کسب درآمد
لطفا" در صورت امکان نظرات خودتان را در یک نظر سنجی راجع به مطالب وب بدهید





» تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :


مروری بر اصول روحانی 12 سنت :

اصول روحانی سنت یك:

تسلیم ، پذیرش ، قبول تعهد ، ازخود گذشتگی ، محبت ،گمنامی

اصول روحانی سنت دوم:

تسلیم-ایمان ، فروتنی ، روشن بینی ، وفاداری ، گمنامی

اصول روحانی سنت سوم:

تحمل یکدیگر ، هم دردی ، گمنامی ، فروتنی

اصول روحانی سنت چهارم:

استقلال ، مسئولیت ، روشن بینی ، اتحاد ، گمنامی

اصول روحانی سنت پنجم:

وفاداری ، مسئولیت ، وحدت ، گمنامی

اصول روحانی سنت ششم:

فروتنی ، وفاداری ، ایمان ، هماهنگی ، گمنامی

اصول روحانی سنت هفتم:

قدرشناسی ، احساس مسئولیت ، ایمان ، وفاداری ، گمنامی ، آزادی

اصول روحانی سنت هشتم:

فروتنی ، دوراندیشی ، گمنامی ، وفاداری

اصول روحانی سنت نهم

فروتنی ، احتیاط ، وفاداری ، گمنامی 

اصول روحانی سنت دهم

وحدت ، مسئولیت پذیری ، احتیاط ، دوراندیشی ، فروتنی ، گمنامی

اصول روحانی سنت یازدهم

ایمان ، خدمت ، گمنامی

اصل روحانی سنت دوازدهم ؛

گمنامی

اصول روحانی سنت 1

تسلیم ، پذیرش ، تعهد ، ازخودگذشتگی ، محبت ، گمنامی

تسلیم : کنار گذاشتن تمایلات و منافع شخصی

نتیجه : همکاری گروهی آسانتر می شود ، وحدت حفظ شده و منافع مشترک در راس قرار می گیرد.

پذیرش : قبول کردن راهکارهایی که باعث پیشرفت انجمن می شود ، چون ابزارها و روشهای ما متفاوتند.

نتیجه : نمی توانیم عقاید خود را درباره وحدت به دیگران تحمیل کنیم در واقع وحدت ما از هدف ما نشات می گیرد .

تعهد : قبول کردن بخشی از کارهای خدماتی که با یک برنامه متعادل بهبودی جور در می آید .

نتیجه : همیشه بخشی از راه حل هستیم و نقشی در اتحاد داریم ، خدمت می کنیم و به بهبودی شخصی و رشد انجمن کمک می کنیم .

ازخودگذشتگی : احتیاجات گروه را به خواسته های خود ترجیح دادن و در سطح انجمن احتیاجات انجمن را به خواسته های گروه ترجیح دادن .

نتیجه : گروه ما سالم می ماند و موجب رشد و ارتقای انجمن می شود .

محبت : ابراز علاقه کردن به دیگران در هنگام صحبت و برخورد و سهیم کردن دیگران در تجربه و امید خود .

نتیجه : باعث جلب تازه واردها و تقویت اعضا می شود،احساس آرامش و امنیت در اعضا شکل می گیرد و روحیه وحدت و رفاه عمومی را افزایش می دهد .

گمنامی : کنار گذاشتن تعصبات ، خواسته ها و تفاوتهای که باعث تفرقه و عدم ارتباط ما با یکدیگر می شود .

نتیجه : باعث می شود همه با هم مساوی باشیم و فقط بر هویت مشترک خود به عنوان یک معتاد تمرکز کنیم و در رشد و اتحاد انجمن مسئولیتی مساوی داشته باشیم.     سوال 1-

مفهوم سنت اول از نظر شما چیست ؟

مفهوم سنت اول اینست که ما اعضای انجمن ، همگی شبیه یکدیگر و یک شکل نیستیم ، و کارهایی که در گذشته کرده ایم و حتی خصوصیات ما هم با یکدیگر تفاوت‌هایی دارد . اما نقاط مشترک مهمی با یکدیگر داریم ، که تاکید بر روی این نقاط مشترک (بیماری اعتیاد و بهبودی) ، باعث می شود که اتحاد و همبستگی بیشتری پیدا کنیم .

