تبلیغات
l

کمک و رهایی هنوز دیر نیست - احساس غرور و انکار
لطفا" در صورت امکان نظرات خودتان را در یک نظر سنجی راجع به مطالب وب بدهید





» تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :

محصولات ویژه

احساس غرور و انکار انسان موجودی خام و نپخته به دنیا می آید و در دورانهای مختلف مانند: دوران طفولیت که با عادتهایی خاص بصورت ژنتیکی با نشاندادن واکنشها و ابزارهایی که بمرور می آموزد و این دوره دو سال طول میکشد. دور کودکی که از سن دوالی سه سالگی تا سن هشت سالگی که از مهمترین دوره ساختاری تمام انسان هاست، برای آموزش مهارتهای زندگی که با شکل گیری انتخاب هویت و شخصیت وجلب اعتمادبه نفس و عزت نفس، با مهارتهایی که والدین و اطرافیان به کودک نشان میدهند و کودک با تمرین این آموزشها را میآموزد و سپس وارد مرحله نوجوانی، از هشت سالگی تا شانزده سالگی است، خود را در مراکز آموزشی و تربیتی اجتماعی به فراگیری مهارتهای اجتماعی و ارتباطات با افراد و محیط اطراف خود و درک بین فهم و احساستش را می آموزد و سپس وارد دوران جوانی تا سن سی سالگی میشود. این یک دوره و یا پروسه برای تمام کودکان مهیاست. البته وجود والدین و مربیان اولیه که خودشان این دوران را سپری کرده اند و چیزی برای آموزش دادن دارند است. ما افراد بیمار عادتی بنابر تجربیات خودمان متوجه شدیم، ما به عنوان کودکان بیش فعال و افراد آنرمال و ناسالم که زیر ساختهای کودکان بیش فعال را داریم، به خاطر خامی و ناپختگی مغزیمان دریچه افکارمان را برروی آموزشهای جدید بسته نگه میداریم واین مقاومت نشان دادن را ازعدم پذیرش نصیحت ابراز میکنیم. کودکان بیشتر آموزشهای خود را از طریق اعلانها و دیدنها و نصیحتها و نشانهای اطراف میگیرد. اما کودکان بیش فعال از سنین طفولیت واکنشهای نادرستی برای پند و اندرز و نصیحت نشان میدهند و از نصیحتگر نفرت دارند. مقاومت کودکان بیش فعال به چه دلیل است را کسی تاکنون نتوانسته است ثابت کند. مهم این است که این کودکان هستند یا پنتیکی یا اکتسابی و یا عوامل محیطی و مجاورتی و... هرچه باشد این معضلات هستند و آنقدر در زندگی ما اثر گذار هستند که زیست شناسان و جرم شناسان وجود بزهکاری را در بین کودکان بیش فعال یافته اند و معتقدند بیش فعالان بزهکاران آینده خواهند شد. ماهم چنین اعتقادی داریم چون خودمان بیش فعال هستیم. جالب است ماهم مانند سایر کودکان و انسانهای دیگر در اجتماع هستیم و زندگی میکنیم و آمار ما بیش فعالان خیلی بیشتر ازافراد سالم ونرمال جامعه هست. ما افرادی تأثیرکذار در جامعه هستیم. ما خودمان میدانیم که یک چیزی از دیگران کم داریم و به جای اینه به سمت آموختن و آموزش و نصیحت پذیری برویم به جایش غرور کاذب و مدیریت انکار خود را فعال میکنیم و خود را به فهم و شعور میزنیم و در اینجا غرور و انکارمان مانند سپر دفاعی ما را از شناخته شدن نگهمیدارد و ما برای ابراز وجود از غرور و انکار استفاده میکنیم و مدعی هستیم از همه انسانها بیشتر میفهمیم و بیشتر بلد هستیم و بیشتر میتوانیم. این در حالی است که نه میفهمیم و نه بلد هستیم و نه میتوانیم و این واقعیت ماست.

انواع تصمیم گیری:

1-تصمیم گیری احساسی: که بر اساس یک احساس خواه خشم، عشق و یا حسادت گرفته میشود.

