تبلیغات
l

کمک و رهایی هنوز دیر نیست - فقط برای امروز
لطفا" در صورت امکان نظرات خودتان را در یک نظر سنجی راجع به مطالب وب بدهید





» تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :

محصولات ویژه

تسلیم برای همه است  30                         تیر

«اگر پس از گذشت مدتی با بهبودی خود مشکل پیدا کنیم، احتمالاً از انجام یک یا چند کاری که در مراحل اولیه بهبودی به ما کمک کرد، دست کشیدهایم.»  

کتاب پایه

v

تسلیم فقط مخصوص تازهواردهاست، درست است؟  نه اشتباه است!

پس از گذشت مدتی از بهبودی، برخی از ما تسلیم شرایط خاص افراد باتجربه میشویم. فکر میکنیم چیزهایی را درباره بهبودی، خداوند، NA و خود میدانیم و قطعاً هم همین طور است. اما مسئله این است که فکر میکنیم به قدر کافی میدانیم و تصور میکنیم دانستن صِرف کافیست. اما آنچه پس از تصور دانستن آن میآموزیم و انجام میدهیم، واقعاً تأثیر دارد.    

خودپسندی و از خود خشنودی میتواند ما را در مخمصه بزرگی بیندازد. وقتی درمییابیم "به کارگیری اصول" با قدرت شخصی خود مؤثر نیست، میتوانیم آنچه در آغاز برای ما مؤثر بوده را انجام دهیم: تسلیم. وقتی درمییابیم هنوز عاجز هستیم و زندگی ما دوباره غیر قابل اداره شده، باید مراقبت نیرویی برتر از خود را جستجو کنیم. وقتی متوجه میشویم خود درمانی چندان هم درمانبخش نیست، باید از "ارزش درمانی کمک یک معتاد به معتاد دیگر" بهره گیریم.   

v

فقط برای امروز:  به راهنمایی، پشتیبانی و نیرویی فراتر از نیروی خود نیاز دارم. به جلسهای میروم، به سراغ تازهواردی میروم، با راهنمای خود تماس میگیرم، خطاب به نیروی برتر خود دعا میکنمکاری انجام میدهم که بیان کند «من تسلیم شدهام.»








..............................................................................................................................

فروتنی در عمل 22                                      تیر


«اگر آزار می‌شویم و برای اکثر ما هر از گاهی این اتفاق میافتد، یاد میگیریم که کمک بخواهیم.»

کتاب پایه

v

گاهی اوقات بهبودی به تمام معنا دشوار میشود. فروتن شدن به حد کافی برای درخواست کمک، حتی دشوارتر هم میتواند باشد. فکر میکنیم: «این همه مدت پاک ماندهام. باید بهتر از این باشم!» اما واقعیت بهبودی ساده است: چه سی روز و چه سی سال از مدت زمان پاکی ما بگذرد، در هر حال باید برای درخواست کمک در هنگام نیاز تمایل داشته باشیم.

فروتنی در قدمهای دوازدهگانه ما موضوع رایجی است. برنامه معتادان گمنام درباره حفظ ظواهر نیست. در عوض، این برنامه به ما کمک میکند از بهبودی خود بیشترین بهره را ببریم. اگر انتظار داریم راه حلی برای مسائلی که در زندگی مطرح میشود پیدا کنیم، باید مشکلات خود را آشکار سازیم.

جملهای قدیمی هست که گاهی اوقات در معتادان گمنام شنیده میشود: نمیتوانیمهمزمان آبرو و فروتنی خود را حفظ کنیم. آسان نیست که با داشتن چند سال مدت زمان پاکی در جلسهای صحبت کنیم و چون زندگی آن طور که هست ما را متوجه عجزمان کرده، صرفاً اشک بریزیم. اما وقتی جلسه تمام میشود و عضو دیگری به سراغ ما میآید و میگوید «همان طور که میدانید، من واقعاً به گوش دادن به آنچه باید میگفتید نیاز داشتم»، متوجه میشویم خداوندی هست که بر زندگی ما تأثیر میگذارد.   

طعم فروتنی هرگز تلخ نیست. مزایای حاصل از نشان دادن فروتنی از طریق درخواست کمک، بهبودی ما را شیرین میکند.

v

فقط برای امروز:  اگر به کمک نیاز دارم، آن را درخواست میکنم. فروتنی را در زندگی خود به کار میگیرم.


21 تیر …………………………….   صبر

«در تله نیاز به ارضای فوری که مواد مخدر در ما ایجاد کرده بود، به دام افتادیم.»