چیزهایی وجود دارد که همه ما داریم از آن سود می بریم و نیز برای ادامه بهبودی شخصی مان ، به بقای آنها احتیاج داریم . پس باید تلاش کنیم تا منفعت جمعی را ، به منافع شخصی خود ، ترجیح دهیم .

زیرا اگر این جمع نباشد و کل انجمن وجود نداشته باشد ، ما هم نیستیم و جایی برای دنبال کردن بهبودی خود نداریم .

نکات مهم :

گروه مهمتر از ماست ، زیرا گروه ثابت است ، اما اعضا ثابت نیستند . می آیند و می روند .

سنت اول باعث میشود که گروههای NA ، مثل یک زنجیر به هم پیوسته باشند . و ما را موظف می کند ، هر چیزی را که مانع پیشرفت در بهبودی اعضایمان است ، از سر راه برداریم و کنار بزنیم .

غرایض شخصی در انجمن ما هیچ جایی ندارد .

ما باید حامی و پشتیبان یکدیگر باشیم .

سنت اول همبستگی را بین اعضا بیشتر می نماید .

همانطور که ما برای ادامه ی راه نیاز به NA داریم ، NA هم به اعضای خود نیاز دارد .(رابطه ی دو طرفه بین ما و انجمن وجود دارد)

گردهمایی های ما ، گرفتن دست یکدیگر ، در آغوش کشیدن همدردانمان و کمک به حل مشکلات یکدیگر ، نشانه ای قوی از اتحاد ماست

سوال 2 -

آیا بین قدم اول و سنت اول وجه مشترکی وجود دارد ؟

بله

در قدم اول با بیماری اعتیاد و بهبودی ، بعنوان دو واقعیت ، آشنا شدیم .

در سنت اول هم ، نقاط مشترک و وجه تشابه ما با یکدیگر ، وجود بیماری اعتیاد و بهبودی است .

در قدم اول اصل روحانی تسلیم وجود دارد ، چه در برابر بیماری اعتیاد و چه در برابر اصول برنامه .

در سنت اول هم باید در برابر خواست گروهی و منافع جمعی گروه ، تسلیم باشیم .

در برابر خواسته های شخصی خود تسلیم باشم و خود را بعنوان جزئی از کل بدانم .

قدم اول به من خویشتن پذیری و همچنین پذیرفتن دیگران را یاد داد .

سنت اول هم می گوید که ، خودم و دیگر اعضا را ، همانگونه که هست بپذیرم و سعی نکنم کسی را تغییر دهم .

در قدم اول وقتی قبول می کنم که بیمارم ، با دیگران هم به عنوان یک فرد بیمار برخورد می کنم و مدارا کردن را یاد می گیرم .

در سنت اول هم ، با تمرکز بر وجه مشترک بین اعضا که همان بیماری اعتیاد و بهبودی است ، با دیگران مدارا می کنم و همدلی و همسانی بوجود می آید .

نکات مهم :

همه ی موضوع " جنگ نکردن" است .

درک و پذیرش و تسلیم .

همانطور که از بیماری اعتیاد نمیتوانم فرار کنم ، از خواست گروهی هم نمی توانم فرار کنم .

بزرگترین وجه اشتراک ما با یکدیگر اینست : همانگونه که در قدم اول به تنهایی نتوانستم ، در سنت اول هم به تنهایی نمی توانم .سوال 3 -

آیا این سنت فقط در رابطه با گروه و انجمن کاربرد دارد ، یا در موارد دیگر نیز میتواند کاربرد داشته باشد ؟ و اگر دارد ، در چه مواردی ؟ توضیح دهید .

خیر

در موارد دیگر هم کاربرد دارد .

هر جا که گروهی وجود دارد و آن گروه هدف ، یا اهداف مشخصی را دنبال می کند ، نیاز به وحدت و همبستگی وجود دارد .

چون در هر گروهی ، منافع مشترکی هست ، که همه از آن سود می برند .

مثلا گروه خانواده ، گروه دوستان ، گروه همکاران که در یک محل با هم کار می کنند .

جوامع مختلف مثل مدرسه ، دانشگاه ، جوامع شهری ، کشور و ...

نکات مهم :

این سنت در مورد "قانون مند" بودن است .

