند .

این تأکید به چرخش اعضاء در واقع از همان اهمیتی که انجمن ما برای گمنامی در خدمات قابل است سرچشمه می گیرد . ما باید توجه داشته باشیم که غالباً خدمات در جلسات معتادان گمنام یک جریان خصوصی نیست بلکه ؛ مسئولیت دسته جمعی انجمن در کل می باشد . البته این سخن بدان معنی نیست که نسبت به توجه ، یا بصیرتی که بعضی از اعضاء در انجام مسئولیت های خدماتی از خود نشان می دهند قدرشناس نباشیم . در جلسات معتادان گمنام ما اصل گمنامی در خدمات را پیشاپیش شخصیت خدمت گزاران مورد اعتمادمان قرار می دهیم . مسئولیت دسته جمعی نه آن که قدرت شخصی نیرویی است که خدمات را در معتادان گمنام هدایت می کند .

رعایت اصل گمنامی همچنین باعث خواهد شد که صدای انجمن ما در جامعه شکل پیدا کند . هر یک از اعضای بیشمار ما درباره ی مسائل مختلف عقیده ای مخصوص به خودش را دارد . ولی از طرف دیگر پیامی که انجمن ما برای جامعه دارد پیام دسته جمعی ما درباره ی تجربه مان در بهبودی از اعتیاد می باشد . ما بعنوان گروه و به عنوان یک انجمن هیچ عقیده ای در مورد هیچ چیز نداریم مگر راجع به خود برنامه جلسات معتادان گمنام در تبادلاتی که با جامعه داریم فقط اصول برنامه مان را ارائه می دهیم ، نه عقاید شخصی اعضای مان را راجع به مسائل دیگر .

گمنامی نه تنها در رابطه با ابراز عقایدمان در سطح جامعه باید مورد توجه قرار گیرد بلکه به خودی خود تمامی و کلیت سیاست و خط مشی روابط عمومی انجمن ما می باشد . در تماس های مان با جامعه ما اعتبار برنامه ی خود را روی مؤثر بودن و کاربرد داشتن جلسات معتادان گمنام بنیان می گذاریم ، نه برروی شهرت و شخصیت یک یا چند عضو . ما بدنبال آن هستیم که معتادان را جذب کنیم و در ضمن جامعه هم نظر خوبی راجع به ما پیدا کند و این کار را فقط توسط ان چه که برای ارائه داریم انجام می دهیم نه توسط تبلیغات و حرفهای بزرگ زدن . مطرح نمودن ادعاهای غلوآمیز جای پیام ساده و ثابت شده ی جلسات معتادان گمنام را بعنوان خط مشی روابط عمومی نخواهد گرفت .

گمنامی سنت دوازدهم یا بی نام و نشانی در انجمن ما ، عملاً باعث انجام پذیر شدن اهداف مختلفی که هر یک از عواقب وسیع روحانی برخوردارند می گردد . با یاداور شدن اینکه آنچه که در جلسه گفته شد در همین جلسه می ماند کمک بسیار اساسی به ادامه جلسات به گونه ای که اعضاء نترسند . حرفهایشان در بیرون نقل قول شود می کنیم . همچنین یادآور شدن اینکه پیام مهم است نه پیام آور متوجه مهمترین اصل در رابطه با مشارکتی که درجلسات انجام می گیرد می شویم .

گمنامی در سنت دوازدهم همچنین بدان معنی است که اگر تجزیه و تحلیل کنیم در نهایت متوجه خواهیم شد که تفاوتهای شخص ما عامل ایجاد هیچ تفاوتی نمی باشند . در جلسات معتادان گمنام در بهبودی و در بازیابی همه ما برابر هستیم . این درست است که همه ما با تاریخچه های شخصی متفاوت ، عادتهای مصرفی متفاوت ، تحصیلات و تخصصهای اجتماعی متفاوت ، استعداد و نواقص اخلاقی متفاوت وارد جلسات معتادان گمنام می شویم . اما در رابطه با هدف بهبودی شخصی مان ، اینکه حرفه ما چیست ، هیچ ارتباطی به استعداد ما برای کمک به یکدیگر ندارد . تحصیلات دانشگاهی ، بیسوادی ، پولداری ، فقر اینگونه مسائل که به نهایت روی زمینه های دیگر زندگی مان در بیرون اثر می گذارند ، نه به ما کمکی خواهد کرد و نه شانس ما را در بازیابی کمتر خواهد نمود . به همین منوال این عوامل نه باعث مؤثرتر شدن و نه باعث اختلال در مساعی ما برای پیام رسانی خواهند شد .

ما در عضویت جلسات معتادان گمنام برابر هستیم . تمام ما در نهایت اعضاء این انجمن بوده و تجزیه کننده آن نمی باشیم . گمنامی به گونه ای که از آن در سنت دوازدهم صحبت می شود به معنی آن است که بالاخره ما آنقدر از بیماری منزوی کننده اعتیاد بدبختی به سرمان آمده ، به جایی تعلق پیدا کرده ایم .

این یک حقیقت است . گمنامی اساس روحانی تمام سنتهای ماست . بدون این گمنامی اتحادی که ادامه بهبودی ما به آن بستگی دارد در نتیجه جنجال و اغتشاشاتی که از برخورد شخصیتهای متضاد بوجود می آید ، از بین خواهد رفت . با رعایت این گمنامی به گروههای ما تعدادی اصول داده می شود که باعث راهنمائی شان است ، همان دوازده سنت که به آنها کمک می کند تا نیروی یکایک اعضایشان را در قالب انجمنی که باعث شکوفایی ، تشویق و حمایت از بهبودی همه ما می شود به یکدیگر ملحق کنند . ما دعا کنیم که معتادان گمنام هرگز به کلکسیونی خاکستری رنگ از معتادان بی صورت و بدون خصوصیات فردی تبدیل نگردد . ما از رنگ همدردی ، قدرت ابداع ، شیطنت ها ، سر زندگی و متنوع بودن شخصیت اعضایمان لذت می بریم . در واقع همین تنوع و گوناگونی قدرت ماست .