کتاب پایه

v

«چیزی را میخواهم که دلم میخواهد و آن را همین حالا میخواهم!» این تقریباً میزان صبری است که اکثر ما همواره در دوران اعتیاد فعال خود داشتیم. وسوسه و اجبار ناشی از بیماری ما، طرز فکری "یکسویه" به ما داد؛ وقتی چیزی را میخواستیم، تمام فکر ما به آن معطوف میشد. موادی که مصرف میکردیم، به ما آموخت که ارضای فوری هرگز بیشتر از یک دوز با ارضای فوری بعدی ما فاصله ندارد. تعجبی نیست اکثر ما وقتی به معتادان گمنام آمدیم، تقریباً صبرمان ته کشیده بود.  

مسئله این است که ما همواره نمیتوانیم هر چیزی را که میخواهیم درست وقتی آن را میخواهیم، به دست آوریم. برخی از آرزوهای ما کاملاً  خواب و خیال هستند؛ اگر درباره این موضوع فکر کنیم، متوجه خواهیم شد دلیلی ندارد باور کنیم این آرزوها در طول مدت عمر ما بر آورده خواهند شد. احتمالاً حتی نمیتوانیم همه تمایلات واقعبینانه خود را ارضاء کنیم؛ مطمئناً نمیتوانیم همه آنها را به یکباره ارضاء نماییم. برای دستیابی به برخی چیزها مجبور به قربانی کردن برخی چیزهای دیگر هستیم.  

در دوران اعتیاد فعال، به دنبال ارضای فوری بودیم و قابلیتهای خود را ضایع میکردیم. در دوران بهبودی باید اولویتبندی را بیاموزیم، گاهی اوقات از ارضای برخی از تمایلات خود به منظور تحقق اهداف طولانی مدت مهمتر امتناع کنیم. انجام این کار به صبر نیاز دارد. برای دست یافتن به این صبر، برنامه بهبودی خود را اجرا میکنیم و نوعی بیداری روحانی پرمایه را جستجو میکنیم که امکان زندگی و لذت بردن از آن را همان طور که هست، برای ما فراهم میکند.

v

فقط برای امروز:  نیروی برتر به من کمک کن آنچه را در زندگیام اهمیت دارد، کشف کنم. کمکم کن صبر را یاد بگیرم تا قابلیتهای خود را به مهمترین چیزها اختصاص دهم.






تشویق 20                                            تیر

«آسایش و تشویق را با دیگران به مشارکت میگذاریم.»

کتاب پایه

v

بسیاری از ما وقتی کودکان اولین قدمهای خود را بر میدارند، آنها را تماشا کردهایم. مادر کودک را روی پا نگه میدارد. پدر در همان نزدیکی با آغوشی باز زانو میزند و با چهرهای مملو از فداکاری کوچولو را تشویق میکند. کودک چند قدم کوچک به سمت پدرش برمیدارد. خواهر و برادر بزرگتر کودک با شادمانی او را به ادامه حرکت تشویق میکنند. کودک زمین میافتد. مادرش با زمزمه کلمات آرامشبخش، کودک را بلند میکند و کار را از نو شروع میکند. این بار، کودک تا وقتی به قدر کافی برای افتادن در آغوش پدر نزدیک شود، سر پا میماند.     

به عنوان تازهوارد، ما نیز بسیار شبیه این کودک کوچک به اتاقهای NA میرسیم. خو گرفته به زندگی لطمهدیده از اعتیاد، مملو از ترس و تردید، برای ایستادن به کمک احتیاج داریم. درست مانند کودکی که حرکت خود را به سوی بلوغ آغاز میکند، اولین گامهای لنگان خود را به سوی بهبودی برمیداریم. زندگی بر اساس این شیوه جدید را یاد میگیریم، زیرا افراد دیگری که پیش از ما این مسیر را طی کردهاند، از طریق گفتن چیزهایی که برای آنها مؤثر بوده و چیزهایی که مؤثر نبوده، ما را تشویق میکنند و به ما آسایش میدهند. وقتی در طی مسیری درست به راهنمایی نیاز داریم، راهنما به کمک ما میشتابد.   

خیلی از اوقات در برداشتن قدمی دیگر در بهبودی احساس ناتوانی میکنیم. درست مانند کودکی که راه رفتن را یاد میگیرد، گاهی اوقات اشتباه میکنیم یا زمین میخوریم. اما نیروی برتر ما همواره با آغوشی باز در انتظار ماست و مانند برادر و خواهر کودک که فریادزنان او را تشویق میکنند، ما نیز از سوی سایر اعضای NA در مسیر خود به سوی زندگی کامل در بهبودی حمایت میشویم.  

v

فقط برای امروز:  تشویق از سوی دیگران را جستجو میکنم. افرادی را که به پشتیبانی من نیاز دارند، تشویق میکنم






19 تیر                                           نگرش مثبت

«آن منفیبافی قدیمی

 هر جا که میرفتم به دنبال من میآمد.»