ما انسانها در جامعه هم نیاز به کمک یکدیگر داریم و باید به منافع مشترک دیگران و اقشار مختلف جامعه نیز احترام بگذاریم ، تا محیطی سالم و امن برای زندگی داشته باشیم .

آشنایی با سنت اول کمک می کند که من در مقابل خانواده و محیط پیرامون خود ، احساس بیگانگی نکنم و خود را جزئی از این جامعه بدانم .

سنت اول و اجرای آن تعهد نیاز دارد و باید منافع دیگران را هم ، در نظر بگیریم .

احترام گذاشتن به دیگران را ، در سنت اول تمرین می کنیم                                                                      .سوال 4 -

در رابطه با هر یک از موارد سوال قبلی ، مثالی بیاورید که نشان دهد چگونه قبل از پیوستن به انجمن ، این اصل را زیر پا می گذاشتید ؟

خانواده :

 

به خواسته های جمع خانواده احترام نمی گذاشتم . به قوانین خانواده پایبند نبودم . هر موقع که می خواستم ، رفت و آمد میکردم و ساعت و زمان را در نظر نمی گرفتم . اکثر اوقات پرخاشگر و خشمگین بودم و جو منزل را متشنج می کردم . به اعضای خانواده ، به چشم دشمن نگاه می کردم . میخواستم در همه حال ، حرف خودم را به کرسی بنشانم و نظرات و امیال دیگران برایم ، کاملا بی اهمیت بود .

محل کار :

از این شاخه به آن شاخه می پریدم . اگر از یکی از همکاران خوشم نمی آمد ، پشت سرش بدگویی می کردم ، یا برایش نقشه میکشیدم . به قوانین محل کار احترام نمی گذاشتم . وقت شناس نبودم . دیر به محل کارم میرفتم و میخواستم هر چه زودتر هم برگردم . بیشتر با فریب و دروغگویی کار خودم را پیش می بردم . نقاط ضعف همکارانم را برجسته می کردم ، تا خودم را تایید کنم . اینها همه اتحاد و همبستگی بین همکاران را خراب می کرد .

اجتماع :

به قوانین و مقررات اجتماعی ، بی احترامی می کردم . با مصرف مواد مخدر و انجام کارهای خلاف قانون ، چهره ی اجتماع رو زشت کرده بودم . در جامعه ، با کسی رابطه ی خوبی نداشتم ، حتی با هم مصرفی هایم . از افراد جامعه بدم می آمد و با کارهایی که می کردم ، باعث آزار آنها می شدم . بر خلاف عرف جامعه حرکت میکردم و در عین حال ، همیشه حق به جانب هم بودم و فقط حق را به خودم می دادم .

محل تحصیل :

بی نظمی و بلاتکلیفی در تحصیل . حاضر نشدن بر سر کلاس های درس . تقلب در امتحانات . انجام رفتارهای اخلال گرانه در کلاس و مدرسه ، و در نهایت ترک تحصیل .

نکات مهم :

نظر خودم را به دیگران تحمیل می کردم .

اگر برایم سودی نداشت ، هیچ مسئولیتی را قبول نمی کردم .

ساز مخالف زدن و تک روی کردن .

تقصیر را به گردن دیگران انداختن و حقوق دیگران را زیر پا گذاشتن .

هیچ موقع ، هیچ کس را قبول نداشتم .

مشکل اصلی من ، در "قانون گریزی" من بود .

خودمرجعی و خودمرکزی .

خود را تافته ی جدا بافته می دانستم و همیشه مخالف جریان آب ، شنا میکردم .

آنقدرها هم که فکر میکردم ، آدم مهمی نبودم 

5 -

آیا پس از پیوستن به انجمن ، موفق شده اید این اصل را در مورد سوال قبلی رعایت کنید ؟ مثال بزنید .

بله . تا حدودی

خانواده :

رعایت حال اعضای خانواده را کرده ام و خواسته های غیر منطقی که از آنها داشته ام ، کمتر شده است . به آنها احترام میگذارم و سعی در درک آنها دارم . به قوانین منزل پایبند بوده ام و وقت شناسی و نظم را سر لوحه خود قرار داده ام . بخصوص در رفت و آمدها . ارتباط دوستانه با اعضای خانواده ، جایگزین بدبینی و تنش های خانوادگی شده است .