ما متوجه می شویم که هر چه اعضای ما قویتر باشد به هما ن نسبت اتحاد انجمن ما قویتر می شود . این یک پارادوکس بزرگ بازیابی در جلسات معتادان گمنام می باشد : وقتی ما به یکدیگر ملحق می گردیم و نسبت به آنچه خیر و صلاح انجمن می باشد متعهد می شویم منفعتی که در جهت خیر و صلاح خود ما نصیبمان می شود نیز ، بسیار فزونی پیدا می کند . وقتی اراده شخصی مان را تسلیم می کنیم با فروتنی تمام ، قدرتی را که داریم در خدمت کل می گذاریم ناگهان قدرت عجیبی پیدا می کنیم که نه تنها از قدرت خودمان برتر است بلکه از قدرت مجموع اجزاء تشکیل دهنده اش نیز برتر است .

وقتی که ما فارغ از خود با رعایت گمنامی به خدمت در برآوردن احتیاجات دیگران می پردازیم متوجه می شویم که احتیاجات خودمان نیز در عوض برآورده می شوند ، خیلی بهتر از آنچه که تصورش را می کردیم . وقتی ما در گمنامی به انجمنی با دیگر معتادان در حال بهبودی ملحق می شویم و منافع گروه را به منافع خودمان ترجیح می دهیم رشد روحانی خودمان نیز به مراتب بیشتر می شود و به هیچوجه کمتر نمی شود . 

این دقیقاً همان چیزی است که منظور سنت دوازدهم می باشد ، وقتی می گوید که : گمنامی اصل روحانی تمام سنتهای ما می باشد . تا زمانی که ما به اصول روحانی اولویت دهیم شخصیت انفرادی ما می تواند رشد کند و از هر زمانی در زندگیمان شکوفاتر بشود و باعث تضمین این بگردد که انجمنمان به شکوفایی خود ادامه بدهد ، قوی و آزاد .

رعایت منافع مشترکمان وابسته به اتحادمان می باشد . تنها امید ما برای حفظ این اتحاد ، با وجود این گوناگونی عظیمی که در معتادان گمنام یاقت می شود ، بکار گرفتن اصول معین مشترکی می باشد : همان اصول سنتهای دوازده گانه .

تا زمانی که ما رعایت این اصول مشترک را به اعمال شخصیت انفرادیمان ترجیح دهیم ، همه چیز درست پیش خواهد رفت 
گمنامی یعنی گمنامی در ( رفتار + گفتار+کردار+اعمال) = با اصول نه شخصیت ها 
 به نظر شما گمنامی با فروتنی ارتباطی دارد؟ شما چطور این دو اصل روحانی را تمرین می کند. چه چیزهایی باعث میشود که این دو اصل زیر پا گذاشته شوند؟ 