کتاب پایه

v

نگرش منفی علامت اعتیاد فعال است. در هر اتفاقی که در زندگی ما رخ داد، فرد یا چیز دیگری مقصر بود. دیگران را به خاطر کمبودهای خود با مهارت خوبی سرزنش میکردیم. در بهبودی یکی از اولین چیزهایی که برای رسیدن به آن تلاش میکنیم، پیدا کردن نگرشی مثبت است. متوجه میشویم اگر طرز فکر منفی خود را با اصول مثبت جایگزین کنیم، زندگی بسیار روانتر جریان مییابد.

در حالی که نگرشی منفی، ما را در دوران اعتیاد فعال تعقیب میکرد، اکثر اوقات این نگرش میتواند ما را تا اتاقهای معتادان گمنام دنبال کند. چگونه میتوانیم شروع به تغییر نگرشهای خود کنیم؟ از طریق تغییر دادن اعمال خود. این کار آسان نیست، اما میتوان آن را انجام داد. 

میتوانیم از گوش دادن به طرز صحبت خود شروع کنیم. قبل از اینکه لب به سخن بگشاییم، از خود چند سؤال ساده میپرسیم: آیا چیزی که میخواهم بگویم، درباره مشکل است یا راه حل آن؟ آیا چیزی که میخواهم بگویم، لحن عشقآمیزی دارد؟ آیا چیزی که باید بگویم مهم است یا آیا اگر دهان خود را بسته نگه دارم، همه صرفاً راحتتر خواهند بود؟ آیا صرفاً صحبت میکنم تا صحبت خود را بشنوم یا آیا "صحبتهای خردمندانه" من هدفی را دنبال میکند؟  

نگرش ما در اعمال ما نمایان میشود. اکثر اوقات چیزی که واقعاً مهم است، حرف ما نیست، بلکه نحوه بیان ماست. وقتی یاد میگیریم به طرز مثبتتری صحبت کنیم، متوجه بهبودی نگرش خود نیز خواهیم شد.

v

فقط برای امروز:  میخواهم از منفیبافی آزاد باشم. امروز، به طرز مثبت صحبت میکنم و عمل مینمایم.  


ما بهبود پیدا میکنیم!             ………….           18 تیر

«...زمان آن رسیده تا دیگر این دروغ قدیمی که «وقتی آلوده شوی، همیشه آلوده میمانی»، دیگر نه از سوی جامعه و نه از سوی خود معتاد تحمل نشود. ما بهبود پیدا می‌کنیم»

کتاب پایه

v

هر از گاهی از افرادی که صحبت میکنند میشنویم که آنها هنوز اصول روحانی را واقعاً درک نمیکنند. به ما میگویند اگر بدانیم چه در ذهنشان میگذرد، از اینکه هنوز چقدر بیعقل هستند، متعجب میشویم. به ما میگویند هر چه بیشتر پاک میمانند، چیزهای کمتری درباره همه چیز میدانند. چندی بعد، همین افراد درباره تغییرات عمیقی که بهبودی در زندگی آنها ایجاد کرده، سخن میگویند. آنها از نومیدی کامل به سوی امیدواری بیپایان، از مصرف کنترلنشدنی مواد به پرهیز کامل و از غیر قابل اداره بودن همیشگی به مسئولیتپذیری از طریق کارکرد قدمهای دوازدهگانه معتادان گمنام گام برداشتهاند. کدام داستان درست است؟ آیا بهبود پیدا میکنیم یا خیر؟    

شاید فکر کنیم با غلو نکردن درباره تغییری که بهبودی در زندگی ما ایجاد کرده، فروتنی یا سپاسگزاری از خود نشان میدهیم. درست است، اگر خود ما برای این معجزه اعتبار قائل شویم، نسبت به آن بیانصافی کردهایم. اما اگر عظمت این معجزه را نیز اذعان نکنیم نسبت به خود و کسانی که با آنها صحبت میکنیم، به همان اندازه بیانصافی کردهایم. 

قطعاً بهبود پیدا میکنیم. اگر در مشاهده معجزه بهبودی مشکل داریم، بهتر است دوباره نگاه کنیم. بهبودی در معتادان گمنام، در افراد باتجربه، در سیل خروشان افرادی که به NA میآیند و بیشتر از همه در خود ما زنده و مؤثر است. تنها باید چشم خود را بر روی این حقایق باز کنیم. 

v

فقط برای امروز:  معجزه بهبودی خود را اذعان میکنم و از اینکه آن را یافتهام سپاسگزارم.


......................................................................................

کلمه "خداوند"                                    17 تیر



«مهم است بدانید که در جلسات NA ذکر خداوند را خواهید شنید. آنچه ما بدان اشاره میکنیم، نیرویی برتر است که آنچه در ظاهر غیر ممکن به نظر میرسد را ممکن میسازد.»