محل کار :

دیگر از این شاخه به آن شاخه نمی پرم و در کارم ثابت قدم هستم . با همکارانم ، با احترام و محبت برخورد می کنم . سعی می کنم در کارها منظم باشم و سر وقت در محل کار حاضر شوم . تعهد و مسئولیت پذیری داشته ام و پاسخگو بوده ام . خودم را با سایر همکارانم ، یکسان دیده ام .

(از لحظ انسانی)

اجتماع :

به قوانین و هنجارهای اجتماعی ، احترام گذاشته ام . دیگر با مردم جامعه سر جنگ ندارم . پیرو نظر جمع و عرف اجتماعی هستم .

نکات مهم :

گاهی لازم است عقاید شخصی خود را ، برای خودم نگه دارم و از ابراز آن ، خودداری کنم .

جایی هم که لازم است  ، حرف درست و اصولی را باید بگویم و سکوت نکنم .

احساس تعلق نسبت به جمع .

دیگران را هم در منافع خود ، سهیم بدانم .

رعایت سنت یکم ، حتی قبل از آشنایی با این سنت .(شرکت در جلسات با فروتنی)

حق زندگی کردن را به خانواده و اجتماع خود بدهم                                                                                 .سوال 6 -

لیست اعمال و رفتار خلاف سنت اول خود را در انجمن بنویسید و پس از بیان علت ، عوامل زیر بنایی آن را مشخص کنید و سپس بگویید که اگر می خواستید طبق این سنت عمل کنید ، باید چه می کردید ؟

 غیبت کردن در مورد دیگران

علت :

رنجش و ناراحتی از آنها داشته ام .

زیربنا :

غرور و ترسهای مختلف . نپذیرفتن دیگران . توقعات بی جا .(توجه نکردن به ضعف ها و ایرادات خودم و گرفتن ترازنامه ی شخصی دیگران)

راه حل :

تمرکز داشتن بر روی بهبودی خودم و گرفتن ترازنامه ی شخصی خود .

بیشتر در مورد حسن های دیگران صحبت کنم و به نقاط ضعف دیگران بی توجه باشم .

صحبت کردن داخل جلسه

علت :

مواقعی داخل جلسه صحبت کرده ام ، که حالم خوب نبوده . احساس تفاوت ، من با بقیه فرق دارم ، پس حق دارم که داخل جلسه حرف بزنم و نظم جلسه را به هم بریزم .

راه حل :

سکوت کردن و اینکه بهتر است کنار دوستان صمیمی خودم در جلسه ننشینم تا اصلا در موقعیت حرف زدن با آنها قرار نگیرم .

 

خودمحوری کردن در خدمات

علت :

با خود خواهی و بدون گذشت خدمت کردن . به اصول توجه نکرده ام و به خواسته های شخصی خودم توجه کرده ام . خودم را بیش از حد جدی گرفته ام و دچار خود بزرگ بینی شده ام .

راه حل :

خدمت صادقانه ، بدون چشمداشت و انتظار متقابل . مشورت در خدمت .

 

 اصرار کردن بر روی نظرات شخصی (جلسات اداری)

علت :

اثبات کردن خودم به دیگران .

خودم را مطرح کردن ، سرپوش گذاشتن بر روی احساسات مخرب از جمله احساس حقارت و ضعف .

راه حل :

احترام گذاشتن به نظرات دیگران . دست برداشتن از میل و اراده ی شخصی . تسلیم در برابر خواست جمع .

در این مواردی که ذکر شد ، در اکثر اوقات خودخواهی و غرور باعث این اعمال و رفتار شده است .

بیشتر در چه شرایطی رفتارهای خلاف سنت از من سر زده است ؟

جاهایی که :

حالم خوب نبوده .

خودم را از بقیه بالاتر دیدم .

ادعاها فعال بوده و میخواستم خودم را نشان بدهم .

بلوغ لازم در بهبودی را نداشتم .

خویشتن پذیر نبودم .

خودم را جزئی از کل ندانستم .

نکات مهم :

من همه جا میخواهم بگویم : منو ببینید .

نمی خواهم قبول کنم که دیگران هم حق دارند و قبول کنم که احتمال دارد دیگران هم درست بگویند .

شکستن گمنامی دیگران ، باعث تفرقه میشود .

گمنامی دیگران را حفظ می کنم ، به خاطر اینکه نمی خواهم از تجربه دیگران محروم شوم .