 گمنامی و فروتنی 


شاید برای مرحله اول با پذیرفتن قطع مصرف مواد مخدر و تسلیم در برابراعتیادمان فروتنی را تمرین کنیم بعد با پذیرفتن باور های غلط گذشته و سلامت عقل دوباره راهی برای زندگی جدید راشروع کنیم سپس با درک نیروی برتر (خداوند ) با اصول روحانی آشنا شویم واین روند تا قدم هفتم برایمان ناشناخته با شد ولی با کارد قدم های قبلی تصویر واقع بینانه ای از خود در اجتماع خود نشان می دهیم چرا که نقاط ضعف خود را کنار می گذاریم وبا ایمان و اعتماد به خداوند به دنبال رفع کمبود های خود میرویم وخود را از سر راه خداوند کنار می کشیم. << تغییر نکردن و نپذیرفتن اصول برنامه 12 قدم و12 سنت >>
ما تغییر یافته ایم نه تنها راجع به معجزه بهبودی از دیگران شنیده ایم بلکه خود ما قدرت برنامه معتادان گمنام را با تمام وجود حس می کنیم دیگر زندگی روحانی تنها یک تئوری نیست که درباره آن در جلسات بشنویم بلکه اکنون حقیقتی قابل لمس است وتنها کافی است برای دیدن یک معجزه در آینه به خود بنگریم خداوند مارا از خواب و غفلت روحانی ونا امیدی ناشی از اعتیاد نجات داده وبه افرادی با آگاهی روحانی بهبود یافته از اعتیاد و مشتاق به زندگی تبدیل نموده است << کتاب چگونگی عملکرد قدم هفتم>>
اکنون با رعایت اصل گمنامی در قالب گروه با سنت های دوازده گانه و قدم ها شخصیت فردی ما رشد می کند تا الویت های برنامه را در جلسه خانواده واجتماع خود بکار گیریم وکارهای اساسی را از اول انجام دهیم و گمنامی آنها را قبول کنیم
 رعایت كردن گمنامی اساس تمامی سنت های ماست و همیشه یاد آور این است كه اصول را به شخصیت ها ترجیح دهیم)
موضوع : گمنامی سوال: گمنامی یعنی چه؟ 
یعنی نیست شدن / در گروه حل شدن/از خود كذشتن /منافع دیگران را در نظر گرفتن/اصول را به شخصیت ها ترجیح دادن/ نداشتن خود بررگ بینی / اتحاد و همدلی/ فنا شدن به خاطر هدف اصلی وغیره.........................
سوال: جرا اصل گمنامی در انجمن معتادان گمنام ضروری است؟
به خاطر بقای انجمن / به خاطر ایجاد جوی آرام /شركت همه در هر موقعیت زمانی و شغلی در جلسه /رعایت گمنامی ما را در تكامل وجدان دسته جمعی گروه هدایت می كند و همچنین در استقلال گروه /رعایت گمنامی رابطه ما را با جامعه مشخص و هدایت می كند / رعایت گمنامی باعث تحقق بخشیدن به هدف اصلی ما میشود / این اصل گمنامی باعث احساس فداكاری و پرورش احساسات روحانی در ما میشود و به تشكیلات خدماتی ما كمك نیز می شود /این اصل با عث شكل گیری صدای انجمن ما در جامعه می شود 
سوال: وظیفه هر شخص نسبت به رعایت اصل گمنامی چیست ؟
عنوان نكردن مطالب داخل جاسه به خارج از جلسه / عنوان نكردن اسامی اعضا در خارج از انجمن ( آشنایان و اقوام ) /رعایت كردن گمنامی رای های اعضا در جلسات اداری / رجوع نكردن به گفته یا نوشته دیگران / نگه داشتن هویت انجمنی در خارج از برنامه ( افشاء كردن عمومی )/ رعایت كردن گفتار . كردار . اعمال . رفتار در داخل و بیرون جاسه
سوال : چرا باید گمنامی شخصی خود را خارج از انجمن حفظ كنیم ؟
بخاطر اینكه زمانی نا خواسته كاری انجام دادیم كه با شئونات جامعه و اصول برنامه مغایرت داشت افكار عمومی نسبت به انجمن لكه دار نشود و نام نیك انجمن معتادان گمنام حفظ شود / بخاطر داشتن بیماری اعتیاد و نواقص اخلاقی باعث می شود به خود فرد در حین خدمات برون گروهی لطمه بخورد / چون بیشترین پاكی در انجمن 24 ساعت است و تضمینی وجود ندارد اگر گمنامی شخص رعایت نشود سنت هشتم . دهم و دوازدهم را نقض خواهد شد / چون در خارج از انجمن كسانی كه ما را می شناسند رفتار . گفتار . كردار . واعمال ما را می دانند 
 منظور از ترجیح اصول بر شخصیت ها در این سنت چیست؟ ارتباط این موضوع با گمنامی چه می باشد؟ 
ترجیح اصول به غرایض شخصی خود،تاثیرپذیری ازاصول نه ازاسم افراد،درک واشاعه برابری همه اعضادر رابطه با بهبودی وبازیابی،وتاثیرش دررابطه باگمنامی این که همه جزعی ازکل بوده ومجزا نیستیم بدین صورت موجب وصل بودن خوددرحلقه بهبودی وخط گرفتن ازنیروی برتروازخودگذشتگی برای خدمت بیشتر و بهتربدون درنظر گرفتن شخصیت وهویت اعضاوموقعیت انها. 
منظور این است که آنقدر شخصیّت خودمان یا عضوی دیگر (مثلا راهنما) در نظرمان مهم شود که گفته هایش را به اصول ترجیح دهیم و اگر خلاف اصول حرفی زد یا عملی انجام داد از او تبعییت کنیم و ارتباطش با موضوع دقیقا همین است که هیچ شخصیّتی مهمتر از اصول برنامه نیست 
به عنوان اعضاى یك گروه، با یكدیگر مساوى هستیم. هیچ عضوى، كمتر یا بیشتر ازعضو دیگر نیست. انگیزه‌هاى شخصى ما در امور جنسى، مالكیت و موقعیت اجتماعى كه در گذشته بدبختى‌هاى زیادى براى‌مان به بار آورده است، در صورت رعایت اصل گمنامى، به کنار خواهند رفت. گمنامى، یكى از عوامل اصلى و اولیه بهبودى ماست و تمامى سنت‌ها و انجمن ما را در بر مى‌گیرد. ما را دربرابر نقص‌هاى اخلاقى خودمان حفاظت مى‌كند و نفوذ شخصیت‌ها و اختلاف سلیقه‌ها را از میان مى‌برد. رعایت اصل گمنامى، ترجیح شخصیت‌ها براصول را، غیر ممكن مى‌كند.
کتاب پایه- سنت دوازدهم
شما چگونه این اصل را تمرین میکنید .؟ در مورد رعایت کردن و نکردن این اصل در گروهها و ساختار خدماتی تجربیات خود را بیان کنید. با تغییر دادن شخصیت و تمرین كردن اصل روحانی گمنامی در گفتار " كردار " اعمال " رفتار . در گروه و خارج از گروه

اصل روحانی گمنامی به ما یاد آوری می کند که در گروه هایمان در انجمن معتادان گمنام هیچ عضوی کمتر یا بیشتر از عضو دیگری نیست با این حال همه ما با یکدیگر مساوی هستیم.
گمنامی یکی از عوامل اصلی و اولیه بهبودی ماست و تمامی سنت ها و انجمن ما را در بر می گیرد. ما را در برابر نقص های اخلاقی خودمان حفاظت می کند و نفوذ شخصیت ها و اختلاف سلیقه ها را از میان می برد. رعایت اصل گمنامی ،ترجیح شخصیت ها بر اصول را ،غیر ممکن می کند. ( کتاب پایه فصل ششم سنت دوازده) 



:: مرتبط با: سنت های دوازده گانه ,
ن : محمد یحیی (ص )
ت : دوشنبه 1 آبان 1391











               
 دیدن منافع یک گروه رفتارهای خود محورانه فردی عدم رعایت اصول برنامه بی توجهی به مسئولیتها تمر کز گروه به غیر هدف اصلی رعایت نکردن گمنامی از چهار چوب انجمن خارج شدنمشورت نداشتن با اعضا 

 نباید ها

 تصمیماتی که تاثیر بر گروهها باشدبی توجهی به وجدان گروهیمشارکت غیر اصولی در جمعوابستگی به جای دیگری داشتنبرتری فردی و گروهیاحترام نگذاشتن به دیگران ناساز گاری در محیطتاثیر نداشتن روند بهبودی و پاکی