جزوه به معتادان گمنام خوش آمدید

v

اکثر ما با پیشفرضهای مختلفی درباره معنای کلمه "خداوند" که بسیاری از آنها منفی است، به معتادان گمنام میآییم. با این حال، از کلمه "خداوند" اگر نه مداوم به طور بسیار منظم درNA استفاده میشود. این کلمه 92 بار در 103 صفحه اول کتاب پایه به کار رفته است و در یک سوم قدمهای دوازده‌گانه به طور آشکار ظاهر شده است. به جای طفره رفتن از حساسیتی که بسیاری از ما نسبت به این کلمه داریم، بیایید مستقیماً به آن بپردازیم.   

معتادان گمنام به درستی برنامهای روحانی است. قدمهای دوازدهگانه، راهی را برای رهایی یافتن از اعتیاد با کمک نیروی روحانی برتر از ما ارائه میدهند. اما این برنامه چیزی درباره تصوری که ما باید از این نیرو داشته باشیم، نمیگوید. در حقیقت، به دفعات در نشریات و قدمها و جلسات خود میشنویم که میگویند: «خداوندی که درک میکنیم»حال، این درک میتواند هر نوع درکی باشد. 

از کلمه "خداوند به این دلیل استفاده میکنیم که در کتاب پایه به کار رفته و به طور مؤثر شناختی اساسی از نیروی نهفته در بهبودی را به اکثر افراد منتقل میسازد. این کلمه را به خاطر راحتی به کار میبریم. اما از نیرویی که در ورای این کلمه وجود دارد به دلیلی فراتر از راحتی استفاده میکنیم. از این نیرو برای حفظ رهایی خود از اعتیاد فعال و تضمین تداوم بهبودی خود استفاده مینماییم.

v

فقط برای امروز:  چه به خداوند اعتقاد داشته باشم یا خیر، از نیرویی بهره میگیرم که پاکی و آزادی مرا حفظ میکند.













مشاهده خداوند در یکدیگر 16                                   تیر

«یکی از جنبههای بیداری روحانی از طریق شناخت جدید ما از نیروی برتر حاصل میشود که ما آن را از طریق مشارکت در بهبودی معتادی دیگر به دست میآوریم.»

کتاب پایه

v

شنیدهایم میگویند اغلب خداوند را به واضحترین شکل ممکن در یکدیگر مشاهده میکنیم. در هنگام کارکرد قدم دوازدهم این حقیقت را عیناً میبینیم. وقتی پیام بهبودی را به معتاد دیگری میرسانیم، حضور نیرویی برتر از خود را حس میکنیم. وقتی میبینیم پیام ما اثر میکند، متوجه مسئله دیگری میشویم: پیام است که بهبودی به ارمغان میآورد، نه پیامرسان. نیرویی برتر، نه نیروی خود ما، منبع تغییری است که در هنگام رساندن پیام به معتادی که هنوز در عذاب است، آغاز میشود.

وقتی پیام تأثیر خود را میگذارد و زندگی معتاد دیگری را دگرگون میسازد، در اقدام خود نیرویی برتر را مشاهده میکنیم. میبینیم چگونه پذیرش و امید جایگزین انکار و نومیدی میشود. در مقابل چشمان ما اولین آثار صداقت، روشنبینی و تمایل پدیدار میشود. اتفاقی در درون این فرد رخ میدهد، اتفاقی بزرگتر و قدرتمندتر از هر یک از ما. وجود خداوندی را که شناختهایم، در زندگی یک فرد دیگر مؤثر مییابیم. نیروی برتر را در او مشاهده میکنیم. با اطمینانی بیشتر از همیشه میدانیم این نیروی برتر در ما نیز به عنوان نیرویی که بهبودی ما را هدایت میکند، وجود دارد. 

v

فقط برای امروز:  وقتی پیام بهبودی را به سایر معتادان میرسانم، سعی میکنم به نیرویی که در پس این پیام وجود دارد، توجه کنم. امروز، وقتی بهبود یافتن سایر معتادان را مشاهده میکنم، سعی میکنم خداوند را در وجود آنها شناسایی کنم تا بتوانم خداوند را در وجود خود بهتر بشناسم.





7 تیر                                       وجدان گروهی

«همکاری بادیگران، تنها آغاز فعالیت خدماتی است.»

کتاب پایه

v

فعالیت خدماتی، فداکاری خیرخواهانهای را برای رساندن پیام به معتادی که هنوز در عذاب است، میطلبد. اما طرز برخورد ما در خدمت به این حد محدود نمیشود. برای خدمت همچنین لازم است خود و انگیزههای خود را بررسی کنیم. تلاشهای ما در راه خدمت، ما را در انجمن بسیار انگشتنما میسازد. در NA "انگشتنما شدن" آسان است. طرز برخورد نظارتی ما میتواند تازهوارد را طرد کند.        