چون اهمیت جلسات اداری را درک نمی کردم ، گاهی در این جلسات تیراندازی کلامی داشتم .

خدمت نکردن در عین توانایی ، خلاف سنت اول است .

سوال - 7

لیست اعمال و رفتار مطابق سنت اول خود را بنویسید .

محبت و دوستی با اعضای گروه .

سکوت کردن داخل جلسات و احترام

 گذاشتن به مشارکت دیگران .

حفظ گمنامی .

مشارکت کردن صادقانه و داری پیام بهبودی .

خدمت کردن با زیربنای سالم و بدون خودخواهی و خودمحوری .

اهمیت قائل شدن برای جلسات اداری گروه و شرکت کردن در آن .

پافشاری نکردن بر روی نظرم در جلسات اداری .

انجام فعالیت خدماتی ، حتی با افرادی که با آنها هم عقیده و همفکر نیستم ، ولی برای پیشبرد هدف انجمن به همکاری با آنها ادامه می دهم .

کمک کردن به حفظ جلسات .

(بیرون جلسه مراقب رفتار و کردار خود باشم و رفتار ناپسندی از خود بروز ندهم که به روند طبیعی برگزاری جلسات خسارتی وارد شود)

نکات مهم :

رفتن به جلسات به طور منظم و مرتب و مسئولیت پذیر بودن .

تسلیم شدن در برابر رائ گروه .

گذشتن از عقاید شخصی .

راهنما شدن و راهنما داشتن .

انتقال داشته هایم به دیگران ، بدون کم فروشی .

داشتن عشق بدون قید و شرط .

گوش دادن حقیقی و با دقت به حرفهای دیگران .(سن پاکی شخص مقابل ملاک نیست)

انجام خدمت های موثر در جلسات و انجمن .

جزئی از کل شمردن خود                                                                                                                    .سوال - 8

لیست اعمال و رفتار مطابق سنت اول خود را در سطح خانواده ، در اجتماع و جهان بنویسید .

خانواده :

سعی کردم آشتی دهنده بین اعضای خانواده باشم . نه اینکه باعث جنگ و تنش بیشتر در محیط خانواده باشم .

به نیازها و خواسته های اعضای خانواده توجه کرده ام و در صورت امکان ، آن نیازها را برطرف کرده ام .

اجتماع :

بعد از آشنایی با انجمن و پاک شدن ، کمتر هنجار شکن بوده ام . بیشتر سعی کردم خودم را با اصول و قواعد زندگی در جامعه وفق دهم .

در مراسمات اجتماعی شرکت کرده ام تا دوباره به دیگر انسانها ، متصل شوم .

به اهالی محل سکونت و همسایگان خود احترام گذاشته ام و اگر خواسته ی بر حقی داشته اند ، آنرا اجابت کرده ام .

به انتقادات و تذکرات به جای دیگران ، تا جای ممکن توجه و اعتنا کرده ام .

جهان :

به عنوان یک انسان سعی کرده ام با خدمت به همدردانم یا دیگر انسانها ، به ایجاد صلح و آرامش در جهان کمک کنم .

هر معتادی که در مسیر بهبودی قرار بگیرد ، جامعه امن تر میشود . پس کمک یک معتاد به معتاد دیگر ، می تواند تاثیر جهانی هم داشته باشد .

اگر بگذاریم تا روحانیت ساده باشد ، آنگاه اجازه داده ایم تا جهانی شود .

نکات مهم :

1️⃣ در خانواده از در دوستی با اعضای خانواده وارد شوم .

2️⃣ مشورت کردن و صحبت کردن با دیگر اعضای خانواده .

3️⃣ در محیط کار ، اگر گره ای در کار بود ، با همفکری دیگران گره ی کار را باز کنم .

4️⃣ در اجتماع از خود سوال می کنم . سهم من چیست ؟ من چه کمکی میتوانم به اجتماع خود بکنم .

5️⃣ مشکلاتم را برای دیگران نگذارم .

6️⃣ احترام به قوانین اجتماعی .

7️⃣ من یک جزئ از کل هستم .

8️⃣ هر جا جمعی وجود دارد ، سنت اول در آن جمع قابل اجراست .




:: مرتبط با: اصول روحانی , سنت های دوازده گانه ,
ن : محمد یحیی (ص )
ت : شنبه 14 اسفند 1395
UsernamePasswordRemember me