2- تصمیم گیری اجتنابی : تصمیمی که فرد به دلیل ترسی که دارد آن را به تعویق می اندازد که موجب از دست دادن فرصتهای زندگی میشود.

3- تصمیم گیری اخلاقی: تصمیمی که برای انجام آن به دلایل اخلاقی تکیه می کنند. مانند ادامه زندگی پر تنش به دلیل وجود فرزند.

4- تصمیم گیری تکانشی: بسیار سریع و بدون توجه به عواقب به کار گرفته میشود.

5- تصمیم گیری مطیعانه: این نوع تصمیم گیری میتواند آسیب زیادی به موضوع تصمیم مثلا ازدواج فرد وارد آورد.(ازدواج سنتی)

6- تصمیم گیری عقلانی : این تصمیم گیری بر اساس واقعیت است که خطا و اشتباه در آن کمتر است.

سرزنش

سرزنش موجب می شود باور کنیم ما " پست تر "

احمق ،نادان،بی ارزش،نالایق ویا نا خواستنی هستیم.

این احساس درست مان از هویت مان را تقلیل می دهد ،وباورهای ما در مورد این که ما انسان دوست داشتنی هستیم را از بین می برد .

سرزنش عزت نفس و احساس همسانی ما با جهان را فرسوده می کند .

تفاوت سرزنش کردن وپاسخ گو بودن چیست..

زمانی که از رفتار هایی مانند قربانی بودن استفاده میکنیم یا زمانی که از گرفتن مسعولیت برای زندگی. امنیت.حال خوب وشادمانی مان سر باز میزنیم. درواقع داریم دیگران را سرزنش میکنیم .ممکن است معتقد باشیم ناراحتی که در زندگی مان هست به وسیله همسر.شریک.شغل یا حتی خداوند ایجاد شده است. اما در واقع خوشحال بودن ما به وسیله احساسات وافکار خودمان ایجاد شده است.

مادامی که دیگران را سرزنش میکنیم .ما قدرتی نداریم تا کاری سودمند درجهت بهبودی مان انجام دهیم مانند موشی هستیم که در پیچاخمی که خودش ساخته گیر افتاده است..پاسخ گویی .گرفتن مسئولیت احساسات .افکار. فتاره

@myahyas

تفاوت سرزنش کردن وپاسخ گو بودن چیست..

زمانی که از رفتار هایی مانند قربانی بودن استفاده میکنیم یا زمانی که از گرفتن مسعولیت برای زندگی. امنیت.حال خوب وشادمانی مان سر باز میزنیم. درواقع داریم دیگران را سرزنش میکنیم .ممکن است معتقد باشیم ناراحتی که در زندگی مان هست به وسیله همسر.شریک.شغل یا حتی خداوند ایجاد شده است. اما در واقع خوشحال بودن ما به وسیله احساسات وافکار خودمان ایجاد شده است.

مادامی که دیگران را سرزنش میکنیم .ما قدرتی نداریم تا کاری سودمند درجهت بهبودی مان انجام دهیم مانند موشی هستیم که در پیچاخمی که خودش ساخته گیر افتاده است..پاسخ گویی .گرفتن مسعولیت احساسات .افکار. فتارها وراه حل های مان است .ما از اینکه منتظر دیگران برای خوشحال کردنمان باشیم.دست بر میداریم .به خودمان .وپرردگارمان نگاه میکنیم..

موضوع: کنترل

کنترل بخاطر :

ترس و نگرانی از مغبون شدن و مورد سوء استفاده قرار گرفتن یا سوء استفاده کردن ، زیاده خواهی ، منفعت طلبی ، نرسیدن به خواسته ها یا از دست داد چیزهایی که داریم ، برای قدرتمند شدن به خاطر ترس از مورد ستم واقع شدن، ترس از تنها شدن و جدا افتادن و دیده نشدن،

روش های کنترل:

1- میدان صحبت و بحث و توجه رو دستمان بگیریم،

2-تهدید و ارعاب دیگران

3-تشوق و حمایت بیش از حد

4-نظرات خود محورانه و خودخواهانه دادن بدون درنظر گرفتن نظر و صلاحدید دیگران

5-وابسته کردن دیگران به خودمان و خدماتی که به آنها میدهیم

6-کاری را که دیگران میتوانند خود انجام دهند برایشان انجام دهیم و به مرور اعتماد به نفس دیگران را میگیریم و به خود وابسته می کنیم.