وجدان گروهی یکی از مهمترین اصول در خدمت است. باید به خاطر بسپاریم وجدان گروهی آن چیزی است که اهمیت دارد، نه  باورها و تمایلات فردی ما. افکار و باورهای خود را برای رشد وجدان گروهی ارائه میکنیم. سپس، وقتی این وجدان پدیدار میشود، راهنمایی آن را میپذیریم. کلید این کار همکاری با دیگران است، نه کار کردن بر علیه آنها. اگر به یاد داشته باشیم برای رشد وجدان جمعی با یکدیگر تلاش میکنیم، متوجه میشویم همه افراد شایستگی یکسانی دارند. وقتی همه بحثها تمام شد، همه افراد با یکدیگر جمع میشویم تا پیام واحدی را برسانیم. 

اغلب تصور اینکه ما میدانیم بهترین مصلحت گروه چیست، وسوسهانگیز است. اگر به یاد داشته باشیم تحمیل روش ما اهمیتی ندارد، آن وقت آسانتر است که بگذاریم خدمت وسیلهای باشد برای تحقق هدف اصلی انجمن ماراهی برای رساندن پیام به معتادی که هنوز در عذاب است.    

v

فقط برای امروز:  در شکل‌گیری وجدان گروهی شرکت میکنم. به خاطر میسپارم صرفاً به این خاطر که روش خود را تحمیل نمیکنم، دنیا به پایان نمیرسد. در همه فعالیتهای خدماتی خود درباره هدف اصلیمان فکر میکنم. به کمک یک تازهوارد میروم.  

....................................................................................................................................................

حفظ طراوت بهبودی8                            تیر

«از خود خوشنود بودن، دشمن اعضایی است که دارای مدت زمان پاکی چشمگیری هستند. اگر برای مدت زیادی از خود خشنود باقی بمانیم، فرآیند بهبودی متوقف میشود.»

کتاب پایه

v

پس از گذشت چند سال اول بهبودی، اکثر ما به تدریج احساس میکنیم دیگر مسائل جدی وجود ندارد. اگر در کارکرد قدمها سختکوش بودهایم، گذشته ما بسیار مستحکم است و اکنون اساس محکمی داریم که آینده خود را بر آن بنا کنیم. آشنایی با قدمها به ما این امکان را میدهد که مشکلات را به همان سرعتی که به وجود میآیند، حل و فصل کنیم.   

وقتی به این مرتبه از آرامش دست پیدا میکنیم، ممکن است مایل باشیم آن را در مسیر بهبودی به عنوان "ایستگاه استراحت" در نظر بگیریم. اما انجام این کار طبیعت بیماری ما را کم اهمیت جلوه میدهد. اعتیاد صبور، فریبنده، پیشرونده و لاعلاج است. این بیماری کشنده نیز هستممکن است در اثر آن جان خود را از دست دهیم، مگر اینکه به درمان آن ادامه دهیم. درمان اعتیاد برنامه حیاتی و مداوم بهبودی است.   

قدمهای دوازدهگانه یک فرآیند است، مسیری است که با طی آن یک قدم از بیماری خود پیشی میگیریم. جلسات، راهنمایی، خدمت و قدمها همواره برای بهبودی مداوم ضروری است. گرچه ممکن است با پنج سال پاکی، برنامه خود را قدری متفاوتتر از زمانی که پنج ماه پاکی داشتیم انجام دهیم، اما این مسئله بدین معنا نیست که برنامه تغییر کرده یا اهمیت آن کمتر شده، بلکه درک عملی ما رشد و تغییر کرده است. برای حفظ طراوت و شادابی بهبودی خود باید فرصتهای انجام برنامه را غنیمت شماریم.  

v

فقط برای امروز:  در حالی که به رشد خود در بهبودی ادامه میدهم، به دنبال شیوههای جدیدی برای انجام برنامه خود میگردم. 

.............................................................................................................

حفظ اساس                                     9 تیر

«ایمان نویافته ما به عنوان اساس محکمی برای شهامت در آینده عمل میکند.»

کتاب پایه

v

اساس زندگی ما چیزی است که مابقی زندگی ما بر روی آن بنا شده است. وقتی مصرف میکردیم، این اساس همه کارهایی را که انجام میدادیم، تحت تأثیر قرار میداد. وقتی اهمیت بهبودی برای ما مسلم شد، به تدریج انرژی خود را صرف آن کردیم. در نتیجه، کل زندگی ما تغییر کرد. به منظور حفظ این زندگی جدید، باید اساس آن را حفظ کنیم: برنامه بهبودی خود. 