سنت چهارم و نباید ها





















:: مرتبط با: سنت های دوازده گانه , دیدگاه ,
ن : محمد یحیی (ص )
ت : شنبه 29 مهر 1391
متكى به خود بودن، قسمت مهمّى از طریقه جدید زندگى ماست و براى ما تغییر بسیار بزرگى است. در دوران اعتیاد ما به مردم، جاها و چیزهاى مختلفى متكى بودیم. ما به آن ها رو مى‌آوردیم تا از ما حمایت كنند و چیزهاى را كه در خود كم داشتیم، در اختیارمان بگذارند. به عنوان معتادان در حال بهبودى، ما متوجه شده‌ایم كه هنوز هم مردمى وابسته هستیم، امّا اتكا ما از روى چیزهائى كه دراطراف مان هستند برداشته شده و بر روى خداوند مهربان وقدرتى درونى كه از رابطه با او سرچشمه گرفته، گذاشته شده است. ما كه قدرت انجام وظایف انسانى خودرا نداشتیم، اكنون مى‌بینیم كه هر كارى براى‌مان امكان‌پذیر است. همان آرزوهایى كه مدتها پیش به خاك سپرده شده بودند، امروز مى‌تواند به واقعیت بپیوندد. معتادان، به عنوان یك قشر، همیشه سربار اجتماع بوده‌اند. در معتادان‌گمنام، نه تنها گروه‌هاى ما بر روى پاى خود مى‌ایستند، بلكه آن را به عنوان یك حق مطالبه مى‌كنند.کتاب پایه---سنت هفتم
درمورد مفهوم خود اتکایی و رابطه آن با استقلال که در مقابل وابستگی است و راه‌هایی که گروه شما برای مطالبه این اصل دارد بگویید.
گروه ما برای خود اتکایی و استقلال اعضای خدمتگذار را از درون گروه انتخاب می کنند
برگزاری منظم جلسات اداری گروه را در طول یک ماه خدمت خدمت گذاران و اداری اظطراری را دارد
برگزاری جلسات بهبودی را در طول هفته با موعضوعات مختلف و فرمت برگزاری در ساعت تعیین شده را دارد
حمایت از ساختار خدماتی را عهده دار هستند با فرستادن نماینده و علی البدل گروه به ساختار خدماتی ( ایده ،وجدان،پول،نفر) 
اگر گروه برای بقای خود با مشکل مواجه شده است، چه باید کرد؟
اگر گروهی برای بقای خود با مشکل مواجه شده باشد بهتر است ترازنامه تهیه کند و از خود سوالاتی بپرسد:
هدف اصلی ما چیست و چگونه آن را به انجام می رسانیم؟
آیا گروه ما چیزی برای به جا آوردن هدف اصلی خود احتیاج دارد؟
آیا ما خواسته های خود را با نیازهای خود اشتباه نگرفته ایم؟
وقتی که فهرست نیازهای یک گروه غیر منطقی به نظر می رسد معمولاً راهنمایی ساده سنت پنجم می تواند به ما کمک کند احتیاجات خود را به میزان مورد نیاز کاهش دهیم.( چگونگی عملکرد- سنت هفتم ) 
معمولاً گروه برای ادامۀ بقائ خود به چند دلیل با مشکل مواجه میشود ، یا منابع مالی کافی ندارد یا به عبارتی سبد سنت هفتم بخوبی حمایت نمیشه و یا مدیریت صحیح در مورد هزینه کردن منابع ندارند یا خدمتگزارانی که کارها را انجام دهند و یا به دلیل عدم رعایت امنیت جلسه با مالک به مشکل خورده که تمام این موارد برمیگرده به گروه و اعضاء آن ، با گرفتن یک ترازنامۀ گروهی و برگزاری یک کارکاه آموزشی و شناسائی مشکل و بالا بردن سطح آگاهی اعضاء برای رفع مشکل اقدامات لازم را انجام میدهیم...... 
خط مشى ما در مورد مسائل مالى، به طور مشخص بیان شده است. ما هیچ كمكى از خارج قبول نمى‌كنیم. انجمن ما كاملاً متكّى به خود است و هیچ‌گونه بودجه، وقف، وام و هدیه‌اى نمى‌پذیرد. هر چیزى به هر منظورى كه باشد بالاخره یك بهایى دارد. حال این بها، چه پول، وعده، امتیاز، به رسمیت شناختن، تأیید و یاتوجّه مخصوص باشد، یا چیز دیگر، فرقى نمى‌كند و براى ما بهاى سنگینى دارد. حتّى اگر آن هایى كه كمك مى‌كنند، بتوانند بلاعوض بودن آن را تضمین كنند، ما باز هم آن را قبول نخواهیم كرد.
کتاب پایه---سنت هفتم    در تداوم خط مشی عدم وابستگی که سنت ششم بنیان می‌نهد، سنت هفتم خط مشی مسائل مالی ما را مشخص می‌کند. درمورد خطراتی که در ارتباط با پذیرفتن هدایا و امتیازات و ... می‌تواند وجود داشته باشدمشارکت نمایید 
خط مشی ما در مورد نمام مسایل مالی،به طور مشخص بیان شده است"ما هیچ کمکی از خارج دریافت نمی کنیم" انجمن ما کاملا" متکی به خود است و هیچ گونه بودجه،وقف،وام و هدیه ای نمی پذیرد هر چیزی به هر منظوری که باشد بالاخره یک بهایی دارد.
حال این بهاءچه پول،وعده،امتیاز،به رسمیت شناختن،تاییدو یاتوجه مخصوص یاشد،یا چیز دیگر فرقی نمی کند و برای ما بهای سنگینی دارد . حتی اگر آنهایی که کمک می کنند بلا عوض بودن آن راتضمین کنند ،ما باز هم آن ر ا قبول نخواهیم کرد.
ما حتی نمی توانیم اجازه دهیم که اعضای خودمان هم بیش از سهم منصفانه خود کمک کنند،زیرا متوجه شده ایم که بهای آن راگروه های ما با از دست دادن یگانگی و درگیر شدن در جار و جنجال می پر دازند. بتابر این ما آزادی خود را فدا نخواهیم کرد . (سنت هفتم کتاب پایه )     خط مشی مالی انجمن تکیه بر اصل خود اتکاییست بدین معنا که تحت هیچ عنوانی نبایست منابع مالی از خارج دریافت کنیم. این امر آنقدر اهمیت دارد که حتی در داخل انجمن هم بیش از سهم منصفانه از اعضا توقع کمک مالی بیشتر نداریم و گمنامی باید رعایت گردد.
دریافت کمک حتی با صادقانه ترین نیت خیر هم برای انجمن ما مشکل ساز است چرا که دریافت اینگونه کمک ها در بهترین حالتش حداقل باعث سست شدن حس استقلال ماست. دریافت کمک این خطر را دارد که دیگر سازمانها و اجتماع تصور کنند ما یک سازمان خاص را مورد وثوق خود قرار داده ایم یا با آنها در یک راستا در حرکت هستیم .حالتهای مختلفی برای دریافت کمک خارجی متصور است که هرکدام براحتی میتواند استقلال ما را تحت شعاع قرار دهد. 
متأسفانه پس از پرداخت هزینه‌هاى مربوط به گروه، دیگر پول زیادى باقى نمى‌ماند. بعضى وقتها اعضایى كه وسعش را دارند قدرى بیشتر كمك مى‌كنند و بعضى اوقات كمیته‌هایى تشكیل مى‌شود كه با تدارك برنامه‌هایى، بودجه‌هاى لازم را تأمین مى‌كند. این فعالیت ها براى انجام كارهاى‌مان به ما كمك مى‌كند و بدون آن ها، هرگز نمى‌توانستیم این راه دراز را آمده باشیم.
کتاب پایه---سنت هفتم