7-احساس گناه دادن به دیگران

8-دیگران را با گفتار و اعمال انحرافی ترساندن و بعد بعنوان ناجی خودمان را نشان میدهیم

9-نادیده گرفتن احساسات خودمان به خاطر فرار از مسءولیت پذیری و عدم تحمل سختی مسوءلیت ها

10-محبت کردن های بی حد و حصر برای مدیون کردن دیگران

11-جلب احساس ترحم و دلسوزی دیگران

12-غمخواری و همدردی افراطی و فریبکارانه

13-دادن اطلاعات دروغ و بزرگ نمایی و کوچک نمایی مسایل برای کنترل دیگران

14-عشق ورزی کور و بی تناسب

15-پنهان نمودن اصول و راز کارهای خود از دیگران و کسب اطلاعات و فضولی در زندگی دیگران برای کنترل امنیت احساس خود و اهرمی برای سرکوب و کنترل اعمال و انتخاب های دیگران و تحمیل انتخاب های خود

16-توهین کردن به دیگران

17-خشم گرفتن به دیگران

18-ایراد گیری از دیگران و قضاوت و غیبت کردن و خود را برتر نشان دادن

19-تعریف کردن های ریاکارانه و افراطی و چاپلوسی

20- تهدید دیگران به ترک کردن آنها و یا قطع مهر و توجه مان

کودک درون چیست؟

کودک درونمان، آن قسمت از ما است که دوران معصومیت زندگیمان، کنجکاوی نسبت به طبیعت و این که ما چه کسی هستیم را حمل میکند. کودک درونمان می تواند لذت بخش ومطبوع، خودمحور،خلاق، بازیگوش، پر از لذت هیجان،پرشور، دلسوز و مهربان و دوست داشتنی باشد. همچنین ممکن است به عنوان قسمت آسیب دیده، رنجیده، سرزنش شده، ترسیده و یا عصبانی خود را نشان دهد.

روان آدمی چیست:

روان، بخشی است که در آن احساسات و عواطف انسان تعریف و تعیین می شود و ذهن، بخشی که ادراکات، تفکرات، برداشت ها و نوع نگاه او را نسبت به زندگی تعیین می کند.

ذهن انسان در سه بخش خودآگاه، نیمه خودآگاه و ناخودآگاه فعال است. فعالیت بخش خودآگاه که وابسته به تفکر و تصمیم گیری است، با صرف زمان انجام می شود؛ زیرا مدت زمانی لازم است تا پردازش و فعالیت آگاهانه ذهن و تصمیم گیری بر مبنای آن، انجام و به نتیجه ای ختم شود.

این در حالی است که بخش ناخودآگاه، بدون صرف زمان، انسان را با نتیجه برنامه ای از پیش تعیین شده مواجه می کند و واکنش های مربوط به این بخش، براساس تفکر و تصمیم گیری فرد انجام نمی گیرد. زیرا بخش ناخودآگاه به طور عمده در دوران طفولیت و تا سن 5 الی 6 سالگی برنامه ریزی می شود و تغییر آن در بزرگسالی، به سختی امکانپذیر است.

«بینش انسان » که شکل گرفته از اطلاعات نهادینه شده در دوران کودکی و تأثیرپذیر و تغییرپذیر از اطلاعات مورد قبول در دوران بزرگسالی است، فعالیت نیمه خودآگاه دارد و واکنش روان و بخش خودآگاه ذهن، در تغییر برنامه آن دخالت دارد.

بدترین نوع بیماری زمانی است که در انجمن هستیم و قدم کار میکنیم و اصول را شناخته ایم ، ولی اجرای اصول را به دلیل عدم آگاهی نمیدانیم و به قول حرف اکثر اعضا ، اصولی با بیماری زندگی میکنیم

بهبود پیدا کردن فقط با شناخت اصول شکل نمیگیرد.

بلکه با یادگیری اجرای اصول شکل پذیر است.↶

@myahyas

https://t.me/myahyas




ن : محمد یحیی (ص )
ت : یکشنبه 28 آبان 1396
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
 
< ><>