وقتی پاک میمانیم و شیوه زندگی ما تغییر میکند، اولویتهای ما نیز تغییر میکند. کار و مدرسه ممکن است به این خاطر اهمیت پیدا کنند که کیفیت زندگی ما را بهبود میبخشند. روابط جدید ممکن است هیجان و پشتیبانی دوجانبه ایجاد کند. اما باید به خاطر بسپاریم برنامه بهبودی ما اساسی است که زندگی جدید ما بر آن بنا شده. هر روز باید میثاق خود با بهبودی را تجدید کنیم و آن را به عنوان بالاترین اولویت خود حفظ کنیم.

v

فقط برای امروز:  میخواهم به لذت بردن از زندگی جدیدی که در دوران بهبودی پیدا کردهام، ادامه دهم. امروز، قدمها را برای حفظ اساس زندگی خود کار میکنم.

..........................................................................................................

 برنامه ساده10                                    تیر

«این برنامه به بیانی ساده:  مشارکت، کار کردن

 قدمهای دوازدهگانه، حضور در جلسات و تمرین اصول برنامه است.»

کتاب پایه

v

اگر بر چند چیز ساده تمرکز کنیم، زندگی ما پیچیدگی بسیار کمتری پیدا میکندمشارکت تجربه، نیرو و امید خود با دیگران، حضور منظم در جلسات و به کارگیری اصول برنامه در زندگی روزانه خود.    

از طریق مشارکت تجربه، نیرو و امید خود با سایر معتادان، الگوی مؤثری را جهت پیروی برای تازهواردها فراهم میکنیم. تلاشی که صرف کمک به دیگران میکنیم، به رهایی از خودمحوری که در قلب بیماری ما قرار دارد، کمک میکند.   

بسیاری از ما گروهی را به عنوان "گروه همیشگی" انتخاب میکنیم و در جلسات آن فداکارانه حضور مییابیم. شرکت منظم در جلسات به زندگی ما نظم و برنامه میدهد و به دیگران این امکان را میدهد که در صورت نیاز بدانند کجا میتوانند ما را پیدا کنند.

به کارگیری قدمهای دوازدهگانه در زندگی روزانه، بین بهبودی متعادل و مصرف نکردن صِرف تفاوت ایجاد میکند. قدمها راهنماییهایی که در اداره امور روزمره لزوم بیشتری دارند، در اختیار ما قرار میدهند.

بله، ما افراد پیچیدهای هستیم. اما برنامه NA زندگی را برای ما ساده میکند و ما را قادر میسازد تا رها از اعتیاد فعال به زندگی خود ادامه دهیم. وقتی از راهنمایی اصول ساده برنامه در زندگی خود استفاده میکنیم، زندگی ما میتواند سرشار از امید و آرامش شود.

v

فقط برای امروز:  به خاطر میسپارم با وجود اینکه فرد پیچیدهای هستم، NA برای من سادهترین راهی است که میتوانم از پیچیدگی زندگی خود بکاهم.

...........................................................................

مقایسه                                        11 تیر

«ماجراهای شخصی ما ممکن است از لحاظ فردی با یکدیگر تفاوت داشته باشد، اما در نهایت همه ما در چیزهای یکسانی با هم شریک هستیم.»

کتاب پایه

v

ما معتادان قشر متفاوتی هستیم که سوابق گوناگونی داریم، مواد مخدر مختلفی را مصرف کردهایم و تجربیات متنوعی را به خاطر میآوریم. تفاوتهای ما در دوران بهبودی ناپدید نمیشود؛ برای برخی از ما این تفاوتها حتی چشمگیرتر هم میشود. رهایی از اعتیاد فعال به ما آزادی میدهد تا خود باشیم، همان طوری که واقعاً هستیم. این حقیقت که همه ما در حال بهبودی هستیم، بدین معنا نیست که همه ما لزوماً نیازها و اهداف یکسانی را داریم. هر یک از ما در دوران بهبودی باید درسهای مخصوص به خود را یاد بگیریم.    

با وجود تفاوتهای بسیار میان ما معتادان، چگونه ما می‌توانیم در بهبودی به یکدیگر کمک کنیم و از تجربیات یکدیگر استفاده نماییم؟ دور هم جمع میشویم تا درباره زندگی خود در پرتو اصول بهبودی با یکدیگر صحبت کنیم. اگرچه زندگی ما با یکدیگر فرق میکند، اما اصولی که در بهبودی به کار میبریم، یکسان است. در پرتو این اصول که بر تفاوتهای ما میتابد، راه یکدیگر را در مسیرهای فردی خود روشن میسازیم.    