ما حتّى نمى‌توانیم اجازه دهیم كه اعضاى خودمان هم بیش از سهم منصفانه خود كمك كنند. زیرا متوجّه شده‌ایم كه بهاى آن را گروه‌هاى ما با ازدست دادن اتحاد و درگیرشدن در جار و جنجال مى‌پردازند. بنابراین ما آزادى خود را فدا نخواهیم كرد.
کتاب پایه---سنت هفتم

دو موضوع مهم و کاملا مرتبط در این دو پاراگراف از کتاب وجود دارد که بسیار هم چالشی می‌باشند: اول اینکه سهم منصفانه من از سبد اعانات به عنوان یک عضو چقدر است، آیا هیچ حد ومرزی برای کمک به سبد وجود ندارد؟ و دوم اینکه با تدارک چه نوع برنامه‌هایی می‌توان بودجه‌های لازم را تأمین نمود بطوریکه وارد مباحث مالی، سرمایه‌گذاری و درآمدزایی نیز نشویم و رابطه این دو باهم(رعایت سهم منصفانه و تدارک برنامه‌هایی برای تأمین بودجه) در چیست؟ 
این که سهم منصفانه من چقدر است به خود من بستگی دارد و کسی برای پرداخت این سهم به من مبلغی را پیشنهاد نمی کند پس خودم به پاس قدر شناسی میزان را مشخص کرده و به سبد می اندازم و این بذل و بخشش خودم است که تکیه بر نفس و چشم داشتی نداشته باشم و با رعایت اصل گمنامی در هبستگی روحانی و ثبات مالی در جمع دوستان باشم 
ما براى كارهاى خدماتى NA، همیشه نیاز به پول داریم. با آن كه این مسئله بعضى وقت ها آزارمان مى‌دهد، امّا براى ما راهى از این بهتر وجود ندارد و اگر هم داشته باشد، مى‌دانیم كه بهایش بسیار سنگین است. ما باید همگى دست به دست هم دهیم و با همبستگى بیاموزیم كه حقیقتاً جزئى از چیزى بزرگتر از خودمان هستیم.
کتاب پایه---سنت هفتم      درباره اینکه پول در ساختار صرف چه خدماتی می‌شود و بهای سنگینی که در قبال عدم تأمین این هزینه‌ها از سبد اعانات خواهیم پرداخت بگویید.
در مورد اینکه پول بی اهمیت نیست همه ما حرفهایی برای گفتن داریم اما در مورد پول نیاز همیشگی در انجمن معتادان گمنام است
می توان طبق سنت هفتم گفت که ما برای اداره کردن گروه مان و کارهای خدماتی na همیشه نیاز به پول داریم و این نیاز با خط مشی ما در مورد مسائل مالی به وضوح کاملا" مشخص است که متکی به خود هستیم و با پرداخت سهم منصفانه در سبد که به گردش در می آید و این خود کفایی و همبستگی مان را نشان می دهد که دست جمعی این کار را انجام می دهیم چرا که جمع آوری پول هم در راه هدف اصلی برنامه خرج می شود و گروه ها بعد از نیاز ها و احتیاجاتشان که به نوعی سادگی دارد مابقی را برای هیئت ها و کمیته های خدماتی واریز می کند تا در راستای سنت پنجم پیام رسانی شود و شکر گذار باشند که متکی به خود هستیم نه دیگران خدمتگذاران مورد اعتماد ما وقتی که میخواهند یکسری خدمات را برای ما انجام دهند بجز اینکه وقت خود را در خدمت انجمن میگذارند برای انجام یکسری خدمات مثل هزینه ایابب ذهاب و چاپ گزارشات و هزینه تلفن و ... نیاز به پول دارند که این پول و سرمایه از طریق گروه ها جمع آوری و به ساختار واریز میشود و در انجمن ما نیز مثل هر جای دیگر نیاز به پول و سرمایه دارد . هر جا که میبینیم یک سرویس مجانی در اختیار کسی قرار میدهند اولین سوال اینه که پولش از کجا تامین میشه به کجا وابسته است ولی انجمن ما برای اینکه ثابت کنه ما متکی بخود هستیم بطور مرتب در جلسات خوانده و تاکید میشود که ما فقط از طریق کمک داوطلبانه اعضا روی پای خود ایستاده ایم 
ما براى اداره گروه مان نیاز به پول داریم و باید هزینه اجاره ، مایحتاج دیگر و نشریات‌مان را بپردازیم. براى پرداختن این هزینه‌ها، ما در جلسات مان اعانه جمع مى‌كنیم و هر چه را كه از آن باقى بماند صرف هزینه خدمات و پیشبرد هدف اصلى‌مان مى‌كنیم
کتاب پایه---سنت هفتم
 احتیاجات گروه خانگی خود که از طریق منابع مالی برآورده می‌شود و میزان اولویت آن‌ها 
به عنوان مهمترین احتیاجات گروه خیلی موارد رو میشه نام برد ، مکانی برای برگزاری جلسه حتی اگه مسقف نباشه ، اعضائی که گروه رو حمایت کنند ، خدمتگزاران مورد اعتمادی که با اصول آشنائی لازم رو داشته باشند سبد سنت هفتم و خزانه ای که آنقدر توانا باشد که به خوبی از ساختار حمایت لازم رو به عمل بیاره ، برای هزینه کردن منابع مالی اگر بخواهیم اولویت بندی کنیم اول کرایه مکان ، نشریات و چیپ و اعانه به ساختار ، مهمترین جائی که منابع باید هزینه بشوند در جهت رساندن پیام است برگزاری سالگرد برای گروه یا جشنهائی از این دست فقط هدر دادن منابع N A است.... 













:: مرتبط با: سنت های دوازده گانه ,
ن : محمد یحیی (ص )
ت : جمعه 28 مهر 1391
سنت شش و شش نکته کلیدی
 روش پیام رسانی در تمام سطوح باید هدف اصلی مان را دنبال کند
 استفاده از نشریات و سخن گو یان NA در پیام رسانی
 همکاری و تعاون با دیگر موسسات مرتبط به نحوی که باعث خوش بینی مردم نسبت بهNA شود
 تفاوت همکاری و تایید برای پیان رسان و همچنین سازمانهای مرتبطمشخص می شود
 تمرکز فقط بر روی بهبودی از اغتیاد است پس مذاهب یا سازمانهای دیگر را رد نکنیم
 انرژی و پول به انتشار پیام اختصاص یابد تا هدف اصلی با اهداف سازمانهای دیگر مخلوط نشود
 



:: مرتبط با: سنت های دوازده گانه ,
ن : محمد یحیی (ص )
ت : پنجشنبه 27 مهر 1391

مفهوم ششم 
وجدان گروه یك توانائی روحانی ضروری و حس درونی تشخیص درست و غلط برای ما است . دركی درونی است كه هر یك از ما ممكن است در تفكرات شخصی خود با آن در مورد بهترین راه مشورت كنیم. در كتاب اصلی ما از وجدان به عنوان « ویژگی والای روحی و احساسی » كه « عمیقا تحت تاثیر مصرف مواد مخدر قرار گرفته بود » صحبت شده است. با به كارگیری قدم ها ، ما خواهان احیای وجدان و فرا گرفتن استفاده از آن می شویم. به همان نسبت تصمیمات و اعمال ما كمتر تحت تاثیر علائق شخصی بوده و بیشتر تحت تاثیر چیزی كه وجدان مان می گوید درست است قرار می گیریم.
وقتی معتادانی كه وجدان شخصی آنها از طریق كاركرد قدم ها بیدار شده ، چه در گروه های معتادان گمنام و چه در جلسات كمیته های خدماتی ، گرد هم بیایند تا مسائل مربوط به خدمت را بررسی كنند ، آنها آماده اند تا در به وجود آوردن یك وجدان گروهی نقش داشته باشند. به كار گرفتن وجدان گروهی ، عملی است كه اعضای ما بیداری روحانی حاصل از کارکرد دوازده قدم را مستقیما در حل مسائلی كه بر NA اثر می گذارد ، دخالت می دهند و به همین دلیل موضوعی است كه باید بیشترین تاثیر را بر ملاحظات دقیق ما داشته باشد.
اگر چه وجدان گروهی ، خود به تنهایی ابزار تصمیم گیری نیست ، پدید آوردن یك وجدان گروهی ، جزئی ضروری در فرآیند تصمیم گیری معتادان گمنام است. برای تشخیص تفاوت این دو باید نگاهی به زندگی شخصی خود داشته باشیم. مردمانی كه زندگی انان با روحانیت آمیخته است ، اصولا قبل از گرفتن تصمیمات مهم ، دعا و مراقبه می كنند . نخست ، به منبع نیروی روحانی و دانش خود توجه می كنیم و سپس برای راهی که در پیش داریم طرح ریزی می نمائیم . این احمقانه است كه ادعا كنیم خداوند بطور خودكار ما را در همه تصمیم گیری ها راهنمائی می كند و فرقی هم نمیكند كه قبل از تصمیم گیری از او خواسته باشیم تا بر تصمیمات ما اثر بگذارد یا نه. این موضوع در مورد وجدان گروهی و تصمیم گیری جمعی نیز صادق است . پدیدآوردن یك وجدان گروهی جمعی ، باعث دست یابی ما به راهنمائی روحانی برای تصمیم گیری در مورد خدمات می شود . ما با هم دعا یا مراقبه می كنیم. مشاركت می نمائیم و با یكدیگر سنتها را بررسی می كنیم و از نیروی برتر درخواست راهنمائی می كنیم. گروهها ، هیئتهای خدماتی و كمیته های ما اغلب از رای گیری به عنوان ابزاری خشن برای ترجمه راهنمائی روحانی ، به تصمیم و كلام استفاده می كنند . اگر چه برخی مواقع ، به رای گیری نیازی نیست و با پیگیری یك بحث فعالانه و متفكرانه كاملا آشكار می گردد كه وجدان گروهی جمعی از ما انتظار چه كاری را در ان موقعیت خاص خدماتی دارد. همان طور كه ما خواهان قوی ترین اتحاد روحانی در معتادان گمنام هستیم . در تصمیم گیری ها نیز خواهان قوی ترین اتحاد در معتادان گمنام هستیم در تصمیم گیری ها نیز خواهان هم رایی و اتفاق آرا هستیم و نه صرفا رای اكثریت ، هر چقدر در بررسی نظرات خود دقت بیشتری كنیم ، احتمال رسیدن به اتفاق آرا بیشتر می شود و به رای گیری جهت كمك برای ترجمه وجدان گروهی به تصمیمی جامع نیاز نمی افتد. 
وقتی در حال تصمیم گیری برای خدمات خاصی هستیم ، رای گیری و توافق ممكن است برای وجدان گروه میزان باشد . اگر چه ، وجدان گروهی می تواند نه صرفا در هنگام تصمیم گیریها بلكه در همه امور انجمن ما به چشم آید. فرآیند ترازنامه نویسی گروهی نمونه خوبی برای این مورد است. وقتی اعضا یك گروه N.A. گرد هم می آیند تا تاثیرات و اقدامات گروه خود را در انجام هدف اصلی اش بررسی كنند ، هر یك از آنها به مشاوره با وجدان خود می پردازد تا نقش شخصی خود را در حیات گروه ببیند . و به همین طریق نیازها و نگرانی های گروه خود را در كل در نظر گیرد. در این گونه نشست های ترازنامه نویسی ممكن است هیچ گونه تصمیم خاصی گرفته نشود. اما یك ارتقا آگاهی روحانی در بین اعضا گروه ، در مورد نیازهای معتادانی كه هنوز در عذابند و همین طور نیازهای اعضای گروه به وجود می اید.
نمونه ای دیگر از وجدان گروهی كه بدون ارتباط با مسائل خدماتی شكل می گیرد و هر یك از ما به راحتی می توانیم آن را درك كنیم ، هر روز در جلسات بهبودی ما پیدا می شود . برای مثال خیلی از مواقع ، ما با مشكلات شخصی ، در جلسات NA شركت می كنیم و از تجربیات معتادان در حال بهبودی . آسایش حمایت وراهنمایی مورد نیاز را دریافت می کنیم. اعضای ما هر یک با شخصیت ها سوابق و نیازهایی متفاوت با یكدیگر و با ما در مورد بیداری روحانی كه از طریق بکار گیری قدم های دوازده گانه در زندگی خود پیدا كرده اند صحبت می كنند . از تنوع موجود در گروه یك پیام مشترك برمی خیزد ، پیامی كه می توانیم در زندگی خود به كار بندیم: پیام بهبودی . در این پیام ما به « ارزش درمانی كمك یك معتاد به معتاد دیگر » پی می بریم. در ضمن این پیام وجدان گروهی را نه فقط در مورد مسائل خدماتی ، بلكه در مورد رشد روحانی نیز بیان می کند.
وجدان گروهی وسیله ای برای دعوت جمعی از راهنمایی جاری نیروی برتر برای تاثیرگذاری بر تصمیم هایمان است. زمانی كه بهبودی شخصی خود را با جدیت پیگیری می كنیم و خواهان آن می شویم كه بیداری روحانی جاری امكان به كارگیری اصول برنامه را در همه امور همین طور در امور خدماتی برای مان بیشتر سازد ، در حال به كارگیری مفهوم ششم هستیم . وقتی كه نه فقط به كلمات بلكه به روح نهفته در پس جملات اعضا ی دیگر گوش می دهیم . مفهوم ششم را به كار گرفته ایم. در تصمیم گیری خدماتی وقتی خواهان انجام اراده خدا می شویم نه اراده خود و خواهان خدمت به دیگران می شویم و نه خدمت به خود ، مفهوم ششم را به كار گرفته ایم. در گروهها ، هیئتهای خدماتی و كمیته های خود وقتی از خداوند مهربان دعوت می كنیم كه بر تصمیم گیری های مان در ارتباط با خدمت تاثیر بگذارد مفهوم ششم را به كار گرفته ایم
متن کامل مفهوم ششم از کتاب راهنمای خدمات محلی چاپ سال 1385 Heart  
وجدان گروهی وسیله ای برای دعوت جمعی از راهنمایی جاری نیروی برتر برای تاثیرگذاری بر تصمیم هایمان است. زمانی كه بهبودی شخصی خود را با جدیت پیگیری می كنیم و خواهان آن می شویم كه بیداری روحانی جاری امكان به كارگیری اصول برنامه را در همه امور همین طور در امور خدماتی برای مان بیشتر سازد ، در حال به كارگیری مفهوم ششم هستیم . وقتی كه نه فقط به كلمات بلكه به روح نهفته در پس جملات اعضا ی دیگر گوش می دهیم . مفهوم ششم را به كار گرفته ایم. در تصمیم گیری خدماتی وقتی خواهان انجام اراده خدا می شویم نه اراده خود و خواهان خدمت به دیگران می شویم و نه خدمت به خود ، مفهوم ششم را به كار گرفته ایم. در گروهها ، هیئتهای خدماتی و كمیته های خود وقتی از خداوند مهربان دعوت می كنیم كه بر تصمیم گیری های مان در ارتباط با خدمت تاثیر بگذارد مفهوم ششم را به كار گرفته ایم . ( یكی از پاراگرف های مفهوم ششم از راهنمای خدمت محلی )
دوازده مفهوم خدماتی جهت كامل نمودن سنت های دوازده گانه na به وجود آمده و هدایت كننده ای دقیق است برای ساختار خدماتی كه در باره اش صحبت كنیم تقدم گروه ها در na توسط تفویض اختیارات لازم به ساختار خدماتی متعادل گشته و اهمیت رهبری تو سط داشتن ارتباط و جواب گویی متعادل گردیده است همین طور ایمان ما به وجدان گروهی توسط احترام به تك تك اعضاء تعادل یافته است دوازده مفهوم در كل همیشه یادآور این است كه ساختار ما همیشه خدماتی است و هرگز حكومتی نمی باشد ( پیش گفتار راهنمای خدمات محلی )  
: وجدان گروه وسیله ای روحانی است, برای دعوت از خداوند مهربان تا بر تصمیمات ما تاثیر گذارد :.
در بعضی از مواقع بین وجدان گروهی و عقیده گروه ما تحت تاثیر شخصیت ها می شویم و شاید بعضی از حرفهای شخصیت های در انجمن به ما دیکته و تحمیل شود ، بهر حال ما باید تفاوت این موضوع را درک کنیم در رای گیریها شرکت داشته وبه وجدان گروهی برسیم با اعضا مشورت کرده و به نظرات موافق ،مخالف و تنها گوش داده تا به فهم مشترک رسیده و فضایی روحانی داشته و با پیام رسانی موفق در گروه هدف اصلی را دنبال کنیم  
وجدان گروه بیدار و آگاه از دل گروهی آگاه و بیدار سرچشمه میگیره و این کار میسر نیست بجز کارکرد اعضا و آشنایی کامل اعضا به قدمها و سنتها و مفاهیم خدماتی و وقتی که من بعنوان یک عضو که در روند شکل گیری وجدان گروهی به مفاهیم خدماتی و سنتهای انجمن معتادان گمنام آشنایی داشته و نسبت به آنها آگاهی داشته باشم میتوانم به شکل بهتر و کاملتری آن وجدان را از روی آگاهی تشکیل دهم و این خود کمک زیادی به روحانیت و دعوت از خداوند به کمک برای ما خواهد شد و در وجدانی که از خداوند دعوت شده باشد تصمیمات بهتر و موثرتری شکل گرفته و در روند سنت پنجم به ما کمک میکند . 



:: مرتبط با: مفاهیم دوازده گانه , سنت های دوازده گانه ,
ن : محمد یحیی (ص )
ت : دوشنبه 3 مهر 1391
استقلال به گروهها این آزادی را می دهد كه خودشان به منظور ایجاد جوی مناسب برای بهبودی اقدام كنند به اعضای خود خدمت كنند و هدف اصلی ما را به انجام برسانند مسئولیتی كه موجب تعادل و استقلال ما می شود در واقع اصول بیان شده در سه سنت اول را منعكس می كند حفظ همبستگی و وحدت انجمن naدر راس قرار می گیرد .(چگونگی عملكرد سنت 4)
...........................................................................................................................
به نظر من سنت چهارم بیشتر از اونکه روی استقلال تأکید داشته باشه روی اتحاد تأکید کرده، برای این حرفمم چندتا دلیل دارم.
اول اینکه به تیترش نگاه کنید! 5تا کلمه راجع به استقلال گفته و همه 10 تا کلمه بعدیش برای پیشگیری از لطمه دیدن اتحاده.
دومم اینکه اصول روحانیی که توی کتاب چگونگی عملکرد برای سنت چهارم ذکرشده:روشن‌بینی،اتحاد و گمنامی هستند در حالیکه برای سنت یکم که هممون به اسم اتحاد می‌شناسیم‌اش اصول روحانی: تسلیم،پذیراشدن،قبول تعهد،ازخودگذشتگی،محبت و گمنامی آورده شده.
البته همونطوری که خود کتاب اشاره کرده اینها اصولی هستن که به نظر میرسه در این سنتها پرکاربردتر هستند و من فقط میخواستم یک نتیجه بگیرم ، اون هم درجه اهمیت اصل اتحاد در سنت چهارمه.Exclamation 
.............................................................................................................................
چون اغلب گروهها با یکدیگر ارتباط مستقیم ندارند ، ممکن است تصور کنیم که آنچه در جلسات ما اتفاق می افتد ، اثری بر روی گروههای دیگر ندارد . اگر بخواهیم بدانیم که تصمیمات ما چه کسانی را تحت تأثیر قرار می دهد ، باید به گروههای دیگر فکر کنیم ، به معتادی بیندیشیم که به تازگی به N A آمده یا در آینده خواهد آمد ، همینطور به محله ای که در آنجا جلساتمان را برگزار می کنیم ، بیندیشیم اگر جلسۀ ما با آنچه که طی سالیان در N A جا افتاده تشابهی نداشته باشد ، مسلماً ما بر روی گروههای دیگر و در کل بر N A تأثیر منفی خواهیم گذارد . اصل استقلال ، گروهها را تشویق میکند که نیرومند و فعال باشند . ولی در ضمن متوجّه شان میکند که آنها جزئی از یک کل به نام معتادان گمنام هستند . در گرفتن هر تصمیمی باید منافع مشترکمان را در نظر بگیریم.... چگونگی ص 209 چاپ79




:: مرتبط با: سنت های دوازده گانه ,
ن : محمد یحیی (ص )
ت : سه شنبه 24 مرداد 1391
 

 


 
< ><>