همه ما در دو مسئله شریک هستیم: اعتیاد و بهبودی. وقتی با دقت گوش میدهیم، از دیگران میشنویم قطع نظر از سوابق خاص خود از عذاب ناشی از همان بیماریی سخن میگویند که ما نیز از آن رنج بردهایم. وقتی گوشهای خود را باز میکنیم، از سایر معتادان میشنویم که صرف نظر از اهداف شخصی خود درباره به کار بردن اصول روحانی که به ما نیز وعده امید میدهد، صحبت میکنند. 

v

فقط برای امروز:  مسیرخود را دنبال میکنم. با این وجود، از مصاحبت با افرادی که درست مثل من از اعتیاد رنج بردهاند و نحوه به کارگیری اصول بهبودی را یاد میگیرند، سپاسگزارم.

....................................................................................................

زمان سکوت12                                  تیر

«بسیاری از ما دریافتهایم اختصاص دادن زمانی برای سکوت، در برقراری رابطه آگاهانه با نیروی برتر مفید است.»

کتاب پایه

v

اکثر ما ریاکارانه ادعا میکنیم نسبت به ارزش ارتباط آگاهانه با نیرویی برتر وفادار هستیم. با این حال، چند تن از ما برای بهبود بخشیدن به این ارتباط آگاهانه دائماً وقت صرف میکنیم؟ اگر تاکنون برنامه منظمی برای دعا و مراقبه در نظر نگرفتهایم، همین امروز باید دست به کار شویم.

"زمان سکوت" نباید طولانی باشد. بسیاری از ما پی میبریم که برای دادن آرامش به خود، تمرکز بر مطالعهای روحانی، درد و دل کردن درباره افکار و دغدغههای خود در هنگام دعا و صرف چند لحظه برای گوش دادن به جواب در هنگام مراقبه کافیست، مثلاٌ 20 یا 30 دقیقه. "زمان سکوت" ما لازم نیست طولانی باشد تا مؤثر واقع شود، به شرط اینکه مداوم باشد. صرف بیست دقیقه وقت در ماه برای دعا احتمالاً تأثیر نخواهد داشت، اما ما را به خاطر کیفیت ضعیف ارتباط آگاهانه خود دلسرد میکند. اما صرف بیست دقیقه وقت در روز برای دعا ارتباط زنده ما با نیروی برتر را احیا و تقویت میکند.     

به دلیل پر شور و غوغا بودن روزهای زندگی معتاد در حال بهبودی، بسیاری از ما بدون صرف وقت برای بهبود بخشیدن به ارتباط آگاهانه خود با خداوندی که از او شناخت پیدا کردهایم، به فعالیتهای روزانه خود پایان میدهیم. اما اگر هر روز وقت ویژهای را به "سکوت" اختصاص دهیم، میتوانیم از بهبودی ارتباط آگاهانه خود مطمئن باشیم. 

v

فقط برای امروز:  پس از خواندن مراقبه روزانه این کتاب، چند دقیقهای را به دعا و مراقبه اختصاص میدهم. این امر، آغاز الگوی جدیدی برای بهبودی من است. 

13 تیر                                          اختلاف

«یاد میگیریم اختلافات بخشی از واقعیت هستند

و به جای فرار از آنها روشهای جدیدی را برای حل و فصل آنها یاد میگیریم.»

کتاب پایه

v

هر از گاهی همه ما دچار اختلاف میشویم. شاید صرفاً نمیتوانیم با فلان همکار جدید به توافق برسیم. شاید دوستان ما موجب عصبانیت ما میشوند. یا شاید همسر ما انتظارات ما را برآورده نمیکند. کنار آمدن با هر اختلافی برای معتادان در حال بهبودی مشکل است.

وقتی عصبانی میشویم، اغلب دور شدن از آن موقعیت برای باز یافتن آرامش فکر خوبی است. وقتی آرامش پیدا کردیم، همواره میتوانیم برای ادامه بحث برگردیم. نمیتوانیم از موقعیتهای دردسرآفرین دوری کنیم، اما میتوانیم از وقت و فاصله برای به دست آوردن دیدگاهی بهتر استفاده کنیم.   

اختلاف بخشی از زندگی است. بدون رویارویی با ناسازگاری و اختلاف عقیده نمیتوانیم راه را برای بهبودی کامل خود هموار کنیم. گاهی اوقات میتوانیم از این موقعیتها دور شویم و برای تعمق درباره آنها وقت صرف کنیم، اما همواره زمانی فرا میرسد که اختلاف باید حل و فصل شود. وقتی این زمان فرا میرسد، نفس عمیقی میکشیم، دعایی میخوانیم و اصولی را که برنامه در اختیار ما گذاشته، اجرا میکنیم: صداقت، برخورد خوب، مسئولیتپذیری، بخشش، اعتماد و بقیه اصول. پاک نشدیم که از زندگی فرار کنیم و در بهبودی دیگر مجبور به فرار نیستیم.

v

فقط برای امروز:  اصولی که برنامه در اختیار من گذاشته، برای راهنمایی من در هر موقعیتی کافیست. سعی میکنم به روش سالمی با اختلاف روبرو شوم.

>>>><<<<

بررسی راههای روحانی14                           تیر

«ماهیت باور ما روش دعاها و مراقبههای ما را مشخص میکند.»

کتاب پایه

v

چگونه دعا میکنیم؟ برای هر عضو NA، این امر موضوعی کاملاً شخصی است. بسیاری از ما متوجه میشویم که در طول زمان بر اساس آنچه از دیگران یاد میگیریم و به نحوی که راحت هستیم، روشی را برای دعا و مراقبه پیدا میکنیم.

برخی از ما با ذهن بستهای نسبت به نیرویی برتر از خود به NA میآییم. اما وقتی با راهنمای خود مینشینیم و مشکلات خود را بحث میکنیم و قدم دوم را کاملاً بررسی میکنیم، موجب خوشبختی است که میتوانیم هر برداشتی از نیروی برتر که برای ما جذابیت دارد، انتخاب کنیم.   

درست همان طور که تعریف ما از نیرویی برتر از خود، از معتادی به معتادی دیگر فرق میکند، روش ما برای دستیابی به "ارتباطی آگاهانه" نیز همین طور است. برخی از ما در خدمات مذهبی شرکت میکنیم؛ برخی از ما آواز میخوانیم؛ برخی از ما آرام مینشینیم و با هر کسی که حضور دارد صحبت میکنیم؛ برخی از ما از طریق یگانگی با طبیعت، ارتباطی روحانی برقرار میکنیم. "روش صحیح" برای دعا و مراقبه هر روشی است که به ما در بهبود بخشیدن به ارتباط آگاهانه خود با نیروی برتر کمک میکند.

همواره برای شروع بهتر است از دیگران بپرسیم چگونه به هدایت روحانی خود دست یافتهاند. خواندن کتاب قبل از شروع دورههای مراقبه نیز میتواند به ما کمک کند. بسیاری از افراد این جستجو را قبل از ما انجام دادهاند. وقتی رشد روحانی را جستجو میکنیم، میتوانیم از تجربه آنها بهره زیادی ببریم. 

v

فقط برای امروز:  راههای خود را برای بهبود بخشیدن به ارتباط آگاهانه خود با خداوندی که درک میکنم، بررسی میکنم.

(((((((((((((((((((((())))))))))))))))))))))))

15 تیر                                    «متاسفم»

«مهمترین کاری که [قدم هشتم] برای ما انجام میدهد این است

که به ما در آگاه شدن از این مسئله که به تدریج نگرشهای جدیدی نسبت به خود

و نحوه ارتباط با سایر افراد پیدا میکنیم، کمک میکند.»

کتاب پایه

v

گفتن «متاسفم» احتمالاً برای اکثر ما موضوع غریبی نیست. این جمله در دوران اعتیاد فعال، شاید جمله بسیار آشنایی باشد. همیشه به افراد میگفتیم که چقدر متأسف هستیم و وقتی فردی که از عذرخواهیهای بیمعنی ما خسته میشد، پاسخ میداد «مطمئناً همین طور است. در حقیقت، شما  بدترین عذر را برای... آوردید»، شاید این مسئله اولین گواه بر این بود که «متاسفم» واقعاً هیچ تأثیری بر کسانی که به آنها صدمه زده بودیم، نمیگذاشت، خصوصاً وقتی میدانستیم دوباره همان کار را تکرار میکنیم.

بسیاری از ما فکر میکردیم جبران خسارت، «متاسفم» دیگری است. اما اقدامی که در این قدمها انجام میدهیم، کاملاً متفاوت است. جبران خسارت به معنای ایجاد تغییرات و بالاتر از همه اصلاح وضعیت است. اگر پول دزدیدهایم، فقط نمیگوییم، «متاسفم، اکنون که پاک هستم هرگز این کار را دوباره انجام نخواهم داد»، بلکه پول را نیز پس میدهیم. اگر به خانواده خود بیتوجهی کردهایم یا از آن سوءاستفاده کردهایم، صرفاً عذرخواهی نمیکنیم. با آنها با احترام رفتار میکنیم. 

اصلاح رفتار و طرز برخورد ما با دیگران، کل هدف کارکرد قدمهاست. دیگر صرفاً "متاسف" نیستیم؛ مسئولیتپذیر نیز هستیم.

v

فقط برای امروز:  مسئولیت خود و بهبودی خود را میپذیرم. امروز، خسارات خاصی را که به خاطر آن متاسف هستم، جبران میکنم.

 
زیر قابلمه ای